|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:47 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
مقدمـه 1- استدلال آيات وروايات بر محرم بودن اقوام نسبي كه شامل پدر ومادر و.....وفتواهاي مراجع 2- استدلال آيات و روايات بر محرم بودن اقوام سببي كه شامل عروس و داماد 3- استدلال ايات و روايات بر محرم بودن اقوام رضاعي كه شامل مادر رضاعي و...وفتواهاي مراجع 4-استدلال آيات و روايات بر حرام بودن ازدواج با محارم نسبي و سببي و رضاعي 5- استدلال آيات و روايات بر حرام نبودن ازدواج با اين افراد و بلكه تاكيد بر آن 6- استدلال آيات و روايات بر حرام بودن نگاه به نا محرم ـ د ست دادن به نا محرم ـ صحبت با نا محرم شوخي با نامحرم وفتواهاي مراجع 7- راههاي محرم شدن ـ ازدواج دائم وموقت ـ شير خوردن و فتواهاي مراجع
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:47 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
محارم سببي : درآيه 23 سوره نساء: ( حرمت عليكم امهتكم و بناتكم و اخواتكم و عمتكم و خلقكم و بنات الاخ و بنات الأخت و امهتكم التي ارضعنكم و اخوتكم من الرضعه و امهت نسائكم و التي في حجوركم من نسائكم التي دخلتم بهن فال لم تكونا دخلتم يهن فلاجناح عليكم و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم و ان تجمعوا بين الأختين الاما قد سلف انالله كان غفوراً رحيما. (بر شما حرام شده است (ازدواج با ) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان نخست اشاره به محارم نسبي كه هفت دسته هستند كرده و مي فرمايد: حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم واخواتكم و عماتكم وخالاتكم و بنات الاخ (مادران شما و دخترانتان و خواهرانتان و عمه ها و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهرتان بر شما حرام شده اند) براي ازدواج = پس محرم شما هستند. حرمت عليكم امهاتكم «مادران شما» . 1ـ بايد توجه داشت كه منظوراز مادر فقط آن زني كه انسان بلا واسطه از او تولد شده,نيست بلكه زنيكه نسب آدمي به آنان از راه ولادت متصل ميشود . ( با واسطه ) مانند جده و مادر جده و مادر پدر( مادر بزرگ پدري ) ومادر مادر (مادر بزرگ مادري ) و مانند آنها را شامل مي شود (پدر ناتني) يا (مادر ناتني) 2ـ بناتكم «دختران شما » همانطور كه منظور از دختر,تنها دختر 3ـ اخواتكم «خواهران شما » خواهران دختر ان و زناني كه نسبشان از جهت ولادت متصل به ما باشد ( به اين معني كه تولدشان از پدر و مادر ما باشد ) ويا تنها از پدر ما باشد ....هر چند مادرش مادر ما نباشد ( خواهر ناتني ـ برادر ناتني) وياتنها از مادر ما باشد ...هر چند پدرش پدر ما نباشد 4ـ عماتكم «عمه هاي شما » عمه ها:خواهر پدر وخواهر جد چه اين كه اين خواهر وبرادر آن پدر يا آن مادر باشد يا اين كه تنها از پدر باشد ويا اين كه تنها از مادر باشد ( عمه ناتني) 5ـ وخالاتكم «خالههاي شما» خاله ها : زني كه با مادر ما يا با جده ما از يك پدر ومادر متولد شده باشند يا تنها از يك پدر ويا تنها از يك مادر به دنيا آمده باشند : ( خالهناتني) و بنات الاخ 6ـ و7-«دختران برادر و دختران خواهر » دختران برادر : دختر برادر : كه ان دو منحصر در برادر وخواهر پدر ومادري نيستند بلكه دختر برادر ودختر خواهري كه تنها از پدر يا تنها ازمادر ما باشند برادر زاده پيام آيه در اين آيه (23 نساء) گروههايي از زنان كه به انسان محرمند و ازدواج ـ تحريم ازدواج با محارم در اديان پيشين نيز بوده است ـ ازدواج با غير محارم ، عامل گسترش ارتباط خانوادهها است ـ اختيار حرام و حلال كردن همه چيز (مأكولات، مشروبات، معاملات و منكوحات و منظور از اينكه فرمود: حرام شده است بر شما مادران و دختران و … اين است پس حق اين است كه موضوع حكم حرمت كه در آيه ذكر نشده و در تقدير گرفته شده است علقه نكاح نيست بلكه كلمه ( و طي) و يا كلماتي ديگر كه مفيد معناي آن است چون عادت قرآن همين است كه عفت كلام را رعايت كند. و اگر در آيه مورد بحث خطاب را متوجه مخصوص مردان نموده، فرموده بر شما مردان حرام شده است مادران و دخترانتان و… با اينكه ممكن بود همين خطاب را متوجه زنان نموده بفرمايد: بر شما زنان حرام است كه به فرزندان و پدرانتان شوهر كنيد و يا بطور كلي و بدون خطاب بفرمايد بين زن و فرزندش و پدرش نكاح نيست براي اين بوده كه به آن بياني كه در تفسير آيه شريفه (الرجال قوامون عليالنساء (نساء 34) گذشت خواستگاري و اما اينكه خطاب را در آيه متوجه جمع كرده و فرموده ( عليكم بر شما ) و نيز حرمت را متعلق به جمع از هر هفت طايفه كرده و فرموده (مادرانتان و دخترانتان و…) براي بحث علمي : را بطه نسب و خويشاوندي يعني همان رابطهاي كه يك فرد از انسان و مجتمعات بشري چه مترقيش و چه عقب ماندهاش يك نوع اعتنا به اين رابطه دارند كه اين اعتنا در بررسي سنن و قوانين اجتماعي فيالجمله مشهود است نظير قوانين نكاح وارث و امثال آن دخل و تصرف نموده زماني آن را توسعه ميدهند و زماني ديگر و لذا ميبينيم بعضي از آن علما گفتهاند: آنچه ما از لغت در معناي نبوت ( پسر بودن) ميفهميم اين است كه بايد از نسل پسر ما متولد شده باشد. اگر پسري از دختر ما و اين شخص طريق بحث را گم كرده خيال كرده بحث در مورد پدر فرزندي تا اگر عرب لفظ (ابن) را براي معنايي وضع كرد كه شامل پسر دختر هم بشود آن وقت نتيجه بحث طوري ديگر شود غفلت كرده از اينكه آثار و احكامي كه در مجتمعات مختلف بشري نه تنها در عرب بر مسأله پدري و فرزندي و امثال آن مترتب ميشود تابع و اما اينكه گفت پسران به پدران خود ملحقند و به پدر مادرشان ملحق نميشوند و سخن كوتاه اينكه همانطور كه پدر رابطه نسبي را به پسر و دختر منتقل ميكند مادر نيز منتقل ميكند و يكي از آثار روشن اين انتقال در قانون اسلام مسأله ارث و حرمت نكاح است ( يعني اگر من به جز يك نبيره دختري اولادي و وارثي نداشته باشم او ارث مانند ملحق شدن فرزند و مسأله نفقه و مسأله سهم خويشاوندان رسول در آيه 31 نور آيه 31 نور : وقل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او ابائهن او اباء بعولتهن اوابنائهن او ابناءبعولتهن او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابين غير اولي اربعه من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا ايه المومنون لعلكم تفلحون . ترجمه : (و به زنان با ايمان بگو: از بعضي نگاههاي خود ( نگاههاي غيرمجاز) چشمپوشي كنند و يا اينكه فرمود: ( نسائهن) و زنان را اضافه كرد به ضمير زنان براي اشاره اطلاق جمله ( او ملكت ايمانهن) هم شامل غلامان ميشود و هم كنيزان و از روايات نيز اين اطلاق استفاده ميشود همچنان كه به زودي خواهد آمد و اين جمله يكي و مراد از اين رجال تابعين افراد سفيه و ابلمي هستند كه تحت قيومت ديگران هستند ( اوالطفل الذين لم يظمروا علي عورات النساء) الفولام در الطفل براي استفراق است و تو بوالي الله جميعاً ايهاالمؤمنون لعلكم تفلحون) مراد از توبه به طوري كه از سياق در سوره احزاب ايه 55 - مي فرمايد: (لا جناح عليهن في ابائهن ولا ابنائهن ولا اخوانهن ولا ابناء اخواتهن ولا نسائهن (بر همسران پيامبر گناهي نيست كه با پدران فرزندان برادران فرزندان وخواهران خود وزنان مسلمان وبرد گان خود بدون حجاب تماس داشته باشند ) و به تعبير ديگر محارم آنها كه منحصر در اين شش گروهند مستثني مي باشد ودر پايان آيه لحن سخن را از غايب به خطاب تغيير داده همسران پيامبر را مخاطب ساخته مي گويد تقوا را پيشه كنيد كه خداوند بر هر چيزي آگاه است وهيچ چيز |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:46 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
مقدمـه درآيات قران مساله محرم و نامحرم به عنوان يكي از مهمترين اركان يك جامعه سالم معرفي شده است لذا با توجه به اينكه سوالات زيادي در سفرهاي تبليغي در مورد محارم مي شد بر آن شدم تا اين موضوع را براي جامعه اسلامي كه مقيد حوادث طبیعی و غیر طبیعی، همانند زلزله ها، جنگ ها، بیماری ها، طونان های سخت وحشتناک و مانند آن عوارض نا مطلوب مختلفی بر جوامع انسانی می گذارد. که یکی از آن ها معضل فرزندان بی سرپرست است. فرزندانی که پدر و مادر خود را در آن حوادث از دست داده و غم مهر و محبت آنان سوخته و حسرت نوازش ساده را بر دل دارند. کودکان معصوم و پاکی که نگاه معصومانه آنان همچون کتابی قطور حاوی مطالب فراوان و مهمی است که تنها برخی توفیق مطالعات آن را دارند. از سوی دیگر زوجین متعددی وجود دارند که به علل مختلف از نعمت بی بدیل فرزند محروم هستند و خداوند حکیم آن ها را با بچه دار نشدن آزمایش می کند. که در سوره شوری می فرمایند: « لله ملک السماوات و الارض یخلق ما یشاء یهب لمن یشاء انثا و یهب لمن یشاء الذکور 49 او یزوجهم ذکراناً و انثاء یجعل من یشا عقیماً انه علیم قدیر 50 مالکیت و حاکمیت آسمان ها و زمین از آن خداست هر چه را بخواهدی می آفریند به هر کس اراده کند دختر می بخشد و به هر کس بخواهد پسر یا ( اگر بخواهد ) پسر و دختر – هر دو – را برا آن جمع می کند و هر کس را بخواهد عقیم می گذارد زیرا که او دانا و قادر است. و زن و شوهرهایی که دیدن هر نوزاد داغ دل آنها را تازه و آه حسرت را بی اختیار از نهاد آن ها بلند و قطرات اشک را بر گوشه چشمانشان جاری می سازد. برخی از این زوجین به جای آه و افسوس و حسرت و هدر دادن نیروی خود و با هدف پر کردن این خلاء زندگی مشترک که گاه منجر به جدایی و طلاق می گردد به سرغ فرزندان بی سرپرست رفته و آن ها را به فرزندی قبول می کنند تا هم غم فقدان پدر و مادر و کمبود عشق و محبت را از قلب پاک و کوچک آن کودکان معصوم بیرون کنند و هم خود را از تنهایی در آورند و سکوت خسته کننده محیط زندگی مشترک خویش را با گریه ها و خنده های چنان فرزندانی بشکنند. اما مشکلی که معمولا زوجین مومن را رنج می دهد و در پاره ای از موارد آن ها را از پذیرش چنین فرزندانی منصرف می کند مشکل محرمیت است زیرا اگر فرزند خوانده دختر باشد در آینده با زن خانه مشکل محرمیت خواهد داشت لذا برای حل این مشکل چاره هایی اندیشیده شده که امیدوارم در کنار مکتب اسلام و با عمل به دستورات آن بتوانیم زندگی قرآنی و سالم داشته باشیم. چرا كه اين جملات را با غم وغصه فراوان مي نويسم كه در جامعه اسلامي از واجبات فراموش نموده ايم و بررسيهاي فراواني نشان مي دهد كه با عمل به مستحبات وخرافات باعث عقب ماندن از كاروان اسلام و اسلام ناب محمدي شده ايم كه به تعبير امام (ره) اسلام امريكائي، آيا اسلامي كه آنها برنامه ريزي نموده اند و از طريق رسانه هاي گروهي اعم از اينترنت و ماهواره و مجله براي ما بيان مي كنند هنوز در برخي افراد تأثير نگذاشته است از زبان حضرت علي(ع) كه پدر اين امت مي باشد( در كتاب شريف نهج البلاغه كه ما آن جملات را به عنوان يك شيعه بايد سر لوحه كار خودمان قرار دهيم) در حكمت 39 امده است كه ميفرمايند «وقال علي عليه السلام» لا قربة بالنوافل اذا اضرت بالفرائض » عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نميگرداند اگر به واجب زيان رساند و در حكمت 279 مي فرمايند «اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها » هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترك كنيد . لذا بارها ديده ايم كه مردم جامعه ما چه زن چه مرد براي ديگران يا همسايههاي خود بيشتر احترام و روابط رفت و آمد دارند تا با محرم هاي خودشان با وجود اين لذا خواهش ميكنم از چند گروه: اول از مبلغان دين كه دست همه آنها را مي بوسم تا مي توانيد ببينيد اين مطلب جزء واجبات است يا محرمات دوم از مردم اگر مي خواهيد زندگي سالم داشته باشيد به واجبات بپردازيد و در اينجا به همه عزيزاني كه مايل هستند با فهرستي از واجبات و محرمات آشنا شوند دعوت ميكنم كتاب ( واجبات در اسلام ) تأليف حضرت آيتالله مشكيني را مطالعه نمايند تا با واجبات و محرمات دراسلام آشنا شوند |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:46 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
(محارم سببي يعني يك سبب به نام ازدواج سبب محرميت شده است ) يعني زناني كه با خواستگارشان اشتراك در خون ندارند بلكه به خاطر وصلت و پيوند خويشاوندي با آنان مرتبط شده اند و اين محارم هفت طايفه اند كه شش طايفه آنها در آيه 23 سوره نساء ذكر شده و هفتمي آنها در آيه 22 سوره نساء آمده است ( حرمت عليكم امهتكم و بناتكم و اخواتكم و عمتكم و خلقكم و بنات الاخ و بنات الأخت و امهتكم التي ارضعنكم و اخوتكم من الرضعه و امهت نسائكم و التي (بر شما حرام شده است (ازدواج با ) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و در آخرين مرحله آيه 23سوره نساء اشاره به دسته سوم از محارم كرده و انها را تحت چند عنوان بيان ميكند و امهات نسائكم 00 و مادران همسرانتان يعني و ربائبكم اللاتي في حجوركم من نسائكم اللاتي دخلتم بهن: و دختران همسرانتان كه در دامان شما قرار دارند به شرط اينكه با آن همسر آميزش جنسي پيدا كرده باشيد يعني تنها با عقد شرعي يك زن ( دختران او ) كه از شوهر ديگري بوده اند بر شوهر (فان لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم). و حلائل ابنائكم الدين من اصلابكم (وهمسران فرزندانتان كه از نسل شما هستند). در حقيقت تعبير (من اصلابكم) (فرزنداني كه از نسل شما باشند) براي اين است كه روي يكي از رسوم غلط دوران جاهليت خط بطلان كشيده شود, زيرا در آن زمان معمول بود افرادي را به عنوان فرزند خود انتخاب مي كردند ,يعني كسي كه فرزند شخص ديگري بود به نام فرزند خود مي خواندند ـ در اينجاسؤال ديگري مطرح مي شود كه پدر شوهر وپسر شوهر نيز جزء محارم زن محسوب مي شود چرا ذكري از اينها در اينجا به ميان نيامده ؟ در حالي كه در ايه 31 سوره نور آنها نيز به عنوان محارم مطرح شده اند پاسخ اين سوال نيز روشن است در ايه 31 سوره نور در آيه 31 سوره نور كه در مورد نگاه كردن به محارم و حفظ پاكدامني وزينت خود را حفظ كنند و آشكار نكنند مگر براي كساني كه با انها محرمند در ايه 55 سوره احزاب ( لا جناح عليهن في .......) بر آنها ( همسران پيامبر ) كناهي نيست كه با پدران و فرزندان و برادران |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:44 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سوال- نگاه كردن به مرد يا زن محرم با قصد لذت مرد و زني كه به يكديگر محرمند آيا ميتوانند به قصد لذت به بدن يكديگر نگاه كند ؟ محرم وقتي مي تواند به بدن محارم خود (البته غير از عورت ) نظر كند چند تذكر براي جدول محارم نسبي ـ در مسأله محارم نسبي نبايد از اصطلاحات به طور مستقيم استفاده شود. مثلاً دائي (برادر مادر) يا عمو (برادر پدر) است. ـ نوه يا نبيره كه همان فرزند ( دختر دختر) يا ( فرزند پسرپسر) و… ميباشد ـ تني يا ناتني : تني از يك پدر و مادر ميباشد (مشترك) ناتني گاهي از يك پدر به هم مشترك ميباشند. گاهي از يك مادر با هم مشترك ميباشند. محارم نسبي
جدول محارم نسبي در اخر كتاب اورده شده است شما مي توانيد با نوشتن اسامي محارم خود انها را بهتر بشناسيد آيا مردى كه مىميرد همسرش به او نامحرم مىشود؟ زن و شوهر تا مادامى كه طلاقى بين آنها واقع نشده براى هميشه به يكديگر محرم هستند (حتى بعد از مرگ). غلط مشهورى است كه معلوم نيست از كجا سرچشمه آيا عموهاى ناتنى كه مادرشان مادربزرگ من است و شوهر دوم مادربزرگمو فرزند شوهر دوم آن بر ما نيز محرماند؟ عموهاى ناتنى شما كه مادرشان مادربزرگ شماست به شما محرمند |
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:44 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:43 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
( حرمت عليكم امهتكم و بناتكم و اخواتكم و عمتكم و خلقكم و بنات الاخ و بنات الأخت و امهتكم التي ارضعنكم و اخوتكم من الرضعه و امهت نسائكم و التي (بر شما حرام شده است (ازدواج با ) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههايتان در ايه 23 سوره نساء به محارم رضاعي اشاره كرده و مي فرمايد وامهاتكم التي ارضعنكم واخواتكم ومادراني كه شما را شير مي دهند و خواهران رضاعي شما بر شما حرامند» براي عدم ذكر برادران وخواهران رضاعي ومانند آن نيز به خاطر اين انست كه آنها در حكم برادر وخواهر وساير محارم محسوب مي شوند ونياز به ذكر مستقل ندارند و اين آيه با سياقي كه دارد دلالت مي كند بر اينكه شارع اسلام حكم مادري و فرزندي را بين |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:41 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
محارم سببي
شخصي پس از فوت همسرش دو باره ازدواج كرده و مادر زن اول او نيز دوباره ازدواج كرده است آيا هنوز به مادر زن اول محرم است ؟ در صورت طلاق چطور؟ اگر پسر كسي بميرد و عروس او شوهر ديگري كند يا عروسش طلاق بگيرد مادر زن در هر حال محرم است و عروس هم در هر حال به پدر شوهر محرم است. مردي داراي دو زن است و از هر زني چند دختر دارد و اضافي وهمه دخترها بچه ها و نوه ها به مرد و زن محرمند ولي داماد يك زن به زن ديگر محرم نيست. آيا زن پدر نسبت به فرزندان دختر و پسر شوهر خود كه از زن آيا فرزندان ذكور به زن پدر محرم هستند؟ به طور كلى زن پدر به فرزندانى كه اين مرد (يعنى پدر) از زن ديگرى دارد محرم است و فرزندان نيز به زن پدر محرمند آيا زن بابا و بستگان نسبى او با من محرم هستند؟ زن پدر و فرزندان شوهر او به يكديگر محرم هستند. ولى خواهر زنپدر آيا ناپدرى مادرم بر من و مادرم محرم است؟ اگر مردى زنى را به عقد خود درآورد و با او نزديكى كند فرزندان آن زن و نوههايش هر گاه مردي زن خود را طلاق دهد و زن با ديكري ازدواج كند و از او دختري پيدا كند ايا اين دختربر مرد اول محرم است ؟ ـ چنانچه شوهر اول دخول كرده باشد به زوجه خود دختر او به وي محرم است هر گاه مردي با زني ازدواج كند و او از شوهر قبلي داراي دختري باشد و به حد بلوغ برسد ايا بر اين مرد محرم است ؟ در فرض دخول به زوجه محرم است آيا فرزندان شوهر به زن فعليش محرم هستند؟ الف) فرزندانى كه شوهر از زن ديگرش دارد به زن فعلى او (زن دوم) محرم مىباشند. همچنين است بچههايى كه از اين فرزندان متولد مىشوند و نوادگان شوهر مىباشند. ب) شوهران دخترانى كه مرد از زن اول دارد (دامادهاى او) به زن دوم محرم مىباشند. ج) فرزندان اين دخترها چون نواده شوهرِ اين زن محسوب مىشوند به زن دوم محرم مىباشند. آيا زن پدر محرم انسان است در صورتي كه زن جوان هم باشد ؟ مادر زن پدر چطور؟ زن پدر محرم است ولي مادراو محرم نيست ايا محارم سببي مانند مادر زن و ربيبه بعد از قطع سبب باز هم محرمند ؟ محرميت ابدي است مادر زن پدر به بچه هاي آن پدر محرمند؟ زن بيوه اي كه با مردي ازدواج كرده دخترش به آن مردمحرم است ولي به پدر آن محرم نيست. |
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:41 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
از رسول اكرم (ص) هم رواياتي از طريق شيعه و ... نقل شده كه فرموده خداي تعالي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:40 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
اينجاست كه با پرورش گوشت واستخوان انها با شير شخص معيني شباهت به فرزندان او پيدا مي كند مثلا زنيكه كودكي را به اندازهاي شير مي دهد كه بدن او با آن شير رشد مخصوصي مي كند يك نوع شباهت در ميان آن كودك وساير فرزندان |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:40 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مستحب است ممانعت كنند كه زنها هر بچه اي را شير ندهند زيرا ممكن است فراموش شود كه به چه كساني شير داده اندو بعد دو نفر محرم با يكديگر ازدواج نمائند اگر زني بچه دختر خود را شير دهد آن دختر به شوهر خود حرام مي شود و همچنين است اگر بچه اي را كه شوهر دختر از زن ديگر دارد شير دهد ولي اگر بچه پسر خود اگر زن پدر دختري بچه شوهر ان دختر را از شير آن پدر شير دهد آن دختر اگر زن از شير شوهر خود اين افراد را شير دهد شوهرش بر او حرام نمي شود 1- براد ر وخواهر خود را 2- عمو وعمه ودائي و خاله خود را 3- اولاد عمو و اولاد دائي خود را 4- برادر زاده خود را 5- برادر شوهر يا خواهر شوهر خود را 6- خواهر زاده خود يا خواهر زاده شوهرش را 7- عمو وعمه و دائي و خاله شوهرش را 8- نوه زن ديگر شوهر خود را مساله اگر زن از شير يك شوهر چندين بچه را شير دهد همه آنان مساله اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام از آنان با شرايطي مساله اگر زن از شير يك شوهر چندين كودك را شير دهد همه آنان آيا نوه هاي مادر رضاعي بر شير خوار محرم مي باشند ؟ نوه ها بر شير خوار محرم مي باشند پسرى كه روزى يك يا دوبار از خانمى شيرخورده و در بين شيرخوردن شيرمادرشو غذا نيز مىخورده است آيا محرميت حاصل مىشود؟ اگر مدت زمان زيادى تقريبا حدود يك ماه به كيفيت مذكور شير خورده باشد دختر دايي من يك ماه از مادرم شير خورده، آيا به من محرم است؟ اگر طبق شرايطى كه در توضيحالمسائل آمده شير خورده باشد به شما و تمام فرزندان مادرتان محرم است. و اگر شك داشته باشيد احتياط كنيد و با او ازدواج نكنيد زني به دختر خود و به پسر خواهر خود شير مىدهد چه حكمى دارد آيا بههم محرم مىشوند؟ اگر شرايط هشتگانهاى كه براى محرميت رضاعى ذكر شده عملى شود پسر خواهر اگر زني بچه اي را با شرايط شير دهد شوهر آن زن كه صاحب شير است شير مـادر شير غذائي است كه پرحجم و پر نيرو كه سر شار از مواد مختلف حياتي بوده 1- پيامبر (ص): براي بچه غذايي بهتر از شير مادر وجود ندارد.[2] 2- حضرت علي (ع) هيج شيري نيست كه به بچه داده شود و بركتش براي او بيشتر از شير مادر باشد.[3] |
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:39 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
و بچه آن شير بخورد سبب محرميت نميشود ديگري كند و از او ابستن شود وتا موقع زائيدن شيري كه از شوهر اول داشته؛ باقي باشد ومثلا هشت دفعه پيش از زائيدن از شير شوهراول هفت دفعه بعد از زاييدن از شيرشوهر دوم به بچه اي بدهد آن بچه به كسي محرم نمي شود كه موثر نيست ضرر ندارد و اگر از دو زن شير بخورد اگر طوري باشد كه مقداري از روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان مستند به اين و مقداري مستند به آن باشد هر دو مادر رضاعي خواهند بود و اگر به هر دو با هم مستند باشد موجب حرمت نخواهد شد يا شيركس ديگر را نخورد ولي اگر اب يا دارو يا غذا بخورد كه نگويند در بين غذا خورده اشكال ندارد و بايد در طول شبانه روز مرتب در موقع احتياج يا تمايل شير خورده باشد و از او دريغ نشده باشد بلكه به احتياط واجب بايد اول شبانه روز را وقتي حساب كنند كه بچه گرسنه باشد و آخر وقتي كه سير باشد و در بين پانزده مرتبه شير كس ديگر را نخورد ولي خوردن غذا در ميان انها ضرر ندارد و فاصله زماني ميان پانزده بار نيز ضرري ندارد و بايد در هر دفعه شير كامل بخورد به اين معني كه گرسنه باشد و تا سير شدن كامل بدون فاصله شير بخورد ولي اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند يا كمي صبر كند كه از ابتداي پستان در دهان گرفتن تا زمان سير شدن يك دفعه حساب شود اشكال ندارد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:39 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
پس از وضع حمل و به دنيا آمدن نوزاد دوران سخت و طاقت فرساي نگهداري 1- اولين شيري كه پس از زايمان از پستان زن خارج مي شود آ غوز يا لباء نام دارد 2- در برخي روايات تاكيد شده زن از هر دو پستان به بچه شير دهد 3- آميزش زن و شوهر در مدت شير خوارگي بچه اشكال ندارد و هيچ كدام از زن 4- اختلاف و نزاع زن و شوهر در زمان شير خوارگي بچه نبايد منافع نوزاد بي دفاع |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:38 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
در آيات قرآن شير خوردن حضرت موسي (ع) اگر خداوند اراده كند ( كن فيكون ) كه فرزندي جزء پستان مادرش پستان كسي ديگر را به دهان نگيرد اگر تمام عالم جمع شوند نمي توانند اين كار را انجام بدهند در آيه 7سوره مباركه قصص مي فرمايد(و اوحينا الي ام موسي ان ارضعيه ....) و به مادرحضرت ودرچند ايه بعد مي فرمايد ( وحرمنا عليه المراضع من قبل و...) وحرام كرديم براي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:37 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
اگر بواسطه كم بودن شير مادر به دايه نيازمند شويد سزاوار است دايه زيبا و خوشخو و با حيا و پرهيزگار بگيريد تابچه نيكو كار بر ايد و دايه نادان ونا شايسته نگيرند مستحب است كه براي شير دادن اولاد زني مسلمان عاقل وعفيف و طاهره صاحب اوصاف خوب اختيار شود زيرا شير تاثير تامي در شير خوار دارد كما اينكه آزمايش شاهد ان است و اخبار و آثار ناطق آن مي باشد از روايات متعدد استفاده ميشود كه شير در جسم و روح نوزاد تاثير زيادي گذاشته و خصوصيات ظاهري و روحي زن امام علي ع « همان گونه كه براي ازدواج تحقيق نموده و همسر مورد پسند خود امام علي( ع) خوب دقت نماييد چه كسي عهده دار شير دادن بچه شما مي باشد با توجه به اين موضوع در رواياتي كه از پيشوايان اسلام (ع) نقل شده از انتخاب زنان زير به عنوان دايه منع شده است . 1ـ زني كه از عقل چنداني بر خوردار نبوده و داراي حماقت و ناداني است.[3] 2-زني كه داراي برخي عيوب ظاهري است مثلا چشمش تار كم سو مي باشد.[4] 3- زني كه بد قيافه و زشت رو هست. 4- زني كه به واسطه آبستن شدن از راه زنا شير در پستانش پيدا شده است . 5- زني كه خود از راه زنا به دنيا امده است . 6-زني كه دشمن اهل البيت است . 7- زن يهودي يا مسيحي كه از خوردن چيز هاي حرام مثل شراب وگوشت خوك پرهيز نميكند. پس از امام باقر (ع) كه فرمود رسول اكرم (ص) فرموده :( تو قفوا علي اولادكم لبن البغيه و المجنونه فان اللبن يعدي) زن احمق و زني كه از چشم او آب مي ريزد وقوه بينائي او ضعيف است را مرضعه قرار ندهيد زيرا شير تعدي مي كند. و از علي (ع): نگاه كنيد چه كسي اولاد شما را شير مي دهد زيرا فرزند بر آن رشدونمو مي كند وغيره اينها از اخبار كه از آنها استفاده |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:37 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
مرحوم انصاري صاحب ان دو اثر ارزنده (مكاسب در فقه وفرائد در اصول) ـ كه به منزله نردبان اجتهاد است و طلاب حوزه هاي علميه تا اين دو كتاب را نخوانند به اجتهاد نخواهند رسيد شيخ وقتي بمقام اجتهاد و رياست رسيد مردم به مادر شيخ تبريك گفتند من از مفصل اين نكته مجملي گفتم تو خود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل بايد تا مادران باخرد و راي كودك دانا بپرورد بدامان مادر آموزگار و طفل نو آموزدامن مادر بود نخست دبستان آنجاست كه ( ناپلئون بنا پارت) گويد مادران با دستي گاهواره حركت ميدهند با دستي دنيا را معروف است شيخ انصاري هنگامي كه مادرش آري نطفه پاك بايد بشود قابل فيض ورنه هر سنگ و گلي لؤ لؤ مرجان نشود |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:36 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
در زمانهاي گذشته مرسوم بود در مواردي كه بچه به هر دليلي دسترسي به شير مادر نداشت او را به دست زني شيرده كه به آن دايه گفته مي شد مي سپردند ولي اين كار در ماجراي دوران نوزادي پيامبر اكرم (ص) در يكي از نقل ها آمده كه حضرت وقتي چهار ماهه بودند آمنه مادر خويش را از دست دادند و بدين ترتيب آن حضرت در حالي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:36 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
قضيه پسر مرحوم مغفور حاج شيخ فضل الله نوري مشهور است و از ثقات نقل شده من جمله از مرحوم مغفور حجه السلام والمسلمين آقاي حاج اخوند قمي طاب ثراه صاحب كتاب تعليقه بر رسائل شيخ انصاري كه فرموده اند زمانيكه در عصر ميرزاي شيرازي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:35 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
بخت اسم پسر به لغت عبري ونصر اسم بت است و معناي بخت النصر مي رساند آئين حرامزاده اين است رو رده سگ چنين است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:30 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
داستان حجاج خون در كامش ريختند حجاج ابن يوسف ثقفي تولد 41 فوت 95 هجري قمري از جانب عبد الملك ابن مروان خليفه وقت مامور كوبيدن عبدالله زبير شد و چون عبدالله در در خانه كعبه مستقر شده بود حجاج كعبه را با منجنيق خراب كرد و عبد الله را كشت و اسراء را شب نزد خليفه فرستاد و جسد او را بدار آويزان كرد و او بر عراق و حجاز حاكم بود از طرف خليفه |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:30 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
منظور از اسباب تحريم ، آماري است كه به واسطه آن ، ازدواج مرد وزن با هم 1ـ نسب ، كه به واسطه ولادت به وجود آمده وسبب محرميت دايمي مي گردد. 2ـ رضاع ، كه با شير دادن پيدا شده و محرميت دايمي را موجب مي شود. 3ـ سبب يا مصاهره، كه با خويشاوندي حاصل از ازدواج ، پديد آمده و محرميت دايمي را به دنبال دارد . 4ـ كفر ، كه سبب حرمت ازدواج زن كافر بر مرد مسلمان و بالعكس مي گردد. - حرام است ازدواج مرد مسلمان با زن كافر غير اهل كتاب, هر قسم از كفار باشد, همچنين ازدواج او با زنان اهل كتاب اگر به عقد دائم باشد, مساله مورد اختلاف است. - حرام است ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان, خواه اهل كتاب باشد يا غير آن 5ـ كفو ،(همتا) نبودن در اسلام وايمان ، كه سبب عدم مشروعيت ازدواج ميگردد. 6ـ ازدواج در عده ،كه سبب بطلان عقد وحرمت آن زن بر مرد است ؛چه اين ازدواج 7ـ تكميل عدد در ازدواج ، كه موجب حرمت ازدواج پنجم به صورت دائم است حرام است ازدواج مرد با زن پنجم و ششم و بيشتر, به عقد دائم در جائى كه چهار زن دائمى داشته باشد )حرام است ازدواج با زن دوم و سوم و بيشتر در صورتى كه مىداند قدرت رفتار عادلانه با آنان را ندارد, على الاحوط(. 8ـ لعان،( معني لعان آن است كه كسي به زن خود نسبت زنا دهد يا فرزند شرعي - حرام است قذف زوجه, يعنى نسبت زنا دادن مرد به زن خود, به مجرد احتمال - حرام است ازدواج با زن قذف شده كر ولال يعني اگر شخصي به زن خودش 9ـ شعار ، هرگاه دو مرد با دوزن با اين شرط كه مهر هر يك از زنها ازدواج با زن 10-ظهار ، هرگاه مردي به همسر خود بگويد : «ظهرك كظهر امي»:پشت تو مثل پشت مادرم است، در اين صورت ، زن مزبور بر مرد حرام ميشود. 11-ازدواج در حال احرام ، كه سبب بطلان آن ازدواج و موجب حرمت دائمي زن و مرد بر هم مي شود. 12-انجام ندادن طواف نسا، هرگاه كه زن يا مرد اين طواف را كه از واجبات حج است، انجام ندهند ، تا زماني كه اين عمل واجب را انجام نداده اند ، بر همسر خود حرام 13-زنا، هرگاه نعوذ بالله مردي با زن شوهردارد عمل زنا انجام دهد ، آن زن بر مرد زاني حرام ابدي مي گردد، و نميتواند ازدواج نمايند. حرام است ازدواج با دختر خاله و دختر عمه براي شخصي كه با خود آنها زنا كرده 14-لواط، هرگاه كه نعوذ بالله كسي با پسر بچه اي لواط كند، مادر، دختر، و خواهر 15- طلاق سوم ، هرگاه مردي زن خود را سه بار طلاق صحيح داد, آن زن 16-طلاق نهم ، هرگاه مردي زني را نه بار طلاق دهد ـ البته در هر سه بار محلل 17-افضا، هرگاه مردي با دختر نابالغي ازدواج و سپس نزديكي كند واين نزديكي منجر به افضا او گردد، آن دختر بر اين مرد حرام ابدي خواهد گشت. ازدواج زن با مردي كه پيش از بلوغ بر او عقد بسته و آميزش نموده است و پيش 18- ايلاء يعنى قسم خوردن مرد به قسم شرعى بر ترك آميزش با زن دائمى خود 19- همبستري (دخول) { ازدواج مرد با ربيبه، يعنى دختر زن خود از شوهر قبلى، 20- عقد خوانده شده {حرام است ازدواج مرد با مادر زن خود ومادر پدر زن و مادر مادر زن، هر چه بالا روند، به مجرد خوانده شدن عقد بر دختر}. 21- زمان {حرام است ازدواج مرد با دو خواهر در يك زمان, چه همزمان عقد كند 23ـ اجازه زن{ حرام است ازدواج مرد با دختر برادر زن و دختر خواهر زن, بدون 24- اجازه حاكم شرع { حرام است ازدواج كردن زنى كه شوهرش مفقود الاثر است مگر در صورتى كه علم به مرگ شوهر پيدا كند يا آنكه به حاكم شرعى مراجعه كند 25- همسر داشتن {حرام است اجراء عقد زوجيت با زن شوهر دار يا زني كه در عده ديگران و در صورت عالم بودن هر دو به مساله نسبت به يكديگر حرام ابدي ميشوند گرچه شوهر زن بميرد يا او را طلاق دهد.[1] اند ن سوال خانمي هستم كه دختر خوانده خود را مدّت يك هفته تمام شير سوال- آيا دختر خواهر رضاعي بر انسان محرم است -حكم ازدواج با شخصي با جهل به مساله بادو خواهر ازدواج كرده است وفعلا با آگاهي بلي زنا محسوب مي شود وزن هم زانيه است ولي براي مرد زناي محصنه است وبراي زن زناي محصنه نيست چون شوهر ندارد . سوال- مردي دو زن دارد دختر زن اول خود را كه دختر خودش نيز هست به عقد برادر زن دوم خود در مي آورد آيا صحيح است؟ صحيح است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:29 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
در آيه( حرمت عليكم امهتكم و بناتكم و اخواتكم و عمتكم و خلقكم (بر شما حرام شده است (ازدواج با ) مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان 23 سوره نساء بر شما مردان حرام شده است ( مادران و….) با اينكه ممكن بود همين خطاب را متوجه زنان موده بفرمايد بر شما زنان حرام شده است آيه 23 سوره نساء تحريم ازدواج با محارم: در اين آيه به محارم يعني زناني كه ازدواج با آنها ممنوع است اشاره شده است و بر اساس آن محروميت از سه راه ممكن است ييدا شود:1- ولادت كه از آن تعبير به (ارتباط نسبي) مي شود. 2- از طريق ازدواج كه به آن (ارتباط سببي) ميكويند.3- از طريق شير خواركي كه به آن (ارتباط رضاعي) گفته ميشود. نخست اشاره به محارم نسبي كه هفت دسته هستند كرده و مي فرمايند: حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم واخواتكم و عماتكم وخالاتكم و بنات الاخ و بنات الاخت:(مادران شما حرام بودن ازدواج با محارم سببي در آيات :
وان تجمعوا بين الاختين: (و براي شما جمع در ميان دو خواهر ممنوع است) حرام بودن ازدواج با محارم رضاعي در آيات قرآن در ايه 23 سوره نساء (وامهاتكم اللاتي ارضعنكم واخواتكم من الرضاعه ... ) و مادراني كه شما را شير داده اند (مادران رضاعي) و خواهرانتان كه رضاعي هستند باانها ازدواج كردن حرام است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:29 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
زن در طول تاريخ پر فراز نشيب بشريت زندگي درد آلود وپر ماجرايي را پشت در محيط پيدايش اسلام قبل از ظهور پيامبر اكرم (ص) نيز وضعيت زن بسيار دلخراش بود و از او با وضع ننگين و رسوائي بهره برداري مي شد او از خود هيچ اراده واختياري نداشت عرب جاهل زن را از ابتدائي ترين حقوق انساني محروم كرده بود و حتي حق زندگي و حيات را از او گرفته و به واسطه دوري از تمدن و فقر شديد دچار خشونت عجيبي شده و دختران را مايه ننگ دانسته و آنها را زنده به گور مي كرد براي زن حقي از ارث قائل نبود و زنان متعددي را به همسري خود بر ميگزيد و به سادگي آنها را طلاق مي داد و فرزند را منتسب به مرد مي كرد و مادر را فقط ظرفي براي نگاهداري و پرورش جنين كس چون زن اندرسياهي قرنها منزل نكرد كس چون زن در معبود سالوس قرباني نبود در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت در دبستان فضيلت زن دبستاني نبود داد خواهي هاي زن مي ماند عمري بي جواب آشكارا بود اين بيداد پنهاني نبود [1] با ظهور اسلام و تعليمات ويژه آن زندگي وارد مرحله جديدي گرديد در اين دوره (و لهن مثل الذي عليهن ) يعني براي زنان حقوقي همانند آنچه بر عهده آنهاست ازدواج دائم در آيات در سوره روم ايه 21 ( و من اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها ازدواج دائم عبارت است از پيوند هميشگي زنا شوئي كه با عقد بين زن و مرد بعضي از ويژگي اين ازدواج عبارت است از : 1ـ هميشگي بودن 2ـ ارث بردن زن و مرد از يكديگر 3ـ صيغه خاصي دارد و تنها راضي بودن زن ومرد كافي نيست 4ـ در ازدواج نبايد سخت گيري شود اما رعايت شأن طرفين لازم است يعني علاوه 5ـ پيامبر اكرم ص مي فرمايند ( اگر كسي از اخلاق ودين او را مي پسنديد ازدواج در روايات امام باقر ع ( ما بقي الا سلام بناء احب الي الله عزوجل من التزويج ) در اسلام هيچ بنياني نزد خداوند متعال محبوب تر از ازدواج نيست.[2] ازدواج پيماني است حقوقي عاطفي كه با عقد بين زن و مرد و معمولا به منظور تشكيل خانواده حاصل مي گردد و طي آن هر دو متعهد مي شوند براي تحكيم بناي خانواده مسأله در صورتي كه شخص بر اثر همسر در معرض گناه قرار گيرد ازدواج بر او واجب ميگردد . مسأله ازدواج دختر بايد با اجازه پدر و در نبود او با اجازه جد پدري صورت گيرد . مسأله اجازه در ازدواج دختر باكره اگر همسر مناسبي براي دختر پيدا شود اما پدر سخت گيري بي مورد در ازدواج دختر اگر همسر مناسبي براي دختر پيدا شود ازدواج در احكام پسر ودختري چند سال پيش به احتمال قوي به علت خوردن شير مادران همديكر برادر وخواهررضاعي شدهاند ( احتمالا نه يقينا) حال پسر مي خواهد با خواهر همان دختر ازدواج كند ايا اين ازدواج جائز است يا خير ؟ اولا در باب محرميت به وسيله شير خوردن اگر يقين يا اطمينان پيدا نكنند محرميت حاصل نمي شود وازدواج مانعي ندارد ثانيا در خصوص موردسوال هيچگونه اشكالي ندارد همانگونه كه در مساله 2565و2535 توضيح المسائل بيان شده است آيا با دختر خوانده مي توان ازدواج كرد؟ جواب در صورتي كه رابطه سببي ونسبي نداشته باشد اشكالي ندارد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:28 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
بحث علمي در ازدواج نكاح و ازدواج از سنت هاي اجتماعي است كه همواره و تا آنجا كه تاريخ بشر حكايت مي كند در مجتمعات بشري هر قسم مجتمعي كه بوده داير بوده و اين خود به تنهاي دليل بر اين است كه ازدواج امري فطري است (نه تحميلي ) از ناحيه عادت و يا ضروريات زندگي و يا عوامل ديگري علاوه بر اين يكي از محكم ترين دليل ها بر فطري بودن ازدواج مجهز بودن ساختمان جسم (دو جنس نر و ماده ) بشر به جهاز تناسل و توالد است وعلاقه هر يك از اين دو جنس به جذب جنس ديگر به سوي خود يكسان است هر چند كه زنان جهاز ديگري اضافه بر مردان در جسم و روحشان دارند در جسمشان جهاز شير دادن ودر روحشان عواطف فطري ملايم واين بدان جهت است كه تحمل مشقت اداره و تربيت فرزند بر ايشان شير ين شود علاوه بر آنچه گفته شد چيز ديگري در نهاد بشر نهفته شده كه او را به سوي محبت وعلاقمندي به اولاد مي كشاند واين حكم تكويني را به وي مي قبولاند كه انسان با بقاي نسلش باقي است و باورش مي دهد كه زن براي مرد ومرد براي زن مايه سكونت بنابراين پس فحشاء و سفاح كه باعث قطع نسل و فساد انساب است از اولين اموري است كه فطرت بشر كه حكم به نكاح مي كند با آن مخالف است و لذا آثار تنفر و انسان با اينكه به سنت نكاح اذعان و اعتقاد دارد و با اينكه فطرتش او را به داشتن حسد و مرزي در شهوتراني محكوم مي كند در عين حال طبع و شهوت او نميگذارد نسبت به نكاح پاي بند باشد و مثلا به خواهر و مادر خود يا به زن اجنبي وغيره دست درازي نكند و يا زن به پدر و برادر و فرزند خود طمع نبندد به شهادت اينكه تاريخ ازدواج مردان با مادران و خواهران و دختران و از اين قبيل را در امتهاي بسيار بزرگ و مترقي و خواننده عزيز اگر بين قوانيني كه در اسلام براي تنظيم امر ازدواج تشريع شده واين از نا گوار ترين و دشوارترين صبرها است كه انسان يك عمر در خلوت و جلوت |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:28 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
ازدواج موقت عقدي است كه بر اساس آن زن و مرد تا زمان معيني ( مثلا يك سال ضرورت تعيين مدت در ازدواج موقت در مواردي كه مدت ازدواج موقت از چهار ماه بيشتر است و زن نيز جوان است مرد نبايد آميزش جنسي را بيش از چهار ماه به تاخير بيندازد تعيين مهريه در ازدواج موقت تعيين مهريه لازم است و اگر مهريه تعيين نشود ازدواج باطل خواهد بود تعداد زن ها در ازدواج موقت در ازدواج موقت افزايش تعداد زوجات به بيشتر از چهار همسر جايز است . ازدواج موقت حتي اگر به قصد لذت بردن نباشد مثلا براي محرم شدن باشد جايز است ذكر مدت در متعه و عقد نامه . اگر در عقد نامه ازدواج موقت مدت ذكر نشده باشد و يكي از زوجين ادعاي دائمي بودن داشته باشد گفته اش پذيرفته است . مسأله صيغه كردن زن اگر چه براي لذت بردن هم نباشد صحيح است مسأله پدر و جد پدري مي توانند براي محرم شدن يك ساعت يا دو ساعت زني را به عقد پسر نا بالغ خود در آورند و نيز ميتوانند دختر نا بالغ خود را براي محرم شدن به عقد كسي در آورند ولي بايد آن عقد براي دختر مفسده نداشته باشد بلكه مصلحت داشته باشد. (نظرات مراجع متفاوت است گلپايگاني و صافي .....مفسده نداشته باشد – فاضل ...مفسده نداشته باشد بلكه مصلحت داشته باشد خوئي و تبريزي ... براي دختر نفعي داشته باشد براي پسر قابليت استمتاع را داشته باشد و گر نه محل اشكال است ) شخصي با همسر شهيدي كه داراي يك دختر است ازدواج كرده ايا اين دختر بر پدر اين آقا (پدر بزرگ ) محرم است اگر نيست راه محرم شدن چيست ؟ نامحرم است ولي هر گاه آن پدر فرزند ديگري داشته باشد وصيغه شرعي آيا جارى كردن صيغه عقد براى محرميت در محيط كار بدون اذن پدر صحيح است؟ اكثر مراجع اذن پدر را (به صورت فتوا يا احتياط وجوبي) در ازدواج دختر باكره آيا ازدواج موقت (براى محرميت) بدون اجازه پدر صحيح است؟ در شرط بودن اذن پدر فرقى نيست كه ازدواج به جهت محرميت باشد در كلاس عاشق دخترى شدهام آيا مىتوانم با او صيغه محرميت بخوانم تاراحتر صيغه محرميت همان متعه است و متعه نيز به نظر بيشتر مراجع تقليد به اذن ولى (ولى دختر) نياز دارد. بنابراين بدون اذن ولى دختر صيغه محرميت معنا ندارد. نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» آنچه در اين مقوله اهميت دارد كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارىهاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد. «دوست داشتن و عشق ورزيدن» حق شماست ولى اگر اين حق از مسير معين مشخص و صحيح استيفا نشود ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند همان گونه كه شما به قسمتى از آن گرفتار شدهايد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:27 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
اما راه چاره : هر گاه چنين خانمي شير داشته باشد (مثلا خانم مورد نظر فرزندي توضيح اينكه اگر فرزندي بي سرپرستي كه به فرزند خواندگي پذيرفته شده پسر باشد از جهت محرميت مشكلي با مرد خانواده ندارد ولي براي ايجاد محرميت با خانم خانه ، ميتوان الف:اگر مادر ان خانم شير داشته باشد به اندازه لازم وبا رعايت شرابط معتبر ـ ب:اگر مادر آن خانم شير نداشته باشد، ولي خواهر يا خواهرزاده،يا نوه خواهرش شير داشته باشد و بطور كامل به آن پسر بچه شيردهد،در اين صورت نيز به آن خانم محرم شده، وحكم خواهرزاده يا فرزند خواهرزاده او راپيدا مي كند وعلاوه براين ج:اگر يكي از برادرهاي آن خانم ،يا دختر يكي از برادر زاده هايش ويا حتي نوه يكي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:26 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
فرزند خواندگي هر چند از قديم الايام مرسوم بوده ، وبرخي از مردم با هدفهاي مختلف به سوي ان ميرفته اند ؛ اما اين پديده در عصر وزمان ما گسترده تر ، ومتقاضيان ا نافزونتر، حوادث طبيعي و غير طبيعي ، همانند زلزله ها ، جنگ ها ، بيماريها ، طوفانهاي سخت وحشتناك، و مانند آن عوارض نامطلوب مختلفي برجوامع انساني مي گذارد ؛ كه يكي از سوي ديگر زوجين متعددي وجود دارند كه به علل مختلف از نعمت بي بديل فرزند محروم هستندو خداوند حكيم آنها رابا بچه دارنشدن آزمايش مي كند .زن وشوهرهايي برخي از اين زوجين به جاي آه وافسوس وحسرت و به هدر دادن نيروي خود وبا هدف پر كردن اين خلا زندگي مشترك ـ كه گاه منجر به جدايي وطلاق مي گردد به سراغ فرزندنا بي سرپرست رفته و آنها را به فرزندي قبول ميكنند تا هم غم فقدان پدر ومادر اما مشكلي كه معمولا زوجين مؤمن را رنج مي دهد و در پاره اي از موارد آنها براي حل اين مشكل چاره هايي انديشيده شده كه در بسياري از موارد مشكل يكي ازاين چاره ها وحيله هاي شرعي ايجاد محرميت از طريق رضاع وشيرخوارگي است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:26 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
دو برادر كه هر دومتاهل هستند، ودر يك خانه زندگي مي كنند، نامحرم بودن خانم هر يك از آن دو برديگري، مشكلات وسختيهايي درپي دارد؛زيرا بايد در مقابل برادر شوهر،مانند ساير مردان نامحرم،تمام بدن به جز گردي صورت ودستها تا مچ را بپوشانند، واين كار، حتي در خانه اي كه محل استراحت و آرامش انسان است،كاري بس دشوار ميباشد . بدين جهت، براي حل اين مشكل ازراه رضاع وارد شده وچاره جويي كرده اند. كلمات فقهـا نخست به سراغ تحريرالوسيله مي روي،در اين كتاب مي خوانيم : «اذا كان اخوان في بيت واحد مثلا، وكانت زوجه كل منهما اجنبيه عن الاخر،وارادا آن تصير زوجه كل منهما من محارم الاخر، حتي يحل له النظر اليها، يمكن لهماالاحتيال،بان يتزوج كل منهما بصبيه و ترضع زوجه كل منهما اما لزوجه الاخر،فتصير من محارمه وحل نظره اليها وبطل نكاح كلتا الصبيتين، لصيروره كل منهما بالرضاع بنت اخي زوجها.» خلاصه كلام امام چنين است:«راه محرميت زن هر يك از دو برادر برديگري اين است كه هر يك از برادران زوجه صغيره شير خواري براي خود عقد كند، سپس همسرهر يك از دو برادر، زوجه صغيره برادر شوهر خود رابه مقدار معتبر (كه در رساله ها آمده و با رعايت شرايط )شير دهد. با انجام اين كار، همسر هر يك از دو برادر حكم مادر زن برادر شوهرش را پيدا مي كند،وبر او محرم ميگردد،وازدواج برادران با شير خوار خود به خود باطل ميشود،چون هيچكس نمي تواند با برادر زاده اش ازدواج كند.»(دقت كنيد.) 2-محقق سبزواري در كتاب «مهذب الاحكام في بيان الحلال و الحرام».[1]عين عبارت تحريرالوسيله راذكر كرده،و برطبق آن فتوي داده است. با توجه به اين كه حيله مذكور دليل مساله اين مساله، با توجه به مستحدثه بودن ان ، دليل خاص و روايت ويژه ندارد؛ولي عمومات واطلاقات بحث رضاع شامل ان مي گردد،و مانعي از ان وجود ندارد، زيرا عموم «الرضاع لحمه كلحمه النسب » (چنين روايتي در كتب روايي يافت نشده،ولي مرحوم نراقي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:23 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||
|
|
|
|
|
اگر فرزند مذكوردختر باشد البته مشكلي از جهت محرميت با مادر خوانده ندارد؛ الف،ب،ج: همان راههاي سه گانه كه در مورد مادر خوانده گفته شد دقيقا اينجا نيز جاري است (البته از طرف بستگان مرد) بنابراين مي توان محرميت را بين دختر بچه اولا : بايد به مصلحت دختر بچه باشد كه غالبا هست . وثانيا: با اجازه حاكم شرع صورت گيرد. وثالثا: زمان عقد موقت به قدري باشد كه در آن زمان امكان بهره گيري جنسي حكم فرزندخوانده نسبت به ناپدرى و نامادرى و برادر و خواهر ناتنىچيستراههاي محرميت كدام است؟ فرزند خوانده نامحرم است مگر به يكى از طرق زير محرميت حاصل شود. اگر فرزند خوانده شيرخوار كمتر از دو سال و دختر باشد از يكى از راههاى زير به مرد (پدرخوانده) محرم مىشود: 1ـ اگر شير مادر مرد را بخورد كه خواهر رضاعى او محسوب مىشود. 2ـ از خواهر مرد شير بخورد كه فرزند رضاعى خواهر مىشود. 3ـ از زن برادر مرد شير بخورد كه فرزند رضاعى برادر مىشود. 4ـ از دختر خواهر يا دختر برادر مرد شير بخورد. 5ـ از مادر فرزند اين مرد (پدرخوانده) شير بخورد. چنانچه فرزند شيرخوار نيست يا يكى از موارد فوق براى شير دادن وجود ندارد به وسيلهء خواندن صيغهء عقد موقت بين دختر (خوانده) و پدر يا پدربزرگ پدر خوانده دختر به او محرم مىگردد چون دختر زن پدر مرد مىشود. و در صورتى كه پدرخوانده داراى فرزند پسرى باشد به وسيلهء خواندن عقد موقت براى پسرش عروس او مىشود زن و شوهري صاحب اولاد نمي شوند اگر بخواهند بچه اي از شير خوارگاه اختيار كنند براي محرم شدن شدن با مرد و زن چه راه شرعي وجود دارد ؟ اگر دختر باشد پدر آن مرد در قيد حيات باشد مي تواند عقد موقت آن دختر چون قرار است در آينده نزديك فرزندي را از طريق اداره بهزيستي به عنوان فرزند خوانده ( پسر يا دختر ) جهت سرپرستي قبول نمايم لذا خواهشمند است نظرات خود را پيرامون سوالات ذيل مرقوم فرمائيد ؟ الف ـ با توجه به آيه 5 سوره احزاب نامگذاري فرزند به نام شخصي كه فرزند را جهت سرپرستي قبول مينمايد چه حكمي دارد؟ نبايد چيزي بر خلاف واقع بگويد و او را فرزند خود بنامد مگر اينكه ضرورتي ايجاد كند. ب ـ از نظر شرعي رابطه وپدر با فرزند خوانده ( پسر يا دختر ) با توجه به قضيه محرميت چگونه مي باشد ؟ آيا خواندن صيغه محرميت كفايت ميكند ؟ جواب صيغه محرميت در اينجا معني ندارد مگر آن فرزند مثلا دختر باشد و او را با اجازه حاكم شرع به عقد موقت پدر آن مرد در آورند تا نسبت به آن مرد به عنوان زن پدر محرم شود يا شير خواهر يا مادر زن را بخورد. ج ـ اگر در آينده به خواست خداوند فرزندي از پدر و مادر متولد گردد ( پسر جواب ـ اگر طبق مسئله قبل عمل كنند و زن پدر او شود به همه فرزندان از نظر مشروع و نا مشروع بودن فرزند آيا گفته نماينده بهزيستي كفايت جواب آري براي مشروعيت كافي است گاهي افرادي كه صاحب فرزند نمي شوند دختري از پرورشگاه ميگيرند آيا راهي براي محرم شدن او بر پدر خوانده وجود دارد ؟ هر گاه آن مرد پدري داشته باشد واين دختر به ازدواج موقت او درآيد بر اين مرد در مورد ازدواج موقت با دختر شير خواره براي ايجاد محرميت با زن برادر ايا اين ازدواج بايد به مصلحت دختر باشد ؟ بلي بايد به مصلحت او باشد.مثلا مهريه اى كه براى او قرار مى دهد به مصلحت |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:23 توسط محمد ایوبی کاشمری
|
||