تبليغاتX
هدایت کاشمر
محتوای کتاب "چگونه با کسی محرم شویم"
  1. فهـرست تفصيلي كتـاب
  2. مقدمه در مورد واجبات دين
  3. محارم نسبي در ايات قران سوره نور ايه 31 وايه 23 نساء و ايه 55 احزاب
  4. محارم نسبي در احكام
  5. جدول محارم نسبي
  6. آيا مردي كه مي ميرد همسرش به او نا محرم است ؟
  7. آيا عموي ناتني به انسان محرم است
  8. محارم سببي در ايات سوره نور ايه 31 و ايه 55 احزاب
  9. محارم سببي در احكام
  10. جدول محارم سببي
  11. سؤالات محارم سببي
  12. محارم رضاعي در ايات سوره قصص 12 وايه 2 حج و ايه 6 طلاق و ايه 23 نساء
  13. فلسفه تحريم محارم رضاعي
  14. محارم رضاعي در روايات
  15. محارم رضاعي در احكام
  16. شرايط شير دادني كه علت محرم شدن است
  17. شير دادني كه علت محرم شدن است دو چيز است
  18. طوايف هفتگانه اي كه از جهت رضاعي به انسان محرم مي شوند
  19. محارم رضاعي در داستانها
  20. مستحب است اين افراد را شير ندهند
  21. شير مادر
  22. شير دادن نوزاد
  23. دستور دايه گرفتن در روايات
  24. شير خوردن حضرت موسي(عليه‌السلام)
  25. داستان شير خوردن پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله وسلم )
  26. داستان عالم‌ فرزانه مرحوم حاج ملا عباس تربتي
  27. داستان شير خوردن شيخ انصاري
  28. داستان شير خوردن نمرود 
  29. داستان شير خوردن  حجاج
  30. داستان شير خوردن بخت النصر
  31. حرام بودن ازدواج با محارم نسبي در ايات سوره نساء23
  32. حرام بودن ازدواج با محارم در احكام
  33. راههـاي محرم شدن
  34. ازدواج دائم در ايات و روايات و احكام
  35. ازدواج موقت در ايات و روايات و احكام
  36. چگونه مي‌توان‌ با فرزند خوانده محرم شد
  37. راههاي ايجاد محرميت بين پسر و مادر خوانده
  38. راههاي ايجاد محرميت بين دختر و پدر خوانده
  39. سئوالات در مورد محرميت
  40. راه محرميت زن برادر بر برادر شوهر
  41. بحث علمي (راههاي محرميت)
  42. دامي براي فرار از حرمت ابدي حاصل از ازدواج
  43. نامحرم در آيات قرآن
  44. نامحرم‌ در آيات قرآن
  45. حدود حجاب
  46. شعر در مورد حجاب
  47. حجاب
  48. بد حجابي
  49. پوشش چادر مشكي
  50. سؤالات در مورد حجاب
  51. معاينه بيمار توسط غير‌هم‌جنس
  52. نگاه كردن به زن نامحرم
  53. نگاه كردن به عكس نامحرم
  54. زينت و آرامش
  55. نگاه كردن به عكس و فيلم نامحرم
  56. دست دادن
  57. صحبت كردن
  58. شوخي نمودن
  59. تماس داشتن
  60. چگونگي برخورد زنان با نامحرمان
  61. مراجعه مردان به پزشك زن از نظر شرعي
  62. رد و بدل كردن حرفهاي محركه توسط نامحرم
  63. لزوم پوشاندن زينت از نامحرم
  64. حضور بي‌جهت زنان در معرض نامحرمان
  65. پوشاندن صورت دستها از نامحرم
  66. فيلم‌برداري زن از مجالس عروسي
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:47  توسط محمد ایوبی کاشمری 

مقدمـه

1- استدلال آيات وروايات بر محرم بودن اقوام نسبي كه شامل پدر ومادر و.....وفتواهاي مراجع

2- استدلال آيات و روايات بر محرم بودن اقوام سببي كه شامل عروس و داماد
و ....و فتواهاي مراجع

3- استدلال ايات و روايات بر محرم بودن اقوام رضاعي كه شامل مادر رضاعي و...وفتواهاي مراجع

4-استدلال آيات و روايات بر حرام بودن ازدواج با محارم نسبي و سببي و رضاعي
و چند گروه ديگر 

5- استدلال آيات و روايات بر حرام نبودن ازدواج با اين افراد و بلكه تاكيد بر آن

6- استدلال آيات و روايات بر حرام بودن نگاه به نا محرم ـ د ست دادن به نا محرم ـ صحبت با نا محرم شوخي با نامحرم وفتواهاي مراجع

7- راههاي محرم شدن ـ ازدواج دائم وموقت ـ شير خوردن و فتواهاي مراجع

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:47  توسط محمد ایوبی کاشمری 

محارم‌ سببي : درآيه 23 سوره نساء:

( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و التي‌ في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌
و عمه‌هايتان‌ و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌ ( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌ ( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

نخست اشاره به محارم نسبي كه هفت دسته هستند كرده و مي فرمايد:

 حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم واخواتكم و عماتكم وخالاتكم و بنات الاخ
و بنات الاخت

(مادران شما و دخترانتان و خواهرانتان و عمه ها و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهرتان بر شما حرام شده اند) براي ازدواج = پس محرم شما هستند.  

   حرمت عليكم امهاتكم  «مادران شما» .   

1ـ بايد توجه داشت كه منظوراز مادر فقط آن زني كه انسان بلا واسطه از او تولد شده,نيست بلكه زنيكه نسب آدمي به آنان از راه ولادت متصل ميشود . ( با واسطه ) مانند  جده و مادر جده و مادر پدر( مادر بزرگ پدري )   ومادر مادر (مادر بزرگ مادري ) و مانند آنها را شامل مي شود (پدر‌ ناتني) يا‌ (مادر‌ ناتني)

  2ـ بناتكم  «دختران شما »  همانطور كه منظور از دختر,تنها دختر
بلا واسطه نيست بلكه دختر و دختر پسر و دختر دختر پس ( هر دختري كه تولد خودش و يا پدر و مادرش ويا تولد جد  و جده اش از ما باشد ) ( دختر‌ناتني) يا (پسر‌ناتني)

3ـ اخواتكم «خواهران شما »

 خواهران  دختر ان و زناني كه نسبشان از جهت ولادت متصل به ما باشد

( به اين معني كه تولدشان از پدر و مادر ما باشد )

ويا تنها از پدر ما باشد ....هر چند مادرش مادر ما نباشد ( خواهر‌ ناتني‌ ـ برادر‌ ناتني)

وياتنها از مادر ما باشد ...هر چند پدرش پدر ما نباشد

4ـ عماتكم «عمه هاي شما »

عمه ها:خواهر پدر وخواهر جد چه اين كه اين خواهر وبرادر آن پدر يا آن مادر باشد

يا اين كه تنها از پدر باشد

ويا اين كه تنها از مادر باشد ( عمه ناتني)

5ـ وخالاتكم «خاله‌هاي شما»

خاله ها : زني كه با مادر ما يا با جده ما از يك پدر ومادر متولد شده باشند

يا تنها از يك پدر ويا تنها از يك مادر به دنيا آمده باشند : ( خاله‌ناتني) و بنات الاخ
و بنات الاخت

6ـ و7-«دختران برادر و دختران خواهر »

دختران برادر : دختر برادر : كه ان دو منحصر در برادر وخواهر پدر ومادري نيستند

بلكه دختر برادر ودختر خواهري كه تنها از پدر يا تنها ازمادر ما باشند برادر زاده
و خواهرزاده‌اند.

 پيام آيه   در اين آيه  (23 نساء)‌ گروه‌هايي‌ از زنان‌ كه به انسان‌ محرمند‌ و ازدواج
با آنان‌ حرام است

ـ تحريم‌ ازدواج با محارم‌ در اديان‌ پيشين‌ نيز بوده است

ـ ازدواج‌ با غير محارم‌ ، عامل گسترش‌ ارتباط‌ خانواده‌ها است

ـ اختيار‌ حرام و حلال‌ كردن همه چيز‌ (مأكولات، مشروبات، معاملات و منكوحات‌
و
) تنها براي خداست.‌ (حرمت‌ عليكم)

و منظور از اينكه‌ فرمود: حرام شده‌ است بر شما‌ مادران‌ و دختران و اين‌ است
كه‌ ازدواج‌ شما با آنها حرام شده چون‌ بطور‌كلي‌ وقتي اينگونه‌ تعبيرها‌ را در قرآن مي‌بينم‌ مناسبت‌ حكم با موضوعش‌ معلوم‌ مي‌سازد كه‌ موضوع حكم‌ چيست در آيه مورد
بحث‌ مي‌دانيم كه موضوع حرمت‌ خوردن‌ مادر و دختر و
نيست چون كسي‌ چنين‌ كاري را‌ نمي‌كند‌ تا اسلام‌ آن را حرام‌ كند همچنان‌ كه در آيه ( حرمت‌ عليكم‌ الميته‌ و الدم)
با اين كه موضوع‌ حرمت را نام نبرده از مناسبت‌ حكم با موضوع مي‌فهميم‌ موضوع حرمت‌ خوردن‌ مينه‌ و خون است‌ و در آيه شريفه‌ ( فانما‌ محرمه‌ عليهم) كه از همين‌ راه مي‌فهميم‌ منظور سكونت‌ گزيدن‌ در آن زمين است‌ و اين نوع‌ تعبيرها‌ را مجاز‌ عقلي‌ مي‌نامند‌ براي اينكه‌ مي‌دانيم‌ اين استثنا‌ استثناي از عمل‌ هم خوابگي‌ است نه از علقه‌ زوجيت و ازدواج‌
كه بيانش‌ به زودي‌ مي‌آيد و همچنين‌ با جمله ( ان‌ تبتغوا‌ با موالكم‌ محصنين‌ غير مسافحين) به بياني‌ كه آن نيز به زودي‌ مي‌آيد.

پس حق‌ اين است‌ كه موضوع‌ حكم حرمت‌ كه در آيه ذكر‌ نشده‌ و در تقدير‌ گرفته شده‌ است علقه‌ نكاح نيست‌ بلكه كلمه‌ ( و طي) و يا كلماتي‌ ديگر كه مفيد‌ معناي آن است چون عادت قرآن همين‌ است كه عفت‌ كلام را رعايت كند.

و اگر در آيه مورد بحث‌ خطاب‌ را متوجه‌ مخصوص‌ مردان نموده، فرموده بر شما‌ مردان حرام شده است‌ مادران‌ و دخترانتان‌ و با اينكه ممكن بود‌ همين خطاب را متوجه زنان‌ نموده بفرمايد: بر شما زنان‌ حرام است‌ كه به فرزندان‌ و پدرانتان‌ شوهر‌ كنيد‌ و يا بطور كلي‌ و بدون خطاب‌ بفرمايد بين زن‌ و فرزندش‌ و پدرش‌ نكاح نيست‌ براي اين‌ بوده كه  به آن بياني‌ كه در تفسير‌ آيه شريفه (الرجال‌ قوامون‌ علي‌النساء (نساء 34) گذشت‌ خواستگاري
و اقدام به ازدواج و توليد نسل‌ برحسب‌ طبع‌ كار مردان‌ است و تنها مردان‌ هستند
(و نر هر حيواني‌ است كه به طلب‌ جفت مي‌روند( و تا‌كنون ديده‌ نشده كه ماده از حيواني‌ به طلب‌ نر برود و يا زني‌ براي انتخاب‌ شوهر اين خانه‌ و آن خانه‌ را بكوبد)

و اما اينكه‌ خطاب‌ را در آيه‌ متوجه‌ جمع كرده و فرموده ( عليكم‌ بر شما ) و نيز  حرمت‌ را متعلق‌ به جمع‌ از هر هفت‌ طايفه كرده و فرموده‌ (مادرانتان‌ و دخترانتان و) براي
اين بوده كه كلام استغراق در توزيع‌ را برساند‌ ( ساده‌تر بگويم‌ شامل‌ همه‌ از مردان شما حرام‌ شده ازدواج با مادرش‌ و دخترش‌
چون تحريم‌ عموم افراد هفت طايفه‌ بر عموم‌ مردان معنا‌ ندارد‌ و همچنين‌ تحريم‌ تمامي‌ افراد‌ هفت‌ طايفه‌ از يك نفر‌ها بر همه‌ يك نفرها سخني‌ تحريم‌ تمامي‌ افراد هفت‌ طايفه از يك نفر‌ها بر همه يك‌ نفرها سخني‌ بي‌معنا است‌ چون اگر‌ فرضاً مادر و دختر و خواهر‌ و عمه و خاله‌ برادر و دختر‌ خواهر من‌ بر تمامي‌ يك نفرهاي‌ مسلمانان‌ حرام باشد معنايش‌ اين است‌ كه پس در‌ اسلام‌ اصلاً ازدواج‌ حرام است‌ چون هر مسلماني‌ هر زني را كه بگيرد‌ يا مادر كسي است‌ يا دختر كسي‌ و بنابراين‌ برگشت‌ معناي‌ آيه (همانطور‌ كه گفتيم‌) به اين است‌ كه بر هر فرد‌ از مردان‌ مسلمان‌ حرام است‌
كه با مادر‌ و دختر‌ و خواهر و
خودش‌ ازدواج كند.[1]

بحث علمي : را بطه  نسب‌ و خويشاوندي‌ يعني همان‌ رابطه‌اي‌ كه يك فرد‌ از انسان‌
را از جهت‌ ولادت‌ و اشتراك‌ در رحم به فرد ديگر مرتبط‌ مي‌سازد.‌ اصل و ريشه‌ رابطه‌ طبيعي‌ و تكويني‌ در پيدايش شعئب‌ و قبائل است و همين‌ است‌ كه صفات‌ و خصال‌ نوشته شده در خونها را با خون‌ به هر‌چه كه او برود مي‌برده مبدا آداب و رسوم‌ و سنن‌ قومي‌ هم همين‌ است اين رابطه‌ است كه وقتي با‌ ساير عوامل‌ و اسباب‌ موثر مخلوط‌ مي‌شود ان آداب و رسوم‌ را پديد مي‌آورد.

و مجتمعات‌ بشري‌ چه مترقيش‌ و چه عقب‌ مانده‌اش‌ يك نوع‌ اعتنا‌ به اين رابطه‌ دارند‌ كه اين اعتنا‌ در بررسي‌ سنن و قوانين اجتماعي في‌الجمله‌ مشهود است‌ نظير‌ قوانين‌ نكاح وارث‌ و امثال آن دخل‌ و تصرف‌ نموده زماني‌ آن را توسعه مي‌دهند‌ و زماني ديگر‌
تنگ‌ مي‌كنند تا ببيني‌ مصلحتش‌ كه خاص‌ مجتمع او است چه اقتضا‌ كند.‌ همچنان‌
كه در مباحث‌ گذشته‌ از نظر شما‌ گذشت و گفتيم‌ غالب‌ انتهاي سابق‌ از يكسو‌ اصلاً براي‌ زن قرابت‌ رسمي‌ قائل‌ نبودند‌ و از سوي‌ ديگر براي‌ پسر خوانده قرابت‌ قائل‌ مي‌شدند
و فرزندي‌ را كه از ديگران‌ متولد شده‌ به خود ملحق‌ مي‌كردند همچنانكه‌ در اسلام نيز
اين‌ دخل‌ و تصرف‌ها را مي‌بينيم‌ قرابت‌ بين مسلمان‌ و كافر محارب‌ را از بين برده‌ شخص
را كافر است فرزند پدرش‌ نمي‌داند كه ارث‌ پدر را به او نمي‌دهد و نيز پسر فرزندي‌
را منحصر‌ در بستر‌ زناشوئي‌ كرده فرزندي‌ را كه از نطفه‌ مردي از راه‌ زنا‌ متولد‌ شده فرزند آن مرد نمي‌داند و از اين‌ قبيل‌ تصرفات‌ ديگر ، و از آنجا‌يي كه اسلام‌ بر خلاف‌ جوامعي‌
كه بدان‌ اشاره شد‌ براي زنان‌ قرابت‌ قائل‌ است و بدان جهت‌ كه آنان‌ را شركت تمام‌
در اموال‌ و حريت‌ كامل‌ در اراده و عمل‌ داده‌ كه توضيح‌ آن را در مباحث‌ گذشته‌ شنيدي‌ در نتيجه‌ پسر و دختر‌ خانواده‌ در يك درجه‌ از قرابت‌ و رحم‌ رسمي‌ قرارگرفتند
و نيز پدر و مادر و برادر‌ و خواهر و جد و جده‌ و عمو و عمه و دائي‌ و خاله‌ به يك جور‌
و به يك‌ درجه‌ خويشاوند شدند و خود به خود‌ رشته خويشاوندي‌ و عمود نسب از ناحيه‌ دختران‌ و پسران نيز‌ به درجه‌اي مساوي‌ پائين‌ آمد يعني همانطور‌ كه پسر پسر، پسر انسان بود، پسر دختر‌ نيز پسر انسان‌ شد‌ و همچنين‌ هرچه‌ پائين‌تر‌ رود يعني‌ نوه‌ پسر انسان‌ با نوه دختر‌ دختر انسان‌ به يك درجه‌ با انسان‌ مرتبط‌ شدند‌ و همچنين‌ در دختران‌ يعني‌ دختر‌ پسر و دختر دختر آدمي‌ به طور مساوي دو دختر آدمي‌ شدند و همچنين‌ در دختران‌ يعني دختر‌ پسر و دختر دختر‌ ‎آدمي‌ به طور مساوي‌ دو دختر آدمي‌ شدند‌ و احكام‌ نكاح‌ وارث‌ نيز به همين‌ منوال جاري‌ شد (يعني‌ همانطور‌ كه فرزندان‌ طبقه اول‌ آدمي‌ دختر و پسرش‌ ارث مي‌برند‌ ‌‌ فرزندان‌ طبقه‌ دومش‌ نيز ارث مي‌برند و همانطور‌ كه ازدواج‌ با دختر حرام شد ازدواج‌ با دختر دختر‌ نيز حرام‌ شد) و مادر سابق‌ گفتيم‌ كه آيه تحريم‌ كه مي‌‏فرمايد‌
( حرمت‌ عليكم‌ امهاتكم بناتكم) بر اين معنا‌ دلالت دارد‌ وليكن‌ متأسفانه‌ دانشمندان‌ اسلامي گذشته ما در اين مسأله‌ و نظاير‌ آن كه مسائلي‌ اجتماعي‌ و حقوقي‌ است‌ كوتاهي‌ كرده‌اند و خيال‌ كرده‌اند‌ صرفاً مساله‌اي‌ لغوي‌ است به مراجعه‌ و ارجاع‌ به لغت‌ خود
را راحت‌ مي‌كردند‌ و گاهي بر سر معناي‌ لغوي‌ نزاعشان‌ شديد مي‌شد. عده‌اي معناي‌ مثلاً كلمه‌ ( ابن) را توسعه‌ مي‌دادند و بعضي‌ ديگر آنرا‌ تنگ‌ مي‌گرفتند‌ در حالي‌ كه همه‌
 آن حرفها‌ از اصلي‌ خطا بود.

و لذا مي‌بينيم‌ بعضي از آن‌ علما‌ گفته‌اند: آنچه ما از لغت‌ در معناي‌ نبوت‌ ( پسر‌ بودن) مي‌فهميم‌ اين است‌ كه بايد از نسل‌ پسر ما متولد‌ شده باشد.‌ اگر پسري‌ از دختر‌ ما‌
و يا از دختر‌زاده‌ ما متولد‌ شده باشد‌ از نظر لغت‌ پسر ما نيست‌ و از ناحيه دختر‌ ما هرچه‌ متولد‌ شود ( چه پسر‌ و چه دختر) ملحق‌ به پدرخودشان‌ يعني‌ داماد‌ ما مي‌شوند،
نه به‌ ما كه جد آنها‌ هستيم‌ عرب جد امي را پدر جد نمي‌داند و دختر‌ زادگان‌ را فرزندان
آن‌ جد نمي‌شمارد‌ و اما اينكه‌ رسول‌ خدا (صلي‌الله عليه و آله)درباره‌ حسن
و حسين‌ (عليها‌السلام) فرمود: اين دو فرزند‌ من امام‌ امتند‌ چه قيام كنند‌ و چه قيام‌ نكمند‌ و نيز در مواردي‌ ديگر آن دو جناب‌ را پسران خود خوانده از باب‌ احترام‌ و تشريف‌ بوده
نه اينكه به راستي‌ دختر‌زادگان‌ آن جناب‌ فرزندان‌ او باشند.

و اين شخص‌ طريق‌ بحث‌ را گم‌ كرده‌ خيال‌ كرده بحث در مورد پدر فرزندي‌
صرفاً بحثي‌ لغوي است.

تا اگر عرب‌ لفظ‌ (ابن) را براي معنايي‌ وضع كرد‌ كه شامل‌ پسر دختر‌ هم بشود‌ آن‌ وقت‌ نتيجه‌ بحث‌ طوري ديگر شود غفلت‌ كرده از اينكه آثار و احكامي‌ كه در مجتمعات‌ مختلف‌ بشري‌ نه تنها‌ در عرب‌ بر مسأله‌ پدري‌ و فرزندي و امثال‌ آن مترتب‌ مي‌شود تابع
 لغات‌ نيست‌ بلكه تابع‌ نوعي‌ بنيه‌ مجتمع‌ و سنني‌ داير در آن است‌ كه چه بسا‌ اين احكام در اثر دگرگوني‌ سنن‌ و آداب‌ دگرگون‌ شود در حاليكه‌ اصل لغت‌ به حال‌ خود باقي‌ بماند
 و اين خود كاشف‌ آن است‌ كه بحث‌ يك يحث اجتماعي‌ است و يا به يك بحث‌ اجتماعي‌ منتهي‌ مي‌شود و صرفاً بحثي لفظي و لغوي نيست.

و اما اينكه‌ گفت‌ پسران‌ به پدران‌  خود ملحقند‌ و به پدر مادرشان‌ ملحق‌ نمي‌شوند
بنابر اينكه‌ آن هم مسأله‌اي‌ لفظي‌ و لغوي‌ نباشد‌ از فروع‌ نسب نيست‌ تا نتيجه‌اش‌ اين باشد
كه‌ نسبي‌ بين پسر و دختر‌ با مادر قطع‌ شود بلكه‌ از فروع‌ قيومت‌ مردان بر خانه‌
و خانواده است‌ چون هزينه‌ زندگي و تربيت‌ فرزندان‌ با مرد است « از اين‌ رو دختر مادام‌
 كه در خانه پدر‌ تحت‌ قيومت‌ پدر است‌ و وقتي‌ به خانه شوهر رفت‌ تحت قيومت‌
 او قرار مي‌گيرد‌ و وقتي‌ خود او تحت‌ قيومت‌ شوهر است‌ فرزنداني‌ هم كه مي‌آورد تحت قيومت‌ شوهر او خواهند بود‌ پس ملحق شدن‌ فرزند به پدر  از اين‌ بابت است‌ نه اينكه‌
با مادرش‌ هيچ خويشاوندي و رابطه نسبي‌ نداشته باشد.»

و سخن كوتاه‌ اينكه‌ همانطور‌ كه پدر رابطه‌ نسبي‌ را به پسر و دختر‌ منتقل‌ مي‌كند‌ مادر نيز‌ منتقل‌ مي‌كند و يكي از آثار‌ روشن اين انتقال‌ در قانون اسلام مسأله‌ ارث‌ و حرمت نكاح‌ است ( يعني‌ اگر من‌ به جز‌ يك نبيره‌ دختري اولادي و وارثي نداشته باشم‌ او ارث‌
 مرا مي‌برد‌ و اگر او دختر‌ باشد‌ به من كه جد مادري‌ او هستم‌ محرم است) بله در اين بين احكام و مسائل ديگري‌  هست كه البته ملاك‌هاي‌ خاصي‌ دارد

مانند ملحق‌ شدن فرزند و مسأله‌ نفقه‌ و مسأله‌ سهم‌ خويشاوندان‌ رسول‌
خدا (ص) از خمس‌ كه هريك از اينها تابع ملاك و معيار‌ خاص‌ به خودش است

در آيه 31 نور

آيه 31 نور : وقل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن ا‌و ابائهن او اباء بعولتهن  اوابنائهن او ابناءبعولتهن  او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابين غير اولي اربعه  من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء  ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا ايه المومنون لعلكم تفلحون .

ترجمه :

(و به زنان‌ با ايمان‌ بگو: از بعضي‌ نگاه‌هاي‌ خود ( نگاه‌هاي غير‌مجاز) چشم‌پوشي‌ كنند
و دامن‌هاي خود را حفظ‌ نمايند‌ و جز‌آنچه‌ ( به طور‌ طبيعي) ظاهر است‌ زينت‌هاي‌ خود
را آشكار‌ نكنند‌ و بايد روسري‌ خود را برگردن‌ خود بيفكنند‌( تا‌ علاوه بر سر، گردن
و سينه‌ي آنان نيز‌ پوشيده باشد) و زينت‌ خود را ظاهر‌ نكنند‌ جز براي‌ الا‌ ليعولتهن‌

او‌ بني‌ اوخواتهن‌) كلمه‌ بعوله‌ به معناي‌ شوهران‌ است و طوايف‌ هفتگانه‌اي‌ كه قرآن از آنها نام‌ برده محرم‌هاي‌ نسبي‌ و سببي‌ هستند‌ و اجداد‌ شوهران‌ حكمشان‌ حكم پدران‌ ايشان‌
و نوه‌هاي‌ شوهران‌ حكمشان‌ حكم‌ فرزندان‌ ايشان است.)

و يا اينكه‌ فرمود: ( نسائهن‌) و زنان‌ را اضافه كرد به ضمير‌ زنان‌ براي اشاره‌
به اين معنا‌ بوده كه مراد‌ از نساء زنان‌ مؤمنين‌ است‌ كه جايز‌ نيست‌ خود را در برابر زنان‌ غير مومن‌ برهنه‌ كنند‌ از روايات‌ وارده‌ از ائمه‌ اهل‌بيت‌( عليهم‌السلام) هم‌ همين معنا
 استفاده‌ مي‌شود.

اطلاق‌ جمله‌ ( او ملكت‌ ايمانهن) هم شامل غلامان‌ مي‌شود و هم‌ كنيزان‌ و از‌ روايات‌ نيز اين‌ اطلاق‌ استفاده مي‌شود همچنان‌ كه به زودي‌ خواهد آمد و اين‌ جمله يكي‌
از‌ مواردي‌ است كه كلمه‌ ما در صاحبان‌ عقل استعمال‌ شده و در معناي‌ حاجت‌ است
و منظور‌ از اين حاجت‌ شهوتي‌ است كه مردان‌ را محتاج‌ به ازواج‌ مي‌كند و كلمه‌
(من‌الرجال) بيان تابعين‌ است.

و مراد از اين رجال‌ تابعين‌ افراد سفيه‌ و ابلمي‌ هستند‌ كه تحت‌ قيومت‌ ديگران‌ هستند‌
و شهوت‌ مردانگي‌ ندارند.

( او‌الطفل‌ الذين‌ لم‌ يظمروا‌ علي‌ عورات‌ النساء) الف‌ولام در الطفل‌ براي‌ استفراق‌ است‌
و كليت‌ را مي‌سازند‌ يعني‌ جماعت اطفالي‌ كه بر عور‌ تمامي‌ زنان‌ غلبه‌ نيافته‌اند يعني
آنچه‌ از امور زنان‌ كه مردان‌ از تصريح‌ به آن شرم‌ دارند اطفال‌ زشتي‌ آن را درك نمي‌كنند‌
و اين به طوري‌ كه ديگران‌ هم‌ گفته‌اند‌ كنايه‌ از حد بلوغ‌ است (ولا يضربن بار جلهن‌ ليعلم‌ مايخفين‌ من‌ زينتهن) پاها‌ي خود را محكم‌ به زمين‌ نزنند‌ تا صداي‌ زيور آلاتشان‌ از قبيل‌ خلخال‌ و گوشواره‌ و دستبند‌ به صدا در نيايد.

و تو بو‌الي‌ الله‌ جميعاً ايها‌المؤمنون‌ لعلكم‌ تفلحون) مراد از توبه‌ به طوري‌ كه از سياق‌
بر مي‌آيد بازگشت‌ به سوي‌ خداي تعالي‌ است به امتثال‌ اوامر‌ او و انتهاء از نواهيش‌
و خلاصه‌ پيروي‌ از راه و صراطش‌.[2]

در سوره احزاب ايه 55 -  مي فرمايد:

(لا جناح عليهن في ابائهن ولا ابنائهن ولا اخوانهن ولا ابناء اخواتهن ولا نسائهن 
 ولا ما ملكت ايمانهن )

 (بر همسران پيامبر گناهي نيست كه با پدران فرزندان برادران فرزندان وخواهران خود وزنان مسلمان وبرد گان خود بدون حجاب تماس داشته باشند )

و به تعبير ديگر محارم آنها كه منحصر در اين شش گروهند مستثني مي باشد
و اگر گفته شود افراد ديگري نيز جزء محارم هستند كه در اين شش گروه نامي از آنها به ميان نيامده مانند عمو ها و دايي‌ها در پاسخ بايد گفت: از آنجا كه قرآن فصاحت و بلاغت
را در عاليترين شكلش رعايت مي كند و يكي از اصول فصاحت اين است كه هيج كلمه اضافي در سخن نباشد لذا در اينجا از ذكر عموها ودائيها خود داري كرده چرا كه با ذكر فرزندان برادر و فرزندان خواهر محرميت عموها ودائيها روشن مي شود زيرا محرميت همواره دو جانبه است همانگونه كه فرزند برادر نسبت به انسان محرم است او هم نسبت
به فرزند برادرش محرم خواهد بود ( ومي دانيم چنين زني عمه محسوب مي شود) ونيز همان‌گونه كه فرزند خواهر بر او محرم است او نيز به فرزند خواهر محرم مي باشد
( ومي دانيم چنين زني خاله محسوب مي شود ) هنگامي كه عمه و خاله نسبت به پسر برادر و پسر خواهر محرم باشد عمو ودائي نيز نسبت به دختر برادر ودختر خواهر محرم خواهد بود (چرا كه ميان عمو و عمه ونيز دائي وخاله هيج تفاوتي نيست ) و اين يكي
از ريزه كاريهاي قرآن است ~(دقت كنيد)

ودر پايان آيه لحن سخن را از غايب به خطاب تغيير داده همسران پيامبر را مخاطب ساخته مي گويد تقوا را پيشه كنيد كه خداوند بر هر چيزي آگاه است وهيچ چيز
بر او مخفي و پنهان نيست ( واتقين الله ان الله كان علي كل شي شهيدا ) چه اينكه حجاب پرده ومانند اينها  همه وسائلي براي حفظ از گناه بيش نيست ريشه اصلي همان تقوا است كه اگر نباشد حتي اين وسائل نيز سودي نخواهد بخشيد ذكر اين نكته نيز در اينجا لازم به نظر مي رسد كه نسائهن ( زنان آنها) اشاره به زنان هم كيش و مسلمان است
زيرا همان‌گونه كه در تفسير سوره نور گفتيم براي زنان مسلمان شايسته نيست كه در برابر زنان غير مسلمان بدون پوشش باشند چرا كه آنها ممكن است مطالب را براي شوهر انشان توصيف كنند واما جمله او ما ملكت ايمانهن همان‌گونه كه در تفسير سوره نور نيز گفتيم مفهوم وسيعي دارد هم كنيزان را شامل مي‌شود وهم غلا مان را اما طبق بعضي از روايات اسلامي اختصاص به كنيزان دارد و بنابراين ذكر آنها بعد از ذكر زنان به طور كلي ممكن است از اين نظر باشد كه كنيزان غير مسلمان را نيز شامل مي شود.دقت كنيد)
(خلاصه زن بر هر مردي كه با ولادت به او انتساب پيداكند محرم است )



[1] - ( جلد4، ترجمه‌ الميزان417، 418).

 

[2] - ترحمه تفسير‌ الميزان ، ج 15، ص156، 157

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:46  توسط محمد ایوبی کاشمری 

مقدمـه

 

درآيات قران مساله محرم و نامحرم به عنوان يكي از مهمترين اركان يك جامعه سالم معرفي شده است لذا با توجه به اينكه سوالات زيادي در سفرهاي تبليغي در مورد محارم  مي شد بر آن شدم تا اين موضوع را براي جامعه اسلامي كه مقيد
 به احكام اسلامي هستند بررسي نمايم، تا با عمل به واجبات، دين را بيشتر ياري نمائيم

حوادث طبیعی و غیر طبیعی، همانند زلزله ها، جنگ ها، بیماری ها، طونان های سخت وحشتناک و مانند آن عوارض نا مطلوب مختلفی بر جوامع انسانی می گذارد.

که یکی از آن ها معضل فرزندان بی سرپرست است.

فرزندانی که پدر و مادر خود را در آن حوادث از دست داده و غم مهر و محبت آنان سوخته و حسرت نوازش ساده را بر دل دارند.

کودکان معصوم و پاکی که نگاه معصومانه آنان همچون کتابی قطور حاوی مطالب فراوان و مهمی است که تنها برخی توفیق مطالعات آن را دارند.

از سوی دیگر زوجین متعددی وجود دارند که به علل مختلف از نعمت  بی بدیل فرزند محروم هستند و خداوند حکیم آن ها را با بچه دار نشدن آزمایش می کند.

که در سوره شوری می فرمایند: « لله ملک السماوات و الارض یخلق ما یشاء یهب لمن یشاء انثا و یهب لمن یشاء الذکور 49 او یزوجهم ذکراناً و انثاء یجعل من یشا عقیماً انه علیم قدیر 50 مالکیت و حاکمیت آسمان ها و زمین از آن خداست هر چه را بخواهدی می آفریند به هر کس اراده کند دختر می بخشد و به هر کس بخواهد پسر یا ( اگر بخواهد ) پسر و دختر – هر دو – را برا آن جمع می کند و هر کس را بخواهد عقیم می گذارد زیرا که او دانا و قادر است.

و زن و شوهرهایی که دیدن هر نوزاد داغ دل آنها را تازه و آه حسرت را بی اختیار از نهاد آن ها بلند و قطرات اشک را بر گوشه چشمانشان جاری می سازد.

برخی از این زوجین به جای آه و افسوس و حسرت و هدر دادن نیروی خود و با هدف پر کردن این خلاء زندگی مشترک که گاه منجر به جدایی و طلاق می گردد به سرغ فرزندان بی سرپرست رفته و آن ها را به فرزندی قبول می کنند تا هم غم فقدان پدر و مادر و کمبود عشق و محبت را از قلب پاک و کوچک آن کودکان معصوم بیرون کنند و هم خود را از تنهایی در آورند و سکوت خسته کننده محیط زندگی مشترک خویش را با گریه ها و خنده های چنان فرزندانی بشکنند.

اما مشکلی که معمولا زوجین مومن را رنج می دهد و در پاره ای از موارد آن ها را از پذیرش چنین فرزندانی منصرف می کند مشکل محرمیت است زیرا اگر فرزند خوانده دختر باشد در آینده با زن خانه مشکل محرمیت خواهد داشت لذا برای حل این مشکل چاره هایی اندیشیده شده که امیدوارم در کنار مکتب اسلام و با عمل به دستورات آن بتوانیم زندگی قرآنی و سالم داشته باشیم.

چرا كه اين جملات را با غم وغصه فراوان مي نويسم كه در جامعه اسلامي از واجبات فراموش نموده ايم و بررسيهاي فراواني نشان مي دهد كه با عمل به مستحبات وخرافات باعث عقب ماندن از كاروان اسلام و اسلام ناب  محمدي شده ايم كه به تعبير امام (ره) اسلام امريكائي،  آيا اسلامي كه آنها برنامه ريزي نموده اند و از طريق رسانه هاي گروهي اعم از اينترنت و ماهواره و مجله براي ما بيان مي كنند هنوز در برخي افراد تأثير نگذاشته است از زبان حضرت علي(ع) كه پدر اين امت مي باشد( در كتاب شريف نهج البلاغه كه ما آن جملات را به عنوان يك شيعه بايد سر لوحه كار خودمان قرار دهيم)

 

  در حكمت 39  امده است كه ميفرمايند «وقال علي عليه السلام»

لا قربة بالنوافل اذا  اضرت بالفرائض » عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي‌گرداند اگر به واجب زيان رساند و در حكمت 279 مي فرمايند «اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها » هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترك كنيد .

لذا بارها ديده ايم كه مردم جامعه ما چه زن چه مرد براي ديگران يا همسايه‌هاي خود بيشتر احترام و روابط رفت و آمد دارند تا با محرم هاي خودشان با وجود اين
كه در اسلام نسبت به همسايه داري و... سفارش شده است اما نه اينكه با سفارشات اسلام از واجبات كه صله رحم است جداشويم به عنوان مثال دختر شما كه با دائي و عمو وپدر بزرگ  و... محرم است اگر با آنها ارتباط داشته باشد و مشكلات خود را بپرسد از نظر شخصيتي كامل شده و از ارتباط نادرست بي‌نياز ميشود چرا كه همه افراد اعم از زن ومرد دوست دارند عقايد ونظرات خود را براي ديگران بيان نمايند و از فكر
آنان استفاده كنند ( در اين قسمت اجازه بدهيد مثالي از روان شناسي لباس بزنم تمام روان شناسان بر اين عقيده‌اند كه اگر پسر شما يك لباس انتخاب كند و آن را بپوشد
و به ميان دوستان برود ودر برخورد اوليه او را مسخره نمايند او ديگر اين لباس
 را نخواهد پوشيد ) پس همه ما يا با دوستان زمان تحصيل ارتباط داريم يا همكاران خود يا اقوام كه بهترين ارتباط از نظر دين كه اولويت مي دهد اول ارتباط با اقوام نسبي بعد سببي بعد رضاعي بعد همسايگان و ... لذا با توجه به اينكه سعي نموده‌ام احكام دين
را از متخصصين آن سؤال نمايم در تمام برخوردهايي كه با مراجع بزرگوار داشته‌ام
 به عنوان نصيحت فرموداند دين عبارت است از «انجام واجبات و ترك محرمات »

لذا خواهش مي‌كنم از چند گروه:

اول از مبلغان دين كه دست همه آنها را مي بوسم تا مي توانيد ببينيد اين مطلب جزء واجبات است يا محرمات دوم از مردم اگر مي خواهيد زندگي سالم داشته باشيد به واجبات بپردازيد و در اينجا به همه عزيزاني كه مايل هستند با فهرستي از واجبات و محرمات آشنا شوند دعوت ميكنم كتاب ( واجبات در اسلام ) تأليف حضرت آيت‌الله مشكيني را مطالعه نمايند تا با واجبات و محرمات دراسلام آشنا شوند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:46  توسط محمد ایوبی کاشمری 

(محارم سببي يعني يك سبب به نام ازدواج سبب محرميت شده است )

يعني زناني كه با خواستگارشان اشتراك در خون ندارند بلكه به خاطر وصلت و پيوند خويشاوندي با آنان مرتبط شده اند و اين محارم هفت طايفه اند كه شش طايفه آنها در آيه 23 سوره نساء  ذكر شده و هفتمي آنها در آيه 22 سوره نساء آمده است

( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و التي‌
في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌
و عمه‌هايتان‌ و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌ ( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌
( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر
 انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

 و در آخرين مرحله آيه 23سوره نساء اشاره به دسته سوم از محارم كرده و انها را تحت چند عنوان بيان مي‌كند و امهات نسائكم 00 و مادران همسرانتان يعني
به مجرد اينكه زني به ازدواج مردي در آمد وصيغه عقد جاري گشت مادر
او و مادر مادر او و000 بر او حرام ابدي مي‌شوند .

و ربائبكم اللاتي في حجوركم من نسائكم اللاتي دخلتم بهن: و دختران همسرانتان كه در دامان شما قرار دارند به شرط اينكه با آن همسر آميزش جنسي پيدا كرده باشيد يعني تنها با عقد شرعي يك زن  ( دختران او ) كه از شوهر ديگري بوده اند  بر شوهر
حرام نمي شوند بلكه مشروط بر اين است كه علاوه بر عقد شرعي با آن زن همبستر هم شده باشد 0 وجود اين قيد در اين مورد تائيد مي كند كه حكم مادر همسر كه در جمله سابق گذشت مشروط به چنين شرطي نيست وبه اصطلاح اطلاق حكم را تقويت مي كند.  گرچه ظاهر قيد ( في حجوركم ) ( در دامان شما باشند ) چنين مي فهماند كه اگر دختر همسر از شوهر ديگر در دامان انسان پرورش نيابد بر او حرام نيست
ولي به قرينه روايات و مسلم بودن حكم,اين قيد به اصطلاح قيد احترازي نيست بلكه
در واقع اشاره به نكته تحريم است زيرا اينگونه دختران كه مادرانشان اقدام به ازدواج
مجدد ميكنند معمولا در سنين پايين هستند و غالبا در دامان شوهر جديد همانند دختر
او پرورش مي يابند, آيه ميگويد اينها در واقع همچون دختران خود شما هستند ,آيا كسي با دختر خود ازدواج ميكند؟ و انتخاب عنوان (ربائب) كه جمع (ربيبه) به معني تربيت
شده است نيز به همين جهت مي باشد كه به معناي دختر زن آدمي است دختري
كه ازشوهر ديگر آورده به اين مناسبت او را ربوبه ناميده اند كه تدبير ما در او كه همسر ادمي است و هر كسي كه با ان مادر به خانه ما آمده به دست ماست و اين ما هستيم
كه غالبآ تربيت دختران همسرمان را به عهده مي گيريم به دنبال اين قسمت براي تأكيد مطلب اضافه ميكند كه اگر با آنها آميزش جنسي نداشتيد دخترانشان بر شما حرام نيستند.

 

(فان لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم). و حلائل ابنائكم الدين من اصلابكم (وهمسران فرزندانتان كه از نسل شما هستند). در حقيقت تعبير (من اصلابكم) (فرزنداني كه از نسل شما باشند) براي اين است كه روي يكي از رسوم غلط دوران جاهليت خط بطلان كشيده شود, زيرا در آن زمان معمول بود افرادي را به عنوان فرزند خود انتخاب مي كردند ,يعني كسي كه فرزند شخص ديگري بود به نام فرزند خود مي خواندند
و فرزند خوانده مشمول تمام احكام فرزند حقيقي بود, و به همين دليل با همسران فرزند خوانده خود ازدواج نمي‌كردند. فرزند خواندگي و احكام آن در اسلام به كلي
بي اساس است.                                   

ـ در اينجاسؤال ديگري مطرح مي شود كه پدر شوهر وپسر شوهر نيز جزء محارم زن محسوب مي شود چرا ذكري از اينها در اينجا به ميان نيامده ؟ در حالي كه در ايه 31 سوره نور آنها نيز به عنوان محارم مطرح شده اند  پاسخ اين سوال نيز روشن است
زيرا در اين آيه منحصرا سخن از حكم همسران پيامبر(ص) در ميان است ومي دانيم پيغمبر صدر زمان نزول اين آيات نه پدرش در حيات بود ونه اجدادش و نه فرزند 
پسري داشت (باز دقت كنيد )

در ايه 31 سوره نور  در آيه 31 سوره نور كه در مورد نگاه كردن به محارم و حفظ پاكدامني وزينت خود را حفظ كنند و آشكار نكنند مگر براي كساني كه با انها محرمند
كه محارم سببي را در اول ايه آورده است ( ....الا لبعولتهن ....او آبائهن او آباء بعولتهن ....)
يا براي شوهرانشان ( الا لبعولتهن ) يا براي پدرانشان ( او آبائهن) يا پدران شوهرانشان
(او آباء بعولتهن ) .

در ايه 55 سوره احزاب ( لا جناح عليهن في .......)

بر آنها  ( همسران پيامبر ) كناهي نيست كه با پدران و فرزندان و برادران
 و فرزند برادران و فرزندان  خواهران خود و زنان مسلمان و بردگان خويش
 ( بدون حجاب و پرده تماس بگيرند ) و تقواي الاهي را پيشه كنيد
كه خداوند بر هر چيزي آگاه است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:44  توسط محمد ایوبی کاشمری 

سوال- نگاه كردن به مرد يا زن محرم با قصد لذت مرد و زني كه به يكديگر محرمند آيا مي‌توانند به قصد لذت به بدن يكديگر نگاه كند ؟ 

محرم وقتي مي تواند به بدن محارم خود (البته غير از عورت ) نظر كند
كه از نظر كردن لذت نبرد و به اصطلاح قصد ريبه نداشته باشد و فرقي در نظر كننده نيست چه مرد باشد وبخواهد به بدن مادر وخواهر و دختر خود نگاه كند
و چه زن بخواهد به بدن پدر و برادر و پسر خود نگاه كند [1]

 

   چند تذكر براي جدول محارم نسبي

ـ در مسأله محارم نسبي‌ نبايد‌ از اصطلاحات‌ به طور مستقيم‌ استفاده شود.

مثلاً دائي‌ (برادر مادر) يا عمو (برادر پدر) است.

ـ نوه يا نبيره‌ كه همان‌ فرزند‌ ( دختر‌ دختر) يا ( فرزند پسر‌پسر‌) و مي‌باشد

ـ تني يا ناتني : تني‌ از يك پدر و مادر مي‌باشد‌ (مشترك)

ناتني‌ گاهي از يك‌ پدر به هم مشترك‌ مي‌باشند.

گاهي‌ از يك مادر با هم مشترك مي‌باشند.

 

محارم نسبي

 

افرادي كه هم به   زن  و هم به مرد
 محرم هستند

 

افرادي كه هم به  مرد هم به وزن  محرم هستند

پدر

مادر

پدر مادر( پدر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا  روند 

مادر مادر ( مادر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا روند

پدر  پدر ( پدر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

 مادر پدر ( مادر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

پسر

 دختر

پسر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين روند

 دختر دختر ( نوه دختري ) و....هر چه پائين تر روند

پسر دختر ( نوه دختري ) و ...هر چه پائين روند

دختر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين تر روند

برادر

خواهر

پسر برادر ( برادر زاده ) و ...هر چه پائين روند

 دختر خواهر ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

پسر خواهر ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

 دختر برادر ( برادرزاده ) و هر چه پائين روند

عمو ( برادر پدر )

عمه ( خواهر پدر )

عموي پدري ( برادر پدر پدر ) و هر ...چه بالا روند

عمه پدر ( خواهر پدر پدر ) وهرچه ...بالا روند

عموي مادري ( برادر پدر مادر ) و هر ..چه بالا روند

عمه مادر ( خواهر پدر مادر ) و هر چه ....بالا روند

دائي ( برادر مادر )

خاله ( خواهر مادر )

دائي مادري ( برادرمادر مادر ) وهر ...چه بالا روند

خاله مادري ( خواهر مادر مادر ) و هر چه ..بالا روند

دائي پدري ( برادر مادر پدر ) وهر ...چه بالا روند

خاله پدري ( خواهر مادر پدر ) و هر چه ..بالا روند

جدول محارم نسبي در اخر كتاب اورده شده است شما مي توانيد با نوشتن اسامي محارم خود انها را بهتر بشناسيد

 

آيا مردى كه مى‏ميرد همسرش به او نامحرم مى‏شود؟

زن و شوهر تا مادامى كه طلاقى بين آنها واقع نشده براى هميشه به يكديگر محرم هستند (حتى بعد از مرگ). غلط مشهورى است كه معلوم نيست از كجا سرچشمه
گرفته است كه مى‏گويند بعد از مردن زن و شوهر به يكديگر نامحرم مى‏شوند. در تاريخ نيز آمده است كه حضرت على (ع) حضرت زهرا (س) را غسل دادند و تجهيز كردند. به طور كلى همه فقها مى‏گويند: بعد از مرگ زن شوهر او از ديگران به غسل و كفن و دفن زنش اولى مى‏باشد. زن و مرد همين طور كه در زمان حيات مى‏توانند يكديگر
 را ببوسند در زمان ممات نيز همين حكم را دارد.

آيا عموهاى ناتنى كه مادرشان مادربزرگ من است و شوهر دوم مادربزرگم‏و فرزند شوهر دوم آن بر ما نيز محرم‏اند؟

عموهاى ناتنى شما كه مادرشان مادربزرگ شماست به شما محرمند
و همچنين شوهر دوم مادربزرگ به شما محرم است اما فرزند شوهر دوم
كه از زن ديگرى بوده است به شما محرم نيست.

 



[1] -تحرير الوسيله 2ص243 ، مساله 17

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:44  توسط محمد ایوبی کاشمری 

محارم سببي ( يعني افرادي كه از طريق پيوند زناشوئي و نسبت پيدا كردن محرم مي شوند كه براي مردان عبارتند از:
1ـ زن (عروس)
  مادر زن
3ـ دختر زن ( نا دختري )
4ـ زن پدر ( نامادري )
5ـ زن پدر پدر ( زن جد نامادري )نا مادري پدر
6ـ زن پدر مادر (زن جد نامادري ) نامادري مادر 
7ـ زن پسر (عروس )
8ـ زن پسر پسر ( همسر نوه انسان ) عروس پسري
9ـ زن پسر دختر ( همسر نوه ) عروس دختري
كسانـي كه به زن محرمند
1- مرد (شوهر )
2- پدر شوهر   
3- پسر شوهر( نا پسري ) 

4- شوهر مادر (ناپدري )

5- مادر پدر زن

6-شوهر دختر (داماد)

7- پدر پدر شوهر انسان ( جد پدري )

8-پدر مادر شوهر انسان (جد مادري )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:43  توسط محمد ایوبی کاشمری 

 ( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و  التي‌
في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌ و عمه‌هايتان‌
و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌
( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌ ( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج
جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

در ايه 23 سوره نساء به محارم رضاعي اشاره كرده و مي فرمايد

وامهاتكم التي ارضعنكم واخواتكم          

ومادراني كه شما را شير مي دهند و خواهران رضاعي شما بر شما حرامند»   

     براي  عدم ذكر برادران وخواهران  رضاعي ومانند آن نيز به خاطر اين انست كه آنها در حكم برادر وخواهر وساير محارم محسوب مي شوند ونياز به ذكر مستقل ندارند و اين آيه با سياقي كه دارد دلالت مي كند بر اينكه شارع اسلام حكم مادري و فرزندي را بين
 يك دختر و زني كه او را شير داده  بر قرار كرده است يعني زن شيرده را مادر آن دختر
و دختر را فرزندان زن دانسته و همچنين حكم برادري را بين يك پسر و خواهر شيري‌اش بر قرار ساخته چون اين مادر فرزندي و اين برادر خواهري را امري مسلم گرفته است
 پس مساله رضاع و شير دادن و شير نوشيدن به حسب تشريع روابط نسبي را ايجاد مي‌كند واين معنا به بياني كه به زودي مي آيد از مختصات شريعت اسلامي است گرچه قرآن دراين قسمت از آيه تنها به دو دسته يعني خواهران و مادران رضاعي اشاره كرده ولي طبق روايات فراواني كه در دست است محارم رضاعي منحصر به اينها نيستند بلكه طبق حديث معروف كه از پيامبر (ص) نقل شده ( يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب )  تمام كساني كه از نظر ارتباط نسبي حرامند از نظر شير خوارگي نيز حرام مي شوند. البته مقدار
شير خوارگي كه تاثير در محرميت ميكند و همچنين شرائط وكيفيت ان ريزه كارهاي فراواني دارد 000

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:41  توسط محمد ایوبی کاشمری 

 

 

محارم سببي

افرادي كه به واسطه ازدواج بر دخترها

و زن‌ها‌ محرم‌ مي‌شوند

افرادي كه به واسطه ازدواج بر پسر‌ها

و مردها‌ محرم‌ مي‌شوند

 

مرد ( شوهر )

زن ( عروس )

پدر شوهر

مادر زن

پسر شوهر (ناپسري )

دختر زن (نا دختري )

شوهر مادر ( نا پدري )

زن پدر ( نا مادري )

مادر پدر زن

زن پدر پدر ( زن جد نامادري )

شوهر دختر (داماد )

زن پدر مادر ( زن جدنامادري )

پدر پدر شوهر انسان (جد پدري)

زن پسر ( عروس )

پدر مادر شوهر انسان
(حد مادري )

زن پسر پسر ( همسر نوه انسان )عروس پسري

 

زن پسر دختر(همسر نوه انسان)عروس دختري

 

شخصي پس از فوت همسرش دو باره ازدواج كرده و مادر زن اول او نيز دوباره ازدواج كرده است آيا هنوز به مادر زن اول محرم است ؟ در صورت طلاق چطور؟ اگر پسر كسي بميرد و عروس او شوهر ديگري كند يا عروسش طلاق بگيرد
و با ديگري ازدواج كند ايا باز هم به پدر شوهر اول محرم است ؟

مادر زن در هر حال محرم است و عروس هم در هر حال به پدر شوهر محرم است.

مردي داراي دو زن است و از هر زني چند دختر دارد و اضافي وهمه دخترها
 را شوهر داده آيا شوهران اين دختران به زن ديگر آن مرد محرمند و آيا فرزندان
و نوه ها چه از اين دختر وچه از آن دختر نسبت به زنهاي ديگر مرد محرمند؟

 بچه ها و نوه ها به مرد و زن محرمند ولي داماد يك زن به زن ديگر محرم نيست.

آيا زن پدر نسبت به فرزندان دختر و پسر شوهر خود كه از زن
ديگري مي‌باشند محرم است ؟   همه به هم محرمند

آيا فرزندان ذكور به زن پدر محرم هستند؟

به طور كلى زن پدر به فرزندانى كه اين مرد (يعنى پدر) از زن ديگرى دارد محرم است و فرزندان نيز به زن پدر محرمند

آيا زن بابا و بستگان نسبى او با من محرم هستند؟

زن پدر و فرزندان شوهر او به يكديگر محرم هستند. ولى خواهر زن‏پدر
 و مادر او به شما نامحرم هستند

 آيا ناپدرى مادرم بر من و مادرم محرم است؟

اگر مردى زنى را به عقد خود درآورد و با او نزديكى كند فرزندان آن زن و نوه‏هايش
به آن مرد محرم هستند
.

هر گاه مردي زن خود را طلاق دهد و زن با ديكري ازدواج  كند و از او دختري پيدا كند ايا اين دختربر مرد اول محرم است ؟

ـ چنانچه شوهر اول دخول كرده باشد به زوجه خود دختر او به وي محرم است

هر گاه مردي با زني ازدواج كند و او از شوهر قبلي داراي دختري باشد و به حد بلوغ برسد ايا بر اين مرد محرم است ؟  در فرض دخول به زوجه محرم است

آيا فرزندان شوهر به زن فعليش محرم هستند؟

الف) فرزندانى كه شوهر از زن ديگرش دارد به زن فعلى او (زن دوم) محرم مى‏باشند. هم‏چنين است بچه‏هايى كه از اين فرزندان متولد مى‏شوند و نوادگان شوهر مى‏باشند.

ب) شوهران دخترانى كه مرد از زن اول دارد (دامادهاى او) به زن دوم محرم مى‏باشند.

ج) فرزندان اين دخترها چون نواده شوهرِ اين زن محسوب مى‏شوند به زن دوم محرم مى‏باشند.

آيا زن پدر محرم انسان است در صورتي كه زن جوان هم باشد ؟ مادر زن پدر چطور؟ زن پدر محرم است ولي مادراو محرم نيست                             

ايا محارم سببي مانند مادر زن و ربيبه بعد از قطع سبب باز هم محرمند ؟

محرميت ابدي است

مادر زن پدر به بچه هاي آن پدر محرمند؟

زن بيوه اي كه با مردي ازدواج كرده دخترش به آن مردمحرم است  ولي به پدر آن محرم نيست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:41  توسط محمد ایوبی کاشمری 

از رسول اكرم (ص) هم رواياتي از طريق شيعه و ... نقل شده كه فرموده خداي تعالي
 از روابط شير خوردن همان را حرام كرده كه از روابط نسبي حرام كرده است ( مثلا
اگر از روابط نسبي مادر را محرم فرزند كرده مادر شيرده را نيز بر فرزند شير خوارش حرام كرده است ) و لازمه اين فرمايش اين است كه به وسيله شير حرمت به تمامي افرادي
كه ( اگر نسبي بودند محرم بودند ) منتشر گردد يعني وقتي كودك من شير زني را خورد آن زن مادرش و كودك من فرزندش و كودك آن زن خواهرش و خواهر آن زن خاله اش
و خواهر شوهر آن زن عمه اش و فرزندان كودك ان زن برادر زاده و يا خواهر زاده اش
مي‌شوند و همه به وي محرم مي‌باشند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:40  توسط محمد ایوبی کاشمری 

اينجاست كه با پرورش گوشت واستخوان انها با شير شخص معيني شباهت به فرزندان او پيدا مي كند مثلا زنيكه كودكي را به اندازه‌اي شير مي دهد كه بدن او با آن شير رشد مخصوصي مي كند يك نوع شباهت در ميان آن كودك وساير فرزندان
 آن زن پيدا مي شود ودر حقيقت هر كدام جزئي از بدن آن مادر محسوب مي گردند وهمانند دو برادر نسبي هستند 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:40  توسط محمد ایوبی کاشمری 

 

افراد ي كه هم به   دختر رضاعي

و هم به پسر رضاعي 
محرم   هستند

 

افرادي كه هم به  پسر رضاعي  و هم
 به دختررضاعي   محرم هستند

پدر رضاعي

مادررضاعي

پدر مادررضاعي( پدر بزرگ مادري ) و...هر چه
 بالا  روند

مادر مادررضاعي ( مادر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا روند

پدر  پدررضاعي ( پدر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

مادر پدررضاعي ( مادر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

پسر

دختر

پسر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين روند

دختر دختر ( نوه دختري ) و....هر چه پائين تر روند

پسر دختر ( نوه دختري ) و ...هر چه پائين روند

دختر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين تر روند

برادررضاعي

خواهررضاعي

پسر برادررضاعي ( برادر زاده ) و ...هر چه پائين روند

دختر خواهررضاعي ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

پسر خواهررضاعي ( خواهر زاده ) و ...هر چه
پائين روند

دختر برادررضاعي ( برادرزاده ) و هر چه پائين روند

عمو ( برادر پدر )

عمه ( خواهر پدررضاعي )

عمو پدري ( برادر پدر پدررضاعي )
و هر ...چه بالا روند

عمه پدر ( خواهر پدر پدررضاعي ) وهرچه ...بالا روند

عمو مادري ( برادر پدر مادررضاعي )
و هر ..چه بالا روند

عمه مادر ( خواهر پدر مادررضاعي )
 و هر چه ....بالا روند

دائي ( برادر مادر )

خاله ( خواهر مادررضاعي )

دائي مادري ( برادرمادر مادررضاعي ) وهر ...
چه بالا روند

خاله مادري ( خواهر مادر مادررضاعي )
و هر چه ..بالا روند

دائي پدري ( برادر مادر پدررضاعي )
 وهر ...چه بالا روند

خاله پدري ( خواهر مادر پدررضاعي ) و هر چه ..بالا روند

مستحب است ممانعت كنند كه زنها هر بچه اي را شير ندهند زيرا ممكن است فراموش شود كه به چه كساني شير داده اندو بعد دو نفر محرم با يكديگر ازدواج نمائند
و يا ازدواج برخي باطل گردد بنابراين قبل از شير دادن بايد كاملا از مسائل ان اگاه باشند

اگر زني بچه دختر خود را شير دهد آن دختر به شوهر خود حرام مي شود و همچنين است اگر بچه اي را كه شوهر دختر از زن ديگر دارد شير دهد ولي اگر بچه پسر خود
را شير دهد زن پسرش كه مادر آن طفل شيرخوار است بر شوهر خود حرام نمي شود

اگر زن پدر دختري بچه شوهر ان دختر را از شير آن پدر شير دهد آن دختر
 به شوهرخود حرام مي شود چه بچه از همان دختر يا از زن ديگر شوهر او باشد  

اگر زن از شير شوهر خود اين افراد را شير دهد شوهرش بر او حرام نمي شود
اگر چه بهتر است اين كار را نكند

1- براد ر وخواهر خود را

2- عمو وعمه ودائي و خاله خود را

3- اولاد عمو و اولاد دائي خود را

4- برادر زاده خود را

5- برادر شوهر يا خواهر شوهر خود را

6- خواهر زاده خود يا خواهر زاده شوهرش را

7- عمو وعمه و دائي و خاله شوهرش را

8- نوه زن ديگر شوهر خود را

مساله   اگر زن از شير يك شوهر چندين بچه را شير دهد همه آنان
به يكديگر و به شوهر و به زني كه انان را شير داده محرم مي شوند

مساله اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام از آنان با شرايطي
كه گفتيم بچه‌اي را شير دهد همه آن بچه ها به يكديگر و به آن مرد
و به همه آن زنها محرم مي‌شوند

مساله اگر زن از شير يك شوهر چندين كودك را شير دهد همه آنان
 به يكديگر و به زني كه آنان را شير داده و به شوهر آن زن محرم مي شوند همچنين اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام آنان با شرايطي كه مي آيد كودكي را شير دهند همه آن كودكان به يكديگر و به آن مرد و به همه آن زنها محرم مي شوند

آيا نوه هاي مادر رضاعي بر شير خوار محرم مي باشند ؟

نوه ها بر شير خوار محرم مي باشند

پسرى كه روزى يك يا دوبار از خانمى شيرخورده و در بين شيرخوردن شيرمادرش‏و غذا نيز مى‏خورده است آيا محرميت حاصل مى‏شود؟

اگر مدت زمان زيادى تقريبا حدود يك ماه به كيفيت مذكور شير خورده باشد
كه بدانند مقدارى از گوشت و استخوان او از شير اين زن روئيده است محرميت حاصل شده ولى اگر زمان شيرخوارگى خيلى طولانى نبوده و شك داريد كه آيا به مقدار
لازم رسيده يا نه از ازدواج با دختران آن زن اجتناب شود در ساير امور مثل نگاه محرميت و غيره نيز احتياط كند. بله اگر تعداد ايامى كه از آن زن شير خورده خيلى كم بوده مثلا به مدت چهار پنج روز، روزى يك يا دو بار محرميت حاصل نمى‏شود.

دختر دايي من يك ماه از مادرم شير خورده، آيا به من محرم است؟

اگر طبق شرايطى كه در توضيح‏المسائل آمده شير خورده باشد به شما و تمام فرزندان مادرتان محرم است. و اگر شك داشته باشيد احتياط كنيد و با او ازدواج نكنيد
و نگاه محرمانه هم به او ننماييد

 زني به دختر خود و به پسر خواهر خود شير مى‏دهد چه حكمى دارد آيا به‏هم محرم مى‏شوند؟

اگر شرايط هشتگانه‏اى كه براى محرميت رضاعى ذكر شده عملى شود پسر خواهر
 آن زن با دختر خاله‏هاى خود محرم مى‏شود

اگر زني بچه اي را با شرايط شير دهد شوهر آن زن كه صاحب شير است
به خواهرهاي آن بچه محرم نمي شود ولي احتياط مستحب آ ن است كه با آنان
ازدواج ننمايد و نيز خويشان شوهر به خواهر و برادر آن بچه محرم نمي شوند.

شير مـادر

 شير غذائي است كه پرحجم و پر نيرو كه سر شار از مواد مختلف حياتي بوده
و در آن علاوه بر مواد قندي و مواد معدني انواع مختلفي از ويتامين ها نيز يافت مي شود
 و بدين جهت مي توان آن را يك مجموعه غذائي كامل به حساب آورد و همان طور
كه در حديثي از پيامبر اكرم (ص) نقل شده شير به تنهايي هم نقش مواد نوشيدني
را ايفا ميكند وهم نقش مواد خوراكي را.
[1]اهميت اين ماده وقتي روشن مي شود كه بدانيم يكي از نهرها و چشمه هاي گوناگوني كه خداوند براي بهشتيان قرار داده نهر هايي
از شير است . با اين تفاوت كه شير جاري در آن با گذشت زمان دستخوش فساد و دگر گوني نمي‌گردد سوره محمد ايه 15 (
و انهار من ابن لم يتغير طعمه) و به اين جهت
 در سخنان پيشوايان دين ع شير مادر براي بچه بهترين و كاملترين غذا شمرده شده است

1- پيامبر (ص): براي بچه غذايي بهتر از شير مادر وجود ندارد.[2]

2- حضرت علي (ع) هيج شيري نيست كه به بچه داده شود و بركتش براي او بيشتر از شير مادر باشد.[3]

     

 



[1] - بحار ج59 ص295

[2] - وسايل شيعه باب 78 ج5 468 مستدرك باب 48 ج1

[3] - وسائل 68ج1

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:39  توسط محمد ایوبی کاشمری  | 

 شرائط   شير دادني  كه علت محرم شدن است

مساله : شير دادني كه علت محرم شدن است نه  شرط دارد.

 اول بچه شير زن زنده را بخورد پس اگر از پستان زني كه مرده است شير بخورد  فايده اي ندارد.

 دوم: شير ان زن حرام نباشد پس اگر شير بچه اي را كه اززنا  به دنيا آمده باشد به بچه‌اي ديگر بد هند به واسطه آن شير بچه به كسي محرم نمي شود

سوم شير از ولادت باشد بنابراين اگر پستان بدون تولد فرزندي شير پيدا كند
و بچه آن شير بخورد سبب محرميت نمي‌شود

 چهارم بچه شير را از پستان بمكد پس اگر شير را در گلوي آن بريزند نتيجه ندارد

پنجم شير خالص وبا چيز ديگر مخلوط نباشد

ششم  شير از يك شوهر باشد پس اگر زن شير دهي را طلاق دهند بعد شوهر
ديگري كند و از او ابستن شود وتا موقع زائيدن شيري كه از شوهر اول داشته؛ باقي باشد ومثلا هشت دفعه پيش از زائيدن از شير شوهراول هفت دفعه بعد از زاييدن از شيرشوهر دوم به بچه اي بدهد آن بچه به كسي محرم نمي شود

هفتم بچه به واسطه مرض شير را قي (استفراق) نكند

هشتم دو سال بچه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال  او را شير دهند به كسي محرم نمي شود

 نهم  پانزده مرتبه يا يك شبانه روز به طوري كه  سه معيار گفته مي شود را دارا باشد

 

(1- اثر 2- زمان 3- عدد )

1ـ اثر ـ اينكه به حدي باشد كه عرفا موجب روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان باشد و شرط ان اين است كه مستند به شير باشد و غذائي با آن نباشد ولي غذاي كم
كه موثر نيست ضرر ندارد و اگر از دو زن شير بخورد اگر طوري باشد كه مقداري از روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان مستند به اين و مقداري مستند به آن باشد هر
دو مادر رضاعي خواهند بود و اگر به هر دو با هم مستند باشد موجب حرمت نخواهد شد

2ـ زمان ـ محاسبه زماني و شرط آن اين است كه بچه در بين يك شبانه روز غذا
يا شيركس ديگر را نخورد ولي اگر اب يا دارو يا غذا بخورد كه نگويند در بين غذا خورده اشكال ندارد و بايد در طول شبانه روز مرتب در موقع احتياج يا تمايل شير خورده باشد
و از او دريغ نشده باشد بلكه به احتياط واجب بايد اول شبانه روز را وقتي حساب كنند كه بچه گرسنه باشد و آخر  وقتي كه سير باشد 

3ـ عدد ـ محاسبه عددي و شرط آن اين است كه پانزده مرتبه را از شير يك زن بخورد
و در بين پانزده مرتبه شير كس ديگر را نخورد ولي خوردن غذا در ميان انها ضرر ندارد
 و فاصله زماني ميان پانزده بار نيز ضرري ندارد و بايد در هر دفعه شير كامل بخورد به اين معني كه گرسنه باشد و تا سير شدن كامل بدون فاصله شير بخورد ولي اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند يا كمي صبر كند كه از ابتداي پستان در دهان گرفتن تا زمان
سير شدن يك دفعه حساب شود اشكال ندارد 

شير دادني كه علت محرم شدن است به دو چيز ثابت ميشود

اول خبر دادن عده‌اي كه انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا كند

دوم شهادت دو مرد عادل يا يك مرد و دو زن يا چهار زن كه همگي عادل باشند

اگر زني بچه اي را با شرايط شير دهد آن بچه به اين عده محرم مي شود

اول خود زن و آن را مادر رضاعي مي گويند

دوم شوهر زن كه شير مال اوست و او را پدر رضاعي مي گويند

سوم پدر ومادر آن زن هر چه بالا روند اگر چه پدر ومادر رضاعي او باشند

چهارم بچه هايي كه از آن زن به دنيا  آمده اند يا به دنيا مي‌آيند

پنجم بچه‌هايي اولاد ان زن هر چه پايين روند چه از اولاد او به دنيا آمده يا اولاد او آن بچه را شير داده باشند

ششم خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعي باشند يعني به واسطه شير خوردن به آن زن خواهر وبرادر شده باشند

هفتم عمو و عمه آن زن اگر چه رضاعي باشند

هشتم دائي وخاله آن زن اگر چه رضاعي باشند

 نهم اولاد شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است هر چه پايين روند اگر چه اولاد رضاعي او باشند

دهم پدر ومادر شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است هرچه بالا روند

يازدهم خواهر وبرادر شوهري كه شير مال اوست اگر چه خواهر و برادر رضاعي او باشند

دوازدهم عمو وعمه ودائي وخاله مادرو شوهري كه شير مال اوست هرچه بالا روند پايين رضاعي باشند ونيز عده ديگري هم كه در مسائل بعد گفته مي شود به واسطه شير دادن محرم مي شوند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:39  توسط محمد ایوبی کاشمری 

پس از وضع حمل و به دنيا ‎آمدن نوزاد دوران سخت و طاقت فرساي نگهداري
 و مراقبت كامل ار او شروع مي شود دوراني كه در آغاز آن مادر با ايثار و فداكاري بي نظير از شير خويش كه در حقيقت شيره جان اوست غذاي فرزند دلبندش را تأمين مي نمايد
 و در ادامه آن با سعي و تلاش بسيار زيادي در جهت بر آورده ساختن نيازهاي عاطفي
 و جسمي كودك خويش گام بر مي دارد شرح دردها و رنجهاي مادر در راه پرورش
 وحفظ كودك از توان نگارنده خارج است همين بس كه پيامبر اكرم (ص) در مقام قدرداني
از مادران و به پاس مشكلاتي كه در زمان شير دهي متحمل مي شوند چنين مي فرمايد
 ( زن هنگامي كه فرزندش را شير مي دهد در برابر هر  مكيدني از سوي كودك خداوند پاداش آزاد كردن برده‌اي از فرزندان اسماعيل را به او مي‌دهد . وهنگامي كه دوران شير خوارگي كودك تمام شد يكي از فرشتگان بزرگ بر پهلوي او مي‌زند و مي گويد برنامه اعمال خود را ( چون كه تازه به تكليف رسيده ) از نو آغاز كن چرا كه خداوند همه گناهان تو را بخشيده است.
[1] و در نقل ديگر از ايشان آمده است ( وقتي مادر وضع حمل نمود ودوران شير دهي فرزند شروع شد به واسطه هر بار مكيدن نوزاد خداوند نوري درخشنده
را در پيش روي او در قيامت قرار مي دهد كه همه خلايق از ان به حيرت فرو مي روند
و نيز براي او پاداش انسان روزه دار شب زنده دار نوشته مي‌شود واگر در حالي
كه روزه دار است به بچه شير دهد ثواب كسي كه تمام دهر را روزه دار و شب زنده دار است براي او مينويسند و وقتي كه پس از تمام شدن مدت شير خوارگي كودك را از شير گرفت خداوند به او خطاب ميكند اي زن تمام گناهان گذشته ترا بخشيدم پس اعمال خويش را از نو آغاز كن
[2] و همچنين نقل شده كه پيامبر اكرم (ص) در حال بيان جهاد و پاداش رزمندگان بودند كه زني گفت اي رسول خدا آيا زنان بهره‌اي از اين پاداش ندارند ؟ حضرت فرمودند چرا زن از زماني باردار شدن تا زمان كه بچه را از شير مي گيرد ثواب رزمندگان را خواهد داشت و اگر در اين ميان جان خويش را از دست بدهد براي او مقامي همانند مقام شهيد خواهد بود.[3]

1- اولين شيري كه پس از زايمان از پستان زن خارج مي شود آ غوز يا لباء نام دارد
و در كتب فقهي نسبت به دادن اين شير به بچه سفارش زيادي شده است بلكه
برخي از علماء دادن اين شير را لازم دانسته اند.
[4]

2- در برخي روايات تاكيد شده زن از هر دو پستان به بچه شير دهد
و از اين كه فقط با يك پستان بچه را شير دهد نهي شده است و دليل اين
امر در روايات اين طور بيان شده كه يكي از دو پستان داراي مواد غذائي وديگري داراي مواد اشاميدني است.
[5]

3- آميزش زن و شوهر در مدت شير خوارگي بچه اشكال ندارد و هيچ كدام از زن
و شوهر نبايد به بهانه بچه از وظايف خود در اين زمينه شانه خالي كنند.
[6]

4- اختلاف و نزاع زن و شوهر در زمان شير خوارگي بچه نبايد منافع نوزاد بي دفاع
 را به خطر اندازد و هر كدام از آنها براي انتقام از ديگري نبايد با سر نوشت كودك
بازي نمايد چرا كه اين كارضربه هاي جبران نا پذيري بر جسم و روح نوزاد مي گذارد



[1] - وسائل باب68ج1 ص451

[2] - وسائل باب47 ج15 ص 156

[3] - بحار الانوار ج101 ص 97 ح 56

[4] - شرح اللمعه كتاب نكاح ج5 ص453

[5] - وسائل باب 69 ج1 ص 453

[6] -وسائل باب 72 ص 457 و458

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:38  توسط محمد ایوبی کاشمری 

در آيات قرآن

شير خوردن حضرت موسي (ع)

اگر خداوند اراده كند ( كن فيكون )  كه فرزندي جزء پستان مادرش پستان كسي ديگر را به دهان نگيرد اگر تمام عالم جمع شوند نمي توانند اين كار را انجام بدهند در آيه 7سوره مباركه قصص مي فرمايد(و اوحينا الي ام موسي ان ارضعيه ....) و به مادرحضرت
موسي (ع)وحي كرديم او را شير بدهد و...

ودرچند ايه بعد مي فرمايد ( وحرمنا عليه المراضع من قبل و...) وحرام كرديم براي
حضرت موسي (ع) شير دايه هاي ديگر را از قبل اين ايه بسيار حكمت آموز است كودك نيل بايدكليم الله گردد و خوردن شير از هر پستاني براي او روانيست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:37  توسط محمد ایوبی کاشمری 

   اگر بواسطه كم بودن شير مادر به دايه نيازمند شويد سزاوار است دايه زيبا و خوشخو و با حيا و پرهيزگار بگيريد تابچه  نيكو كار بر ايد و دايه نادان ونا شايسته نگيرند   مستحب است كه براي  شير دادن اولاد زني مسلمان عاقل وعفيف و طاهره     

 صاحب اوصاف خوب اختيار شود زيرا شير تاثير تامي در شير خوار دارد كما اينكه آزمايش شاهد ان است و اخبار و آثار ناطق آن مي باشد از روايات متعدد استفاده مي‌شود كه شير در جسم و روح نوزاد تاثير زيادي گذاشته و خصوصيات ظاهري و روحي زن
شير دهنده را به بچه منتقل مي نمايد

امام علي ع « همان گونه كه براي ازدواج تحقيق نموده و همسر مورد پسند خود
را انتخاب مي كنيد براي پيدا نمودن زن جهت شير دادن نيز چنين كنيد چرا كه
 شيردهي خصلت ها و طبيعت هاي بچه را تغيير مي دهد.»
[1]

 امام علي( ع) خوب دقت نماييد چه كسي عهده دار شير دادن بچه شما مي باشد
چرا كه بچه با آن شير رشد و نمو پيدا مي كند .
[2]

با توجه به اين موضوع در رواياتي كه از پيشوايان اسلام (ع) نقل شده از انتخاب زنان زير به عنوان دايه منع شده است .

1ـ زني كه از عقل چنداني بر خوردار نبوده و داراي حماقت و ناداني است.[3]

2-زني كه داراي برخي عيوب ظاهري است مثلا چشمش تار كم سو مي باشد.[4]

3- زني كه بد قيافه و زشت رو هست.

4- زني كه به واسطه آبستن شدن از راه زنا شير در پستانش پيدا شده است .

5- زني كه خود از راه زنا به دنيا امده است .

6-زني كه دشمن اهل البيت است .

7- زن يهودي يا مسيحي كه از خوردن چيز هاي حرام مثل شراب وگوشت خوك پرهيز نميكند.

پس از امام باقر (ع) كه فرمود رسول اكرم (ص) فرموده :( تو قفوا علي اولادكم لبن البغيه و المجنونه فان اللبن يعدي)  زن احمق و زني كه از چشم او آب مي ريزد وقوه بينائي او ضعيف است را مرضعه قرار ندهيد زيرا شير تعدي مي كند. و از علي (ع): نگاه كنيد چه كسي اولاد شما را شير مي دهد زيرا فرزند بر آن رشد‌ونمو مي كند وغيره اينها از اخبار كه از آنها استفاده
 مي شود براي شير دادن بچه زناني كه داراي صفات خوب از نظر خلقت واخلاق هستند انتخابشان رجحان دارد و اختيار ضد آنها مرجوع ومكروه است و مخصوصا  كافره باشد
و اگر اضطرار پيدا شود كه او را مرضعه قرار دهد پس زن يهوديه ونصرانيه بر زن مشركه
و مجوسيه اختيار نمائد و با اين حال طفل را به آنها تحويل ندهد و بچه را به خانه آنها نفرستد و آنها را از خوردن شراب وگوشت خوك باز دارد.



[1] -وسائل شيعه 78 ج 6 ص 468

[2] - وسائل ج1 ص467

[3] - وسائل باب 78 ج2و3و4ص467

[4] - وسائل ج4

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:37  توسط محمد ایوبی کاشمری 

مرحوم انصاري صاحب ان دو اثر ارزنده (مكاسب در فقه وفرائد در اصول) ـ كه به منزله نردبان اجتهاد است و طلاب حوزه هاي علميه تا اين دو كتاب را نخوانند به اجتهاد نخواهند رسيد شيخ وقتي بمقام اجتهاد و رياست رسيد مردم به مادر شيخ تبريك گفتند
كه فرزندت به مقام شامخ اجتهاد و مرجعيت رسيده است آن مادر لايق مي‌گفت زحمتي كه من در تربيت فرزندم متحمل شدم اگر به مقام نبوت مي رسيد تعجب نمي كردم
 چه رسد به مقام اجتهاد مردم از شنيدن اين حرف تعجب مي كردند و قهرأ اين سوال پيش مي‌آمد كه مگر شما در تربيت فرزندت چه كردي كه ديگران نكرده باشند مي‌گفت معلوم نيست شما را طاقت شنيدن و حوصله درك زحمات من بوده باشد ولي براي
نمونه مي‌گويم برايت: پستان را به دهانش نگذاشتم مگر آنكه وضو داشتم، وشبي خواب ديدم امام صادق (ع) قرآن را به من داد، به عالم گفتم، در جواب گفت خداوند
به تو فرزندي مي دهد كه نگهبان قران است ولذا من دست بي وضو به قران
 امام صادق نزدم.

من از مفصل اين نكته مجملي گفتم         تو خود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل

 بايد تا مادران باخرد و راي  كودك دانا بپرورد بدامان مادر آموزگار  و طفل نو آموزدامن مادر بود نخست دبستان آنجاست كه ( ناپلئون بنا پارت) گويد مادران با دستي گاهواره حركت ميدهند با دستي دنيا را معروف است شيخ انصاري هنگامي كه مادرش
از دار دنيا رفت بر بالين مادرزانو ميزند زار زار  گريه مي‌كند يكي از شاگردان جهت دلجوئي به او  ميگوئد شما كه اين مقام علمي را داريد شايسته نيست به بالين پير زني اين طور اشك بريزيد فرمود گويا شما هنوز به مقام والاي مادر واقف نيستيد  تربيت صحيح
 و زحمات فراوان اين مادر مرا شيخ انصاري نمود وزير سازي مرا اين مادر با دست تواناي خويش بنا كرد تربيت اولين اين مادرزمينه را براي رسيدن من به اين مقام شامخ علمي وعملي فراهم ساخت.

آري  نطفه پاك بايد  بشود قابل  فيض      ورنه هر سنگ و گلي لؤ لؤ مرجان  نشود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:36  توسط محمد ایوبی کاشمری 

در زمانهاي گذشته مرسوم بود در مواردي كه بچه به هر دليلي دسترسي به شير مادر نداشت او را به دست زني شيرده كه به آن دايه گفته مي شد مي سپردند ولي اين كار
در اين زمان به ندرت اتفاق ميافتد

در ماجراي دوران نوزادي پيامبر اكرم (ص) در يكي از  نقل ها آمده كه حضرت وقتي چهار ماهه بودند آمنه مادر خويش را از دست دادند و بدين ترتيب آن حضرت در حالي
 كه ازنعمت پدر و مادر محروم مانده بود به دست پدر بزرگ خويش عبدالمطلب سپرده شد پدر بزرگ آن حضرت به واسطه مرگ آمنه بسيار متأثر و اندوهگين بود به طوري كه سه شبانه روز چيزي نخورد و نياشاميد سپس ان كودك را كه آرام و قرار نداشت و مرتب
گريه ميكرد به دختر عائكه و صفيه سپرد ولي بچه پيش عمه ها نيز دست از گريه بر نمي داشت اين بود كه آنها به فكر پيدا نمودن زني جهت شير دهي به آن حضرت افتادند و زنان زيادي را براي اين كار پيدا نمودند اما آن بچه پستان هيچ كدام از آنها را نمي گرفت
تا اينكه حضرت عبدالمطلب توسط يكي از پير مردان قريش به نام عقيل بن ابي وقاص
از وجود زني به نام حليمه سعديه كه شخصي عاقل، دانا، زيبا و داراي حسب ونسب بلند
و بلاخره زباني فصيح داشت اگاه شد و بچه را با شرايطي براي شير دهي وتربيت
به او سپرد»[1]

 



[1] - بحار الانوار ج15ص341تا346 رقم 13

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:36  توسط محمد ایوبی کاشمری 

 

 قضيه  پسر مرحوم مغفور حاج شيخ فضل الله نوري مشهور است و از ثقات نقل شده من جمله از مرحوم مغفور حجه السلام والمسلمين آقاي حاج اخوند قمي طاب ثراه صاحب كتاب تعليقه بر رسائل شيخ انصاري كه فرموده اند زمانيكه در عصر ميرزاي شيرازي
بزرگ (ره) كه در سامراء زندگي مي كرديم روزي در بين راه به مرحوم حاج شيخ فضل الله نوري شهيد مصلوب بر خوردم ايشان را بسيار افسرده و مضطرب ديدم سپس سؤال كردم فرمودند چندي قبل خدا فرزندي به من عطا فرموده اتفاقا مادرش شير نداشت درجستجوي زني براي شير دادن بچه بوديم تا اينكه زني را پيدا كرديم بچه را شير مي داد امروز پس
 از مدتي فهميديم اين زن شيعه نيست لذا خيلي مضطرب و درفكرم با اين بچه چه كنم اين همان بچه بود كه بزرگ شد وعاقبت كار را از بنا گذارهاي مشروطه شد و در دار زدن پدرش كمك وخوش حالي مي كرد بلكه كف هم مي زد درنتيجه اين عمل عاق دارين شد و دردنيا به تيرغيبي گشته شد تا آخرت چه شود در هرصورت مسلم است كه شير خبيث اثر شوم خود را در انسان مي گذارد           

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:35  توسط محمد ایوبی کاشمری 

بخت  اسم پسر  به لغت  عبري ونصر اسم بت است و معناي بخت النصر مي رساند
كه او پسر بت بوده است  بخت النصر  از زنا بعمل آمد و بعد از ولادت مادرش او را آورده كنار بت كه به نام نصر بود  گذاشت ورفت و چو روز ديگر آمد ديد ماده سگي  بالاي سرش آمده و او را شير مي دهد  وچون شير خورد و سير شد با زبان خود او را ليسه و پاك كرد مادرش گفت  در اين كار سري هست و اين پسر بايد منشاء كاري شود كه اين سگ حافظ اوست وقتيكه بخت النصر به مقام سلطنت رسيد اول كاري كه كرد مادرش را كشت شبي كه بر مي‌خواست  خروج كند به مادرش گفت مبادي امشب پيش من بيائي كه
تو را مي‌كشم وقتي كه بخت النصر در وسط ميدان ايستاده بود و اصحابش در اطرافش جمع بودند مادرش تاب نياورد آمد پيش فرزندش گفت مادر اين چه كاري است كه اراده نموده مادرش كه مشغول اين گفتار بود بخت النصر آمد گفت نگفتم  امشب از خانه بيرون نيا شمشير زد و مادرش را كشت ( نقل از خزينه الجواهر )

آئين حرامزاده  اين است             رو رده سگ چنين است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:30  توسط محمد ایوبی کاشمری 

داستان حجاج خون در كامش ريختند 

  حجاج ابن يوسف ثقفي تولد  41 فوت 95 هجري قمري از جانب عبد الملك ابن مروان خليفه وقت مامور كوبيدن عبدالله زبير شد و چون عبدالله در در خانه كعبه مستقر شده بود حجاج  كعبه را با منجنيق خراب كرد و عبد الله را كشت و اسراء  را شب نزد خليفه فرستاد و جسد او را بدار آويزان كرد و او بر عراق و حجاز حاكم بود از طرف خليفه
و در مدت بيست سال حكومت خود انواع ظلم در حق خاندان علي روا داشت. چنانچه گويند مقصران را در مجلس بياوردند بجلاد مي گفت گردن آنها بزن جلاد همه را گردن ميزد تن هاي بي سر بر روي زمين بدست و پا زدن مي افتاد آنگاه حجاج دستور ميداد بروي نعشها سفره بگسترانند و غذا بچينند مردگان تكان ميخردن آن ظالم قاه قاه خنديده و مي گفت اين غذا خوردن لذت دارد هنگام ولادت پستان مادر خود را نگرفت.بدستور شيطان خون  بزغاله ببدن و كام او ماسيدن تا سه روز آنگاه پستان مادر را گرفت ظريفي گفت اين بچه خونخوار خواهد شد و از عراق فقط 13000 هزار كشت ودر تاريخ علت
اين  جنايت او را از شير وراه حرام مي داند ( وقايع الا يام ) 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:30  توسط محمد ایوبی کاشمری 

منظور از اسباب تحريم ، آماري است كه به واسطه آن ، ازدواج مرد وزن با هم
حرام شده و در نتيجه ، زناشويي بين آنها واقع نمي گردد. اين اسباب عبارت است از:

نسب ، كه به واسطه ولادت به وجود آمده وسبب محرميت دايمي مي گردد.

رضاع ، كه با شير دادن پيدا شده و محرميت دايمي را موجب مي شود.

سبب يا مصاهره، كه با خويشاوندي حاصل از ازدواج ، پديد آمده و محرميت دايمي     را به دنبال دارد .

كفر ، كه سبب حرمت ازدواج زن كافر بر مرد مسلمان و بالعكس مي گردد.

- حرام است ازدواج مرد مسلمان با زن كافر غير اهل كتاب, هر قسم از كفار باشد, همچنين ازدواج او با زنان اهل كتاب اگر به عقد دائم باشد, مساله مورد اختلاف است.

- حرام است ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان, خواه اهل كتاب باشد يا غير آن
و خواه به عقد دائم باشد يا موقت

كفو ،(همتا) نبودن در اسلام وايمان ، كه سبب عدم مشروعيت ازدواج ميگردد.

ازدواج در عده ،كه سبب بطلان عقد وحرمت آن زن بر مرد است ؛چه اين ازدواج
در عده طلاق انجام يافته باشد و چه در عده وفات .

تكميل عدد در ازدواج ، كه موجب حرمت ازدواج پنجم به صورت دائم است

 حرام است ازدواج مرد با زن پنجم و ششم و بيشتر, به عقد دائم در جائى كه چهار زن دائمى داشته باشد )حرام است ازدواج با زن دوم و سوم و بيشتر در صورتى كه مىداند قدرت رفتار عادلانه با آنان را ندارد, على الاحوط(.

لعان،( معني لعان آن است كه كسي به زن خود نسبت زنا دهد يا فرزند شرعي
او را از خود نفي كند و سپس نزاع را پيش حاكم برد و هر دو در نزد وي برصدق گفتار خود وكذب طرف مقابل قسمتهاي چهارگانه قرآني بخورند) كه در اين صورت عقد شان باطل است و هردو به يكديگر حرام ابدي مي شوند)
واگر فرزندي در بين باشد ، از پدر منقطع شده
وارث  نمي برد.

 - حرام است قذف زوجه, يعنى نسبت زنا دادن مرد به زن خود, به مجرد احتمال
يا قول ديگران, گرچه موثق باشند, مادامى كه يقين حاصل نشود, بلكه نبايد نسبت دهد                                                                                        
هر چند يقين حاصل شود, چه آنكه خودش حد قذف مىخورد, مگر آنكه بتواند در نزد حاكم بوسيله اقامه چهار شاهد يا بوسيله لعان ثابت كند.}

- حرام است ازدواج با زن قذف شده كر ولال يعني اگر شخصي به زن خودش
كه كوشش كر يا زبا نش گنگ است نسبت زنا بدهد ونتواند با بينه شرعي ان را اثبات كند عقدشان باطل و آن زن بر وي حرام ابدي مي شود وبعدا هم حق ازدواج با وي ندارد.

شعار ، هرگاه دو مرد با دوزن با اين شرط كه مهر هر يك از زنها ازدواج با زن
ديگر باشد،ازدواج نمايند ومهر ديگري قرار داده نشود، اين ازدواج باطل است.

10-ظهار ، هرگاه مردي به همسر خود بگويد : «ظهرك كظهر امي»:پشت تو مثل پشت مادرم است، در اين صورت ، زن مزبور بر مرد حرام ميشود.

11-ازدواج در حال احرام ، كه سبب بطلان آن ازدواج و موجب حرمت دائمي زن و مرد بر هم مي شود.

12-انجام ندادن طواف نسا، هرگاه كه زن يا مرد اين طواف را كه از واجبات حج است، انجام ندهند ، تا زماني كه اين عمل واجب را انجام نداده اند ، بر همسر خود حرام
مي‌گردند.

13-زنا، هرگاه نعوذ بالله مردي با زن شوهردارد عمل زنا انجام دهد ، آن زن بر مرد زاني حرام ابدي مي گردد، و نمي‌تواند ازدواج نمايند.

حرام است ازدواج با دختر خاله و دختر عمه براي شخصي كه با خود آنها زنا كرده
- حرام است بر مرد ازدواج با زني كه در حال حيات شوهرش يا در حال عده رجعيه
وي با او زنا كرده باشد زيرا آن زن به مجرد زنا براو حرام ابدي مي شود حتي بعد از مرگ يا طلاق شوهر.

14-لواط، هرگاه كه نعوذ بالله كسي با پسر بچه اي لواط كند، مادر، دختر، و خواهر
 آن پسر بچه كه با او لواط كرده است بر او حرام ابدي مي گردند و او نمي تواند با آنها ازدواج نمايد (
چه لواط در حال طفوليت او باشد يا بعد از بلوغش), عكس فرض
حرمت آور نيست يعنى مادر و خواهر و دختر فاعل بر مفعول حرام نيستند

15- طلاق سوم ، هرگاه مردي زن خود را سه بار طلاق  صحيح داد, آن زن
بر وى حرام موقت مى شود تا آنگاه كه با مرد ديگري ازدواج دائم كند و همبستر شود
و سپس از او به واسطه طلاق يا مرگ جدا شود و عده بگيرد تا بتواند با همسر اول ازدواج كند.
        

16-طلاق نهم ، هرگاه مردي زني را نه بار طلاق دهد ـ البته در هر سه بار محلل
وجود داشته باشد ـ آن زن، ديگر بر او حرام ابدي خواهد
بود .

17-افضا، هرگاه مردي با دختر نابالغي ازدواج و سپس نزديكي كند واين نزديكي منجر به افضا او گردد، آن دختر بر اين مرد حرام ابدي خواهد گشت.

 ازدواج زن با مردي كه پيش از بلوغ بر او عقد بسته و آميزش نموده است و پيش
از آنكه نه سال دختر تمام شود با او نزديكي و دخول كند چنانچه او را افضاء نمايد هيچوقت نبايد با او نزديكي كند.

18- ايلاء يعنى قسم خوردن مرد به قسم شرعى بر ترك آميزش با زن دائمى خود
 در مدت بيش از چهار ماه و يا براى هميشه, به منظور ايذاء و آزار زن, اين قسم, خوردنش حرام است انعقادش مسلم, به هم زدنش واجب و كفاره اش لازم است.  
   

19- همبستري (دخول) { ازدواج مرد با ربيبه، يعنى دختر زن خود از شوهر قبلى،
يا از شوهر بعدى و نوه هاى او،به شرطى كه با خود زن همبستر شده باشد}

20- عقد خوانده شده {حرام است ازدواج مرد با مادر زن خود ومادر پدر زن و مادر مادر زن، هر چه بالا روند، به مجرد خوانده شدن عقد بر دختر}.

21-  زمان {حرام است ازدواج مرد با دو خواهر در يك زمان, چه همزمان عقد كند
يا با فاصله كه در اين صورت عقد دومى حرام است}.

23ـ اجازه زن{ حرام است ازدواج مرد با دختر برادر زن و دختر خواهر زن, بدون
اجازه زن. }

24- اجازه حاكم شرع {  حرام است ازدواج كردن زنى كه شوهرش مفقود الاثر است مگر در  صورتى كه علم به مرگ شوهر پيدا كند يا آنكه به حاكم شرعى مراجعه كند
و او چهار سال مشغول فحص شود و چون پيدا نشد ولى امر زن به امر حاكم يا خود
حاكم او را طلاق دهد وعده منقضى گردد تا جواز ازدواج حاصل شود.}

25- همسر داشتن {حرام است اجراء عقد زوجيت با زن شوهر دار يا زني كه در عده ديگران و در صورت عالم بودن هر دو به مساله نسبت به يكديگر حرام ابدي ميشوند گرچه شوهر زن بميرد يا او را طلاق دهد.[1]  

اند ن سوال خانمي هستم كه دختر خوانده خود را مدّت يك هفته تمام شير
داده ام آيا جايز است او را به عقد فرزندم در آورم ؟
 جايز نيست

سوال- آيا دختر خواهر رضاعي بر انسان محرم است  -حكم ازدواج با
 او چگونه است ؟
خواهر زاده رضاعي محرم است و ازدواج با او جائز نيست  

شخصي با جهل به مساله بادو خواهر ازدواج كرده است وفعلا با آگاهي
از مساله زن دوم را رها نمي كند ايا زنا شوئي با خواهر دوم زنا محسوب مي شود ؟ واگر زن راضي باشد زانيه مي باشد ؟

بلي زنا محسوب مي شود وزن هم زانيه است ولي براي مرد زناي محصنه است وبراي زن زناي محصنه نيست چون شوهر ندارد .

سوال- مردي دو زن دارد  دختر زن اول خود را كه دختر خودش نيز هست به عقد برادر زن دوم خود در مي آورد آيا صحيح است؟ صحيح است 

   

 



[1] -كتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام  ايت الله مشكيني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:29  توسط محمد ایوبی کاشمری 

در آيه( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌
و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و  التي‌ في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌
و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما)
.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌
 و عمه‌هايتان‌ و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌ ( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌
 ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌
( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

 23 سوره نساء بر شما مردان حرام شده است ( مادران و.) با اينكه ممكن بود همين خطاب را متوجه زنان موده بفرمايد   بر  شما زنان حرام شده است
 كه به ( فرزندانتان و پدرانتان شوهر كنيد )
[1]

 آيه 23 سوره نساء تحريم ازدواج با محارم: در اين آيه به محارم يعني زناني كه ازدواج با آن‌ها ممنوع است اشاره شده است و بر اساس آن محروميت از سه راه ممكن است ييدا شود:1- ولادت كه از آن تعبير به (ارتباط نسبي) مي شود. 2- از طريق ازدواج كه به آن (ارتباط سببي) ميكويند.3- از طريق شير خواركي كه به آن (ارتباط رضاعي) گفته مي‌شود. نخست اشاره به محارم نسبي كه هفت دسته هستند كرده و مي فرمايند: حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم واخواتكم و عماتكم وخالاتكم و بنات الاخ و بنات الاخت:(مادران شما
و دخترانتان و خواهرانتان و عمه ها و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهرتان
بر شما حرام شده اند). بايد توجه داشت كه منظوراز مادر فقط آن زني كه انسان بلا واسطه از او تولد شده,نيست بلكه جده و مادر جده و مادر و پدر و مانند آنها را شامل مي شود همانطور كه منظور از دختر,تنها دختر بلا واسطه نيست بلكه دختر و دختر پسر و دختر، بعلاوه در ميان محارم جاذبه و كشش جنسي معمولا وجود ندارد زيرا محارم غالبا با هم بزرگ مي‌شوند و براي يكديگر يك موجود عادي ومعمولي هستند و موارد نادر واستثنائي نمي تواند مقياس قوانين عمومي وكلي گردد و مي دانيم كه جاذبه جنسي 0شرط استحكام پيوند زناشوئي است بنابراين اگر ازدواجي در ميان محارم صورت گيرد نا پايدار وسست خواهد بود دختر و فرزندان انها را نيز در بر مي‌گيرد و همچنين در مورد پنج دسته
ديگر ناگفته پيدا است كه همه افراد طبعأ از اين گونه ازدواج ها تنفر دارند و بهمين دليل همه اقوام  و ملل (جز افراد كمي) ازدواج با محارم را ممنوع مي دانند و حتي مجوسي ها
كه در منابع اصلي خود قائل به جواز اين گونه ازدواج ها بوده اند , امروز آن را انكار ميكند0 گرچه بعضي كوشش دارند كه اين موضوع را ناشي از يك عادت و رسم كهن بدانند
ولي مي دانيم عموميت يك قانون در ميان تمام افراد بشر .,در قرون و اعصار طولاني .
معمولا حكايت از فطري بودن آن مي كند زيرا رسم و عادت نمي تواند عمومي
و دايمي گردد. از اين گذشته امروز اين حقيقت  ثابت شده كه ازدواج افراد هم خون
 با يكديگر خطرات فراواني دارد يعني بيماري نهفته وارثي را اشكار وتشديد مي كند
( نه اينكه خود آن توليد بيماري كند ) حتي بعضي گذشته از محارم ازدواج با اقوام نسبتاً دورتر را مانند عمو زاده‌ها را با يكديگر  خوب نمي دانند ومعتقدند خطرات بيماري هاي ارثي را تشديد مينمائد ولي اين مسأله اگر در خويشاوندان دور مشكلي ايجاد نكند (همانطور كه غالبا نميكند) در خويشاوندان نزديك ( هم خوني ) شديدتر است مسلماً توليد اشكال خواهد كرد

حرام بودن ازدواج با محارم سببي در آيات :

وان تجمعوا بين الاختين: (و براي شما جمع در ميان دو خواهر ممنوع است)
يعني ازدواج با دو خواهر در زمان واحد مجاز نيست, بنابر اين اگر با دو خواهر يا بيشتر
 در زمان ‌هاي مختلف و بعد از جدايي از خواهر قبلي انجام گيرد,مانعي ندارد.و از آنجا
 كه در زمان جاهليت جمع ميان دو خواهر رايج بود, و افرادي مرتكب چنين ازدواجهائي شده بودند قرآن بعد از جمله فوق مي‌گويد: (
الا ما قد سلف
) يعني اين حكم (همانند احكام ديگر) عطف به گذشته نمي شود,و كساني كه قبل او نزول اين قانون,چنين ازدواجي
انجام داده اند كيفر و مجازاتي ندارند, اگر چه اكنون بايد يكي از آن دو را انتخاب كرد
و ديگري را رها كنند. رمزاينكه اسلام از چنين ازدواجي جلوگيري كرده شايد اين باشد,
كه دو خواهر به حكم نسب و پيوند طبيعي نسبت به يكديگر علاقه شديد دارند,ولي
به هنگامي كه رقيب هم شوند طبعا نمي‌توانند آن علاقه سابق را حفظ كنند و به اين ترتيب يك نوع تضاد عاطفي در وجود آن ها پيدا مي‌شود كه براي زندگي آنها زيان
بار است زيرا دائما انگيزه محبت و انگيزه رقابت در وجود آنها در حال كشمكش و
مبارزه اند بعضي ازمفسران احتمال داده اند كه جمله (الا ما قد سلف
) به تمام محارمي كه در آيه
به آن اشاره شده برگردد ، يعني اگر قبل از نزول اين آيه اقدام به ازدواج با يكي ازمحارم فوق طبق قوانين متداول ان زمان كرده با شيد, حكم تحريم شامل آن ازدواج ها
نمي‌شود,و فرزندان آنها فرزندان مشروع خواهند بود البته پس از نزول اين آيه لازم بوده فوراً جدا شوند. پايان آيه يعني جمله (
ان الله كان غفورا رحيما
) نيزمتناسب با اين معني
مي‌باشد .

حرام بودن ازدواج با محارم رضاعي در آيات قرآن

در ايه 23 سوره نساء (وامهاتكم اللاتي ارضعنكم واخواتكم من الرضاعه ... )

و مادراني كه شما را شير داده اند (مادران رضاعي) و خواهرانتان كه رضاعي هستند باانها ازدواج كردن حرام است

 



[1] -جلد 15 ص 162 ترجمه الميزان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:29  توسط محمد ایوبی کاشمری 

زن در طول تاريخ پر فراز نشيب بشريت زندگي درد آلود وپر ماجرايي را پشت
سر گذاشته است او در برخي جوامع به عنوان يك شخصيت غير مستقل در تمام زمينه‌هاي اجتماعي به عنوان يك شخصيت غير مستقل در تمام زمينه هاي اجتماعي سياسي
و اقتصادي شناخته مي شد و با او غالباً به صورت يك كالا ونه به عنوان يك انسان رفتار مي‌شد همان كاري كه امروزه در ميان برخي جوامع خصوصاً كشورهاي متمدن و پيشرفته اقتصادي مشاهده مي‌شود كه چنان زن را تحقير نموده و شخصيت او را در هم شكسته اند كه چون عروسك بي اراده تنها براي خاموش كردن آتش شهوت يا براي تبليغ كالاهاي مصرفي آنان كار برد دارد

در محيط پيدايش اسلام قبل از ظهور پيامبر اكرم (ص) نيز وضعيت زن بسيار دلخراش بود و از او با وضع ننگين و رسوائي بهره برداري مي شد او از خود هيچ اراده واختياري نداشت عرب جاهل زن را از ابتدائي ترين حقوق انساني محروم كرده بود و حتي حق زندگي و حيات را از او گرفته و به واسطه دوري از تمدن و فقر شديد دچار خشونت عجيبي شده و دختران را مايه ننگ دانسته و آنها را زنده به گور مي كرد براي زن حقي از ارث قائل نبود و زنان متعددي را به همسري خود بر مي‌گزيد و به سادگي آنها را طلاق مي داد و فرزند را منتسب به مرد مي كرد و مادر را فقط ظرفي براي نگاهداري و پرورش جنين
 به حساب مي آورد .

 

 

كس چون زن  اندرسياهي قرنها منزل نكرد

كس چون زن در معبود سالوس قرباني نبود

در عدالتخانه انصاف  زن شاهد نداشت

در دبستان فضيلت زن دبستاني نبود

داد خواهي هاي زن مي ماند عمري بي جواب

آشكارا بود اين بيداد  پنهاني نبود [1]

با ظهور اسلام و تعليمات ويژه آن زندگي وارد مرحله جديدي گرديد در اين دوره
او از كليه حقوق فردي و اجتماعي بر خودار شد و همانند وظايفي كه بر دوشش بود
 از حقوق و مزايا بهرمند گرديد قرآن كريم مي فرمايد در ايه بقره 228

(و لهن مثل الذي عليهن ) يعني براي زنان حقوقي همانند آنچه بر عهده آنهاست
قرار داده شد و در كليه حقوق اقتصادي استقلال پيدا كرد و صاحب دسترنج خويش شد
در آيه 32 نساء (
للنساء نصيب مما اكتسبن
) براي زنان از آنچه به دست آورده اند بهره
و نصيب است ومانند مردان به اندازه سهم خويش از آنچه پدر و مادر و ساير بستگان
 از خود باقي مي گذاشتند صاحب ارث گرديد و در آيه 32 نساء (
و للنساء نصيب مما ترك الولدان والا قربون ) ) يعني براي زنان از آنچه پدر و مادر يا بستگان به ارث گذاشته اند بهره و نصيب است .

 

 

ازدواج دائم در آيات

در سوره روم ايه 21 ( و من اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها
و جعل لكم بينكم موده و رحمة ان في ذلك لا يات لقموم يتفكرون
)

ازدواج دائم عبارت است از پيوند هميشگي زنا شوئي كه با عقد بين زن و مرد
حاصل مي‌شود .

بعضي از ويژگي اين ازدواج عبارت است از :

1ـ هميشگي بودن

  ارث بردن زن و مرد از يكديگر

3ـ صيغه خاصي دارد و تنها راضي بودن زن ومرد كافي نيست

4ـ در ازدواج نبايد سخت گيري شود اما رعايت شأن طرفين لازم است يعني علاوه
بر يكسان بودن در دين دو طرف بايد در شؤن خانوادگي و اجتماعي هم سطح يا نزديك
به هم باشند

5ـ پيامبر اكرم ص مي فرمايند ( اگر كسي از اخلاق ودين او را مي پسنديد
به خواستگاري آمد، او را رد نكنيد )

ازدواج در روايات

امام باقر ع ( ما بقي الا سلام بناء احب الي الله عزوجل من التزويج )

در اسلام هيچ بنياني نزد خداوند متعال محبوب تر از ازدواج نيست.[2]

ازدواج پيماني است حقوقي عاطفي كه با عقد بين زن و مرد و معمولا به منظور تشكيل خانواده حاصل مي گردد و طي آن هر دو متعهد مي شوند براي تحكيم بناي خانواده
و تربيت فرزندان همكاري كنند پيامبر اكرم ص مي فرمايند ازدواج سنت من است
 و هر كه از سنت من روي گرداند از من نيست بنابراين شايسته است مسلمانان اين سنت را آن چنان كه موردرضايت خداوند است به جا آورند و فرهنگ اسلام را در جامعه
پياده كنند .

مسأله در صورتي كه شخص بر اثر همسر در معرض گناه قرار گيرد ازدواج بر او واجب مي‌گردد .

مسأله ازدواج دختر بايد با اجازه پدر و در نبود او با اجازه جد پدري صورت گيرد .

مسأله اجازه در ازدواج دختر باكره اگر همسر مناسبي براي دختر پيدا شود اما پدر
يا جد پدري بدون دليل مانع شده و بي مورد سخت گيري كنند اجازه گرفتن لازم نيست ازدواج دختر با عدم دسترسي به پدر و جد پدري در صورتي كه پدر يا جد پدري
در دسترس نباشد و دختر نيزنياز  به شوهر كردن داشته باشد اجازه لازم نيست .

 سخت گيري بي مورد در ازدواج دختر اگر همسر مناسبي براي دختر پيدا شود
اما پدر يا جد پدري بدون دليل مانع شده و بي مورد سخت گيري كنند اجازه گرفتن
لازم نيست

 

ازدواج در احكام

پسر ودختري چند سال پيش به احتمال قوي به علت خوردن شير مادران همديكر برادر وخواهررضاعي شده‌اند ( احتمالا نه يقينا) حال پسر مي خواهد با خواهر همان دختر ازدواج كند ايا اين ازدواج جائز است يا خير ؟

اولا در باب محرميت به وسيله شير خوردن اگر يقين يا اطمينان پيدا نكنند محرميت حاصل نمي شود وازدواج مانعي ندارد

ثانيا در خصوص موردسوال هيچگونه اشكالي ندارد همان‌گونه كه در مساله 2565و2535 توضيح المسائل بيان شده است

آيا با  دختر  خوانده مي توان ازدواج كرد؟

جواب  در صورتي كه رابطه سببي ونسبي نداشته باشد اشكالي ندارد     

 



[1] - ديوان پروين اعتصامي سروده 118 ص406

 

[2] - بحار ج 103 ص222

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:28  توسط محمد ایوبی کاشمری 

 بحث علمي در ازدواج 

نكاح و ازدواج از سنت هاي اجتماعي است كه همواره و تا آنجا كه تاريخ بشر حكايت مي كند در مجتمعات بشري هر قسم مجتمعي كه بوده داير بوده و اين خود به تنهاي دليل بر اين است كه ازدواج امري فطري است (نه تحميلي ) از ناحيه عادت و يا ضروريات زندگي و يا عوامل ديگري علاوه بر اين يكي از محكم ترين دليل ها بر فطري بودن ازدواج مجهز بودن ساختمان جسم (دو جنس نر و ماده ) بشر به جهاز تناسل و توالد است وعلاقه هر يك از اين دو جنس به جذب جنس ديگر به سوي خود يكسان است هر چند كه زنان جهاز ديگري اضافه بر مردان در جسم و روحشان دارند در جسمشان جهاز شير دادن ودر روحشان عواطف فطري ملايم واين بدان جهت است كه تحمل مشقت اداره و تربيت فرزند بر ايشان شير ين شود

علاوه بر آنچه گفته شد چيز ديگري در نهاد بشر نهفته شده كه او را به سوي محبت وعلاقمندي به اولاد مي كشاند واين حكم تكويني را به وي مي قبولاند كه انسان با بقاي نسلش باقي است و باورش مي دهد كه زن براي مرد ومرد براي زن مايه سكونت
و آرامش است و وادارش مي سازد كه بعد از احترام نهادن به اصل مالكيت و اختصاص
اصل وراثت را محترم بشمارد و مساله تاسيس خانه و خانواده را امري مقدس بشمارد
و مجتمعاتي كه اين اصول و اين احكام  فطري را تا حدودي محترم مي شمارند چاره اي جز اين ندارند كه سنت نكاح و ازدواج اختصاصي را به وجهي از وجوه بپذيرد به اين معنا كه پذيرفته اند كه نبايد مردان و زنان طوري با هم آميزش كنند كه انساب و شجره دودمان آنها درهم و بر هم شود و خلاصه بايد طوري به هم در آميزند كه هر كس
معلوم شود پدرش كيست هر چند كه فرض كنيم بشر بتواند به وسائل طبي از مضرات
زنا يعني فساد بهداشت عمومي و تباهي نيروي توالد جلو گيري كند و خلاصه كلام اينكه اگر جوامع بشري ملتزم به ازدواج شده اند به خاطر حفظ انساب است هر چند كه زنا هم انساب را درهم و بر هم مي كند و هم انسانها را به بيماريهاي مقاربتي مبتلا سازد
و گاهي نسل آدمي را قطع مي كند و در اثر زنا مردان و زناني عقيم مي گردند.

بنابراين پس فحشاء و سفاح كه باعث قطع نسل و فساد انساب است از اولين اموري است كه فطرت بشر كه حكم به نكاح مي كند با آن مخالف است و لذا آثار تنفر
از آن همواره در بين امت ها ي مختلف و مجتمعات گوناگون ديده مي شود حتي امتهاي كه در آميزش زن و مردش آزادي كامل دارد  و ارتباط هاي عاشقانه و شهواني را زشت نمي دانند از اين عمل خود وحشت دارند و مي بينيد كه براي خود قوانيني درست كرده اند كه در سايه آن احكام انساب را به وجهي حفظ نمايند .

و انسان با اينكه به سنت نكاح اذعان و اعتقاد دارد و با اينكه فطرتش او را به داشتن حسد و مرزي در شهوتراني محكوم مي كند در عين حال طبع و شهوت او نمي‌گذارد نسبت به نكاح پاي بند باشد و مثلا به خواهر و مادر خود يا به زن اجنبي وغيره دست درازي نكند و يا زن به پدر و برادر و فرزند خود طمع نبندد به شهادت اينكه تاريخ ازدواج مردان با مادران و خواهران و دختران و از اين قبيل را در امتهاي بسيار بزرگ و مترقي
(و البته منحط از نظر اخلاقي ) ثبت كرده اخبار امروز نيز از تحقق زنا و گسترش آن در ملل متمدن امروز خبر مي دهد آن هم زناي با خواهر و برادر و پدر و دختر و از اين قبيل آري طغيان شهوت سر كش تر از آن است كه حكم فطرت و عقل و يا رسوم و سنن اجتماعي بتواند آن را مهار كند و آنهائي هم كه با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج    نمي كنند نه از اين باب است كه حكم فطرت به تنهاي مانعشان شده بلكه از اين جهت است كه سنت قومي  سني كه از نياكان به ارث برده اند چنين اجازه اي به آنان نمي دهد.

و خواننده عزيز اگر بين قوانيني كه در اسلام براي تنظيم امر ازدواج تشريع شده
و ساير قوانين و سنني كه در دنيا داير و مطرح است مقايسه كنيد و با ديد انصاف در آنها دقت نمايد خواهيدديد كه قانون اسلام دقيق ترين قانون است و نسبت به تمامي شئون احتياط در حفظ انساب و ساير مصالح بشري و فطري ضمانت بيشتري دارد و نيز
خواهيد ديد كه آنجه قانون در امر نكاح و ملحقات آن تشريع كرده برگشت همه اش به دو چيز است حفظ انساب يا بستن باب زنا آري انسان به حكم اينكه ضعيف خلق شده نمي تواند در برابر خواهشهاي نفسي و دواعي شهواني آن طاقت بياورد خداوند تعالي هم فرموده كه (
ان كيد كن عظيم ) يوسف 28 ( همانا كيد شما زنان عظيم است )

واين از نا گوار ترين و دشوارترين صبرها است كه انسان يك عمر در خلوت و جلوت
با يك زن و يا دو زن و يا بيشتر نشست و بر خاست داشته باشد و شب و روز با او باشد
و چشم و گوشش پر از اشارات لطيف و شيريني حركات او باشد و آنگاه بخواهد در برابر وسوسه هاي دروني خود و هوسي كه به آن زنان دارد صبر كند و دعوت شهواني نفس خود را اجابت نكند با اينكه گفته اند حاجت انسان در زندگي دو چيز است غذا و نكاح و بقيه حوائجش همه براي تامين اين دو حاجت است  و گويا به همين نكته اشاره فرموده است رسول اكرم (ص) ( هر كس ازدواج كند نصف دين خود را حفظ كرده از خدا بترسد
در نصف ديگرش )
[1]

 



[1] - وسائل شيعه كتاب نكاح     تفسير الميزان ص 493 ج4  ايات 28و 23

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:28  توسط محمد ایوبی کاشمری 

ازدواج موقت عقدي است كه بر اساس آن زن و مرد تا زمان معيني ( مثلا يك سال
 يا يك هفته ) و با مهر معيني با يگديگر پيمان ازدواج مي بندند به اين عقد ( متعه )
يا ( صيغه ) نيز مي گويند اين قرارداد و صيغه مخصوصي دارد و بايد مدت ازدواج و ميزان مهر آن معلوم باشد يكي از غرائز قوي در وجود آدمي غريزه جنسي است مكاتب مختلف بشري راه هاي گوناگوني براي پاسخ گوئي به اين غريزه بر گزيده اند مثل ازدواج دائم
رياضت و يا مخالفت با آن و حتي بي بند و باري جنسي كه امروزه در برخي نقاط جهان رايج است اسلام با توجه به شناختي كه از روحيات و نياز هاي بشر دارد راه اعتدال
را در پيش گرفته است و در درجه اول ازدواج دائم را توصيه كرده و در كنار آن ازدواج موقت را پيش بيني كرده است تا نياز آن گروه از مردم كه ازدواج دائم برايشان كافي
يا مقدور نيست بر طرف گردد و جامعه اسلامي از فساد و آلودگي گناهاني مثل زنا دور بمانند و بدين جهت در برخي روايات به مردان متاهل كه نياز جنسي آنها از  طريق ازدواج دائم بر طرف مي شود توصيه شده كه از اين نوع ازدواج بپرهيزند ازدواج موقت در صدر اسلام از احكام رايج الهي در بين مسلمانان بود اما خليفه دوم در زمان خلافتش
 آن را ممنوع كرده و در نتيجه به صورت حكمي متروك درآمد لذا حضرت علي ع فرمودند ( اگر عمر مردم را از ازدواج موقت نهي نمي كرد فقط افراد شقي مرتكب زنا مي شدند )

ضرورت تعيين مدت در ازدواج موقت

در مواردي كه مدت ازدواج موقت از چهار ماه بيشتر است و زن نيز جوان است مرد نبايد آميزش جنسي را بيش از چهار ماه به تاخير بيندازد

تعيين مهريه در ازدواج موقت

تعيين مهريه لازم است و اگر مهريه تعيين نشود ازدواج باطل خواهد بود

تعداد زن ها در ازدواج موقت

در ازدواج موقت افزايش تعداد زوجات به بيشتر از چهار همسر جايز است .

ازدواج موقت حتي اگر به قصد لذت بردن نباشد مثلا براي محرم شدن باشد جايز است

ذكر مدت در متعه و عقد نامه .

اگر در عقد نامه ازدواج موقت مدت ذكر نشده باشد و يكي از زوجين ادعاي دائمي بودن داشته باشد گفته اش پذيرفته است .

 

      مسأله صيغه كردن زن اگر چه براي لذت بردن هم نباشد صحيح است

مسأله  پدر و جد پدري مي توانند براي محرم شدن يك ساعت يا دو ساعت زني را به عقد پسر نا بالغ خود در آورند و نيز مي‌توانند دختر نا بالغ خود را براي محرم شدن به عقد كسي در آورند ولي بايد آن عقد براي دختر مفسده نداشته باشد بلكه مصلحت داشته باشد.

(نظرات مراجع متفاوت است گلپايگاني و صافي .....مفسده نداشته باشد – فاضل ...مفسده نداشته باشد بلكه مصلحت داشته باشد خوئي و تبريزي ... براي دختر نفعي داشته باشد براي پسر قابليت استمتاع را داشته باشد و گر نه محل اشكال است )

شخصي با همسر شهيدي كه داراي يك دختر است ازدواج كرده ايا اين دختر بر پدر اين آقا (پدر بزرگ ) محرم است اگر نيست راه محرم شدن چيست ؟

نامحرم است ولي هر گاه آن پدر فرزند ديگري داشته باشد وصيغه شرعي
 اين دختر را با آن فرزند بخوانند حكم عروس او را پيدا ميكند و بر او محرم ميشود

آيا جارى كردن صيغه عقد براى محرميت در محيط كار بدون اذن پدر صحيح است؟

اكثر مراجع اذن پدر را (به صورت فتوا يا احتياط وجوبي) در ازدواج دختر باكره
لازم مى‏دانند و از اين جهت فرقى بين ازدواج موقت و دائم نيست
.

آيا ازدواج موقت (براى محرميت) بدون اجازه پدر صحيح است؟

در شرط بودن اذن پدر فرقى نيست كه ازدواج به جهت محرميت باشد
يا استمتاع جنسى.

در كلاس عاشق دخترى شده‏ام آيا مى‏توانم با او صيغه محرميت بخوانم تاراحتر
با او رفت و آمد نمايم؟

صيغه محرميت همان متعه است و متعه نيز به نظر بيشتر مراجع تقليد به اذن ولى (ولى دختر) نياز دارد. بنابراين بدون اذن ولى دختر صيغه محرميت معنا ندارد. نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن»
سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.

آنچه در اين مقوله اهميت دارد كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.

«دوست داشتن و عشق ورزيدن» حق شماست ولى اگر اين حق از مسير معين مشخص و صحيح استيفا نشود ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند همان گونه كه شما به قسمتى از آن گرفتار شده‏ايد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:27  توسط محمد ایوبی کاشمری 

اما راه چاره : هر گاه چنين خانمي شير داشته باشد (مثلا خانم مورد نظر فرزندي
به دنيا آورده ،و فرزندش پس از تولد فوت كرده ،و ميخواهد جاي خالي فرزند فوت
شده‌اش را با آوردن نوزاد بي سر پرستي پركند)در ين صورت اگر به او شير بدهد مانند فرزند خودش به پدر ومادر و ساير محارم او محرم ميشود ،و اگر شير نداشته باشد
اين امر از طريق رضاع برخي ازبستگان زن يا شوهر امكان پذير است .

توضيح اينكه

اگر فرزندي بي سرپرستي كه به فرزند خواندگي پذيرفته شده پسر باشد از جهت محرميت مشكلي با مرد خانواده ندارد ولي براي ايجاد محرميت با خانم خانه ، مي‌توان
از راههاي زير اقدام كرد :

الف:اگر مادر ان خانم شير داشته باشد به اندازه لازم وبا رعايت شرابط معتبر ـ
كه در قسمت محارم رضاعي گفته شد به آن نوزاد شير مي دهد ، سپس
 آن پسر بچه حكم فرزند فرزند رضاعي او را پيدا كرده ، و به ان خانم نيز محرم
مي‌شود زيرا برادر رضاعي او خواهد شد .نه تنها به آن خانم بلكه به خواهران ،خواهرزاده‌ها برادر زاده ها ، عمه ها، خاله‌ها ، مادر بزرگ و تمامي نوه‌هاي مادر بزرگ محرم خواهد شد .

ب:اگر مادر آن خانم شير نداشته باشد، ولي خواهر يا خواهرزاده،يا نوه خواهرش شير داشته باشد و بطور كامل به آن پسر بچه شيردهد،در اين صورت نيز به آن خانم محرم شده، وحكم خواهرزاده يا فرزند خواهرزاده او راپيدا مي كند وعلاوه براين
به مادر وساير خواهران وبرادرزاده ها وخواهرزاده ها وعمه ها و خاله ها و مادربزرگ
ونوه‌هاي مادر بزرگ نيز محرم مي گردد.

ج:اگر يكي از برادرهاي آن خانم ،يا دختر يكي از برادر زاده هايش ويا حتي نوه يكي
از برادر زاده هايش ،طبق آنچه در بالا آمد، به آن نوزاد شير دهد به آن خانم وتمامي افرادي كه در بالا گفته شد محرم مي گردد و خانم مذكور عمه رضاعي او بهشمار ميرود.اين راهها همه در صورتي است كه دوران شيرخوارگي بچه تمام نشده باشد در غير اين صورت راه قابل ملاحظه اي براي محرميت وجود ندارد .(
اگر مادر آن خانم در قيد حيات باشد و شوهر نداشته باشد مي توان صيغه عقد موقت او را براي آن پسر خواند
در اين صورت به آن خانم وخواهران و خواهرزاده ها وبرادر زاده هايش ،محرم خواهد شد .مشروط براينكه دخول صورت گيرد كه در عرف مردم چنين چيزي غير معمول است.
)  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:26  توسط محمد ایوبی کاشمری 

فرزند خواندگي هر چند از قديم الايام مرسوم بوده ، وبرخي از مردم با هدفهاي مختلف به سوي ان ميرفته اند ؛ اما اين پديده در عصر وزمان ما گسترده تر ، ومتقاضيان ا نافزونتر،
و اهداف تقاضا كنندهگان ا نيكنواخت تر شده است . به طور عمده نداشتن فرزند سبب گرايش به اين مساله مي باشد  و گاه نيز عواطف انساني موجب توجه به آن مي گردد.

حوادث طبيعي و غير طبيعي ، همانند زلزله ها ، جنگ ها ، بيماريها ، طوفانهاي سخت وحشتناك، و مانند آن عوارض نامطلوب مختلفي برجوامع انساني مي گذارد ؛ كه يكي
از آنها معضل فرزندان بي سرپرست است .فرزنداني كه پدرومادر خود را در آن حوادث
از دست داده، ودر غم مهر ومحبت آنان سوخته و حسرت نوازش ساده رابردل دارند.كودكان معصوم و پاكي كه نگاه معصومانه انان همچون كتابي قطور حاوي مطالب فراوان
و مهمي است ؛كه تنها برخي توفيق مطالعه آن را دارند.

از سوي ديگر زوجين متعددي وجود دارند كه به علل مختلف از نعمت بي بديل فرزند محروم هستندو خداوند حكيم آنها رابا بچه دارنشدن آزمايش مي كند .زن وشوهرهايي
كه ديدن هر نوزاد داغ دل آنها راتازه ،وآه حسرت را بي اختيار از نهاد آنها بلند ،و قطرات اشك را بر گوشه چشمانشا ن جاري مي سازد.

برخي از اين زوجين به جاي آه وافسوس وحسرت و به هدر دادن نيروي خود وبا هدف پر كردن اين خلا زندگي مشترك ـ كه گاه منجر به جدايي وطلاق مي گردد به سراغ فرزندنا بي سرپرست رفته و آنها را به فرزندي قبول ميكنند تا هم غم فقدان پدر ومادر
و كمبود عشق ومحبت را از قلب پاك وكوچك ان كودكان معصوم بيرون كنند وهم
خود را از تنهايي درآورند و سكوت خسته كننده محيط زندگي مشترك خويش
را با گريه ها و خنده هاي چنان فرزنداني بشكنند.

اما مشكلي كه معمولا زوجين مؤمن را رنج مي دهد و در پاره اي از موارد آنها
را از پذيرش جنين فرزنداني منصرف مي‌كند مشكل محرميت است ؛زيرا اگر فرزند خوانده دختر باشد در آينده با مرد خانه مشكل محرميت خواهد داشت و اگر پسر باشد با زن خانه.

براي حل اين مشكل چاره هايي انديشيده شده كه در بسياري از موارد مشكل
 را برطرف مي سازد هر چند در برخي موارد چاره ساز نيست.

يكي ازاين چاره ها وحيله هاي شرعي ايجاد محرميت از طريق رضاع وشيرخوارگي است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:26  توسط محمد ایوبی کاشمری 

دو برادر كه هر دومتاهل هستند، ودر يك خانه زندگي مي كنند، نامحرم بودن خانم هر يك از آن دو برديگري، مشكلات وسختيهايي درپي دارد؛زيرا بايد در مقابل برادر شوهر،مانند ساير مردان نامحرم،تمام بدن به جز گردي صورت ودستها تا مچ را بپوشانند، واين كار، حتي در خانه اي كه محل استراحت و آرامش انسان است،كاري بس دشوار مي‌باشد . بدين جهت، براي حل اين مشكل ازراه رضاع وارد شده وچاره جويي كرده اند.

 

كلمات فقهـا

نخست به سراغ تحريرالوسيله مي روي،در اين كتاب مي خوانيم :

«اذا كان اخوان في بيت واحد مثلا، وكانت زوجه كل منهما اجنبيه عن الاخر،وارادا آن تصير زوجه كل منهما من محارم الاخر، حتي يحل له النظر اليها، يمكن لهماالاحتيال،بان يتزوج كل منهما بصبيه و ترضع زوجه كل منهما اما لزوجه الاخر،فتصير من محارمه وحل نظره اليها وبطل نكاح كلتا الصبيتين، لصيروره كل منهما بالرضاع بنت اخي زوجها

خلاصه كلام امام چنين است:«راه محرميت زن هر يك از دو برادر برديگري اين است كه هر يك از برادران زوجه صغيره شير خواري براي خود عقد كند، سپس  همسرهر يك از دو برادر، زوجه صغيره برادر شوهر خود رابه مقدار معتبر (كه در رساله ها آمده و با رعايت شرايط )شير دهد. با انجام اين كار، همسر هر يك از دو برادر حكم مادر زن برادر شوهرش را پيدا مي كند،وبر او محرم ميگردد،وازدواج برادران با شير خوار خود به خود باطل ميشود،چون هيچكس نمي تواند با برادر زاده اش ازدواج كند.»(دقت كنيد.)

2-محقق سبزواري در كتاب «مهذب الاحكام في بيان الحلال و الحرام».[1]عين عبارت تحريرالوسيله راذكر كرده،و برطبق آن فتوي داده است. با توجه به اين كه حيله مذكور 
در گذشته مطرح نبوده،در كلمات فقهاي پيشين چيزي در باره آن ديده نشد، ومعمولا فقهاي معاصر به ان پرداخته اند . بدين جهت به كلام دو فقيه بزرگوار معاصر مذكور
قناعت ميكنيم.

 

دليل مساله

اين مساله، با توجه به مستحدثه بودن ان ، دليل خاص و روايت ويژه ندارد؛ولي عمومات واطلاقات بحث رضاع شامل ان مي گردد،و مانعي از ان وجود ندارد، زيرا عموم «الرضاع لحمه كلحمه النسب » (چنين روايتي در كتب روايي يافت نشده،ولي مرحوم نراقي
در كتاب مستند الشيعه ميگويد:
[2]«در سنت مقبوله از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه آن حضرت فرمودند «
الرضاع لحمه كلحمه النسب)وقاعده «يحرم من ارضاع ما يحرم من النسب»[3]سبب ميشود كه مادر زن رضاعي در حكم مادر زن نسبي باشد ،
و آيه شريفه(
وامهات نسائكم) [4]شامل آن شود.

 

 



[1]- جلد 17،صفحه 40،

[2] - جلد 16،صفحه226

[3] - وسائل الشيعه ، جلد 14، ابواب مايحرم بالرضاع ، باب اول احاديث و3و4و5و6و7و8و10.

[4] - سوره نساء، آيه 23

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:23  توسط محمد ایوبی کاشمری 

اگر فرزند مذكوردختر باشد البته مشكلي از جهت محرميت با مادر خوانده ندارد؛
اما برمرد خانه (پدر خوانده) نامحرم است ملي ميتوان از طرق زير براي محرميت
آن اقدام كرد:

الف،ب،ج: همان راههاي سه گانه كه در مورد مادر خوانده گفته شد دقيقا اينجا نيز جاري است (البته از طرف بستگان مرد) بنابراين مي توان محرميت را بين دختر بچه
و پدر خوانده،از طريق شير مادر ان مرد يا خوهر يا خواهر زاده ها يش يا زن برادر
يا برادر زاده‌هايش ايجاد كرد ؛مشروط براين كه زمان شير خوارگي بچه نگذشته باشد.
اما اگر زمان ان گذشته باشد ،و پدر خوانده فرزند يا نوهاي نداشته باشد ، تنها راه آن است كه عقد موقت آن دختر را براي  پدرخوانده بخوانند تا آن دختر حكم زن پدرش
را پيدا كند وبراي هميشه براو وبرادران وبرادر زاده ها وخواهر زاده هايش محرم گردد .
در اينجا دخول شرط نيست ولي چنين عقدي بايد داراي شرايط زير باشد

اولا : بايد به مصلحت دختر بچه باشد كه غالبا هست .

وثانيا: با اجازه حاكم شرع صورت گيرد.

وثالثا: زمان عقد موقت به قدري باشد كه در آن زمان امكان بهره گيري جنسي
از دخترباشد ولي پس از ساعتي باقيمانده مدت را مي بخشند تادر آينده آن دختر
با مشكلي مواجه نشود.

حكم فرزندخوانده نسبت به ناپدرى و نامادرى و برادر و خواهر ناتنى‏چيست‏راه‏هاي محرميت كدام است؟

فرزند خوانده نامحرم است مگر به يكى از طرق زير محرميت حاصل شود. اگر فرزند خوانده شيرخوار كمتر از دو سال و دختر باشد از يكى از راه‏هاى زير به مرد (پدرخوانده) محرم مى‏شود:

  اگر شير مادر مرد را بخورد كه خواهر رضاعى او محسوب مى‏شود.

از خواهر مرد شير بخورد كه فرزند رضاعى خواهر مى‏شود.

از زن برادر مرد شير بخورد كه فرزند رضاعى برادر مى‏شود.

از دختر خواهر يا دختر برادر مرد شير بخورد.

از مادر فرزند اين مرد (پدرخوانده) شير بخورد.

چنانچه فرزند شيرخوار نيست يا يكى از موارد فوق براى شير دادن وجود ندارد به وسيله‏ء خواندن صيغه‏ء عقد موقت بين دختر (خوانده) و پدر يا پدربزرگ پدر خوانده دختر به او محرم مى‏گردد چون دختر زن پدر مرد مى‏شود. و در صورتى كه پدرخوانده داراى فرزند پسرى باشد به وسيله‏ء خواندن عقد موقت براى پسرش عروس او مى‏شود
و به او محرم مى‏گردد. و چنانچه فرزند خوانده پسر باشد اگر زن (مادرخوانده) داراى فرزند دختر باشد با خواندن عقد موقت براى دخترش او دامادش مى‏شود. البته بايد خواندن عقد موقت در موارد فوق با اجازه‏ء ولى شرعى طفل (پدر يا جد پدرى) و يا قيم
و سرپرست شرعى او باشد و در صورت نبودن يكى از اينها بايد با اجازه‏ء حاكم شرع
و مجتهد جامع‏الشرايط باشد.ضمنا براى هميشه بايد اين محرميت را مد نظر داشته باشند تا در مورد ازدواج آنان مشكلى بروز نكند. و همچنين پسرخوانده مى‏تواند  از طريق رضاع به وسيله خواهر مادر و زن برادر مادرخوانده به او محرم شود

زن و شوهري صاحب اولاد نمي شوند  اگر  بخواهند بچه اي از شير خوارگاه اختيار كنند براي محرم شدن شدن با مرد و زن چه راه شرعي وجود دارد ؟

اگر دختر باشد پدر آن مرد در قيد حيات باشد مي تواند عقد موقت آن دختر 
را با اجازه حاكم شرع براي پدر خويش بخواند تا حكم زن پدر را پيدا كند ومحرم شود
و اگر خواهر آن  مرد  شير داشته باشدو ان بچه شير خوار باشد واز شير آن خواهر بخورد
( با شرائط لازم) حكم خواهر زاده را پيدا ميكند و محرم ميشود ودر صورتي كه پسر باشد راه محرميت همان است كه از شير خواهر يا مادر آن زن فاقد فرزند بخورد تا آن زن خاله يا خواهر رضاعي آن پسر شود و محرم گردد واگر دوران شير خوارگي پسر بچه گذشته باشد راهي براي محرميت او نيست.

چون قرار است در آينده نزديك فرزندي را از طريق اداره بهزيستي به عنوان فرزند خوانده ( پسر يا دختر ) جهت سرپرستي قبول نمايم لذا خواهشمند است نظرات خود را پيرامون سوالات ذيل مرقوم فرمائيد ؟

الف ـ با توجه به آيه 5 سوره احزاب نامگذاري فرزند به نام شخصي كه فرزند را جهت سرپرستي قبول مينمايد چه حكمي دارد؟

نبايد چيزي بر خلاف واقع بگويد و او را فرزند خود بنامد مگر اينكه ضرورتي ايجاد كند.

ب ـ از نظر شرعي رابطه وپدر با فرزند خوانده ( پسر يا دختر ) با توجه به قضيه محرميت چگونه مي باشد ؟ آيا خواندن صيغه محرميت كفايت ميكند ؟

جواب صيغه محرميت در اينجا معني ندارد مگر آن فرزند مثلا دختر باشد  و او را با اجازه حاكم شرع به عقد موقت پدر آن مرد در آورند تا نسبت به آن مرد به عنوان زن پدر محرم شود يا شير خواهر يا مادر زن را بخورد.

  ج ـ اگر در آينده به خواست خداوند فرزندي از پدر و مادر متولد گردد ( پسر
يا دختر ) رابطه آنها از نظر محرميت با فرزند خوانده چگونه خواهد بود ؟

جواب ـ اگر طبق مسئله قبل عمل كنند و زن پدر او شود به همه فرزندان
او محرم مي شود


از نظر مشروع و نا مشروع بودن فرزند آيا گفته نماينده بهزيستي كفايت
 مي‌نمايد ؟

جواب آري براي مشروعيت كافي است     

گاهي افرادي كه صاحب فرزند نمي شوند دختري از پرورشگاه ميگيرند آيا راهي براي محرم شدن او بر پدر خوانده وجود دارد ؟

هر گاه آن مرد پدري داشته باشد واين دختر به ازدواج موقت او درآيد بر اين مرد
و فرزندان او محرم مي شود و اگر پسراني از همسر ديگر دارد صيغه موقت دختر
را براي خودش بخواند تا براي پسرانش محرم شود ولي در اين صورت نسبت به خودش
بعد از پايان مدت عقد موقت محرم نخواهد بود

در مورد ازدواج موقت با دختر شير خواره براي ايجاد محرميت با زن برادر ايا اين ازدواج بايد به مصلحت دختر باشد ؟

بلي بايد به مصلحت او باشد.مثلا مهريه اى كه براى او قرار مى دهد به مصلحت
او باشد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:23  توسط محمد ایوبی کاشمری