تبليغاتX
بر چهره دلربای مهدی صلوات
.

۲۳۰ نکته کاربردی در مدیریت

1-     وظایف اصلی مدیران شامل ، برنامه ریزی ، سازماندهی ، کارگزینی ، هماهنگی ، کنترل و هدایت می باشد .

2-     بزرگترین موفقیت مدیر و مهارت او ، توانایی در سازگاری و رفتار با مردم است .

3-     رعایت نظم و انضباط و اشاعه آن در سازمان باعث بقای سازمان و حفظ روحیه کارکنان می شود .

4-     پرونده و نامه هایی را که جهت بررسی به شما داده می شود سریعاً رسیدگی کنید و به جریان بیاندازید ، بگونه ای که هرگز انبوهی از کارهای عقب افتاده بر روی میز شما دیده نشود .

5-     جهت ایجاد انگیزه در کارکنان صرفاً استفاده از محرک های مالی کافی نیست و عوامل دیگری نیز در این راه می توان بکار گرفت ، عواملی نظیر ارزش و احترام قائل شدن نسبت به شخصیت کارکنان ، قدردانی از آن ها و مشورت کردن با آنان و ...  .

6-      پرخاشگری ، دلیل تراشی ، برگشت به رفتار کودکانه و بی تفاوتی کارکنان همه عوارضی ناشی از درماندگی و ناکامی هستند و شاید معیارهایی باشد برای مدیران که به وجود مشکلات و مسایل کارکنان پی ببرند .

7-     کارکنان برای جلب نظر شما ممکن است هم رفتار عقلایی و هم رفتار احساسی از خود نشان بدهند .

8-     به هیچ وجه کارکنان را به خاطر اشتباهی که انجام داده اند تحقیر نکنید . همچنین رئیس بودن خود را به رخ آن ها نکشید .

9-     در بدو شروع کار مدیریت رفتارتان را با رفتارهای فعلی کارکنان تطبیق دهید و سپس به طور غیرمحسوس و به صورت مرحله به مرحله تغییراتی را که مد نظر دارید انجام دهید .

10- هدف های عالی و در عین حال قابل دسترس برای کارکنان در نظر بگیرید تا تلاش های بیشتر از سوی آنان صورت پذیرد .

11- عوامل خستگی در کارکنان ممکن است در موارد ذیل باشد :

الف- وظایف محوله با علاقه کارمند مطابق نبوده و در بعضی موارد خلاف میل باطنی او باشد .

ب - نتیجه کار مورد توجه نباشد و صرفاً کار صورت پذیرد بدون توجه به کمیت و کیفیت آن .

ج -کنترلی در مورد کیفیت و کمیت کار صورت نگیرد و استانداردی برای عملکرد وجود نداشته باشد .

د - کارها نیاز چندانی به مراقبت و دقت نداشته باشد مگر در بعضی مواقع .

ه - به صورت زنجیره ای باشد . به نحوی که کارها یکنواخت و بیشتر توسط ماشین صورت پذیرد .

12- هیاهو ، آشفتگی محیط کار و ارتباطات کلامی که با لحن زننده صورت می پذیرد ایجاد اضطراب و نگرانی در کارکنان        می نماید .

13- عواملی را که در روحیه کارکنان اثر مثبت یا منفی دارد می توان در موارد ذیل جستجو کرد :

الف - صداقت و وحدت رهبری .

ب - احساس رضایت از نوع کار .

ج - همگام بودن با هدف های سازمان و گرایش های درونی به اهداف سازمان .

د - ارتباط مثبت و موثر با همکاران و همنوایی گروهی .

ذ - درآمد و حقوق کافی که تأمین کننده زندگی کارکنان باشد .

ر - سلامت جسمی و روانی .

14- عواملی که مشخص کننده روحیه منفی است به شرح ذیل می باشد :

الف- غیبت و تأخیرهای فراوان .

ب - عدم رضایت از کار و وسایل مورد استفاده .

ج - تعویض مکرر شغل .

د - درگیری با همکاران و برهم زدن نظم اداری .

ر - آسیب رساندن به دستگاه ها و در بعضی موارد برای جذب نظر به خود .

ط - هرز دادن زمان مفید کاری و تعلل در پیگیری امور .

ظ - اعتصاب و کارشکنی .

                                                                                     بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 10:11 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

 

دستورالعمل جامع عملیاتی طرح بانگ نماز

مسجد جامع کاشمر

(کانون فرهنگی هنری میعاد)

تهیه و تنظیم : محمد ایوبی


چرا نماز  ؟!!

نماز بهترين اعمال ديني است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود ، عبادت هاي ديگر هم قبول مي شود و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمي شود . همان طور كه اگر انسان شبانه روزي پنج نوبت در نهر آبي شستشو كند چرك در بدنش نمي ماند ، نماز هاي پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مي كنند .

سزاوار است انسان نماز را اول وقت بخواند وكسي كه نماز را پست و سبك بشمارد مانند كسي است كه نماز نمي خواند .

پيامبر اكرم (ص) فرمود : «كسي كه به نمازاهميت ندهد وآن را سبك بشمارد سزاوار عذاب آخرت است»

روزي حضرت در مسجد تشريف داشتند . مردي وارد مسجد و مشغول به نماز خواندن شد و ركوع و سجود نمازش را به طوركامل بجا نياورد . حضرت فرمودند : « اگر اين مرد در حالي كه نمازش اين طور است از دنيا برود ، به دين من از دنيا نرفته است» ؛ پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله وشتاب زدگي نماز نخواند ودر حال نماز به ياد خدا  باشد و متوجه باشد با چه كسي سخن مي گويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگي خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند و اگر انسان در موقع نماز كاملا به اين مطلب توجه كند ، از خود بي خبر مي شود . چنانچه در حال نماز تير را از پاي مبارك اميرالمؤمنين (ع) بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند و نيز بايد نماز گزار توبه و استغفار نمايد و گناهاني كه مانع قبول شدن نماز است مانند حسد ، كبر ، غيبت ، خوردن حرام ، آشاميدن مسكرات ، ندادن خمس و زكات و بلكه هر معصيتي را ترك نمايد ، و همچنين سزاوار است كارهايي كه ثواب نماز را كم مي كند بجا نياورد ، مثلا در حال خواب آلودگي و خودداري از بول به نماز نايستد ودرموقع نماز به آسمان نگاه نكند و كارهايي كه ثواب نماز را زياد مي كند بجا آورد مثلا انگشتري عقيق به دست كند ، لباس پاكيزه بپوشد ، موهای خود را شانه نماید ، دندان های خود را مسواك بزند وخود را  خوشبو نمايد .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:16 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

هدف از اجرای طرح بانک نماز در مسجد جامع کاشمر:

اهمیت دوره جواني و رسالت ما در هدايت نسل جوان دغدغه اي است كه  بيش از همه به آن انديشيده و در صدد برنامه ريزي براي آن هستیم ، اما از آنجا كه هر فعاليت و تلاش فرهنگي فقط با دقت نظرهاي علمي و تخصصي مي تواند به موفقيت برسد ، لذا دو اصل ضرورت و اولويت بر پايه هاي(مخاطب شناسي) و (رسالت شناسي) و در اين ميان همراه بودن با مقتضيات زمان ، توجه به استعداديابي و عنايت ويژه به روشمندي ؛ مي تواند ما را به دستاورهاي قابل ملاحظه اي در تربيت نسل جوان برساند .

لذا نظر به اينكه آشنا كردن نسل جوان و نوجوان با معارف اسلامي و ارزشهاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس مهمترين هدف هر پايگاه فرهنگي مي باشد و روحيه حق پذيري و صفاي باطن كودكان و نوجوانان بسيار بيشتر است ، طرح بانك نماز پيوند دانش آموزان با مساجد توسط كانون ميعاد شهرستان كاشمر در سطح شهرستان به مرحله اجراء در آمد .

در آيات قرآن نسبت به نماز سفارشات بسيار زيادي شده است مانند آيه « ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر» وهمچنين در روايات نسبت به تمرين  نماز ( در كتاب شرح لمعه ـ ويمرون الصبي علي الصلاة لست لسبع لتسع لعشر وامراد بالتمرين التعويد علي افعال المكلفين ليعتادها قبل البلوغ فلا يشق عليه بعده ) « وسائل ج 2-4-5-7 » فرزندان خود را با تمرين نماز در سنين 6-7-8-9-10- سالگي آشنا كنيد و منظور از تمرين ، ياد دادن افعال نماز مي باشد تا آنها عادت كنند به خواندن نماز قبل از اين كه به بلوغ برسند و براي آنها نماز خواندن مشقت نداشته باشد .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:15 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

هدف كلي طرح :

1ـ انس و الفت با خداوند به وسيله نماز .

2ـ تقويت روابط اجتماعي جوان و نوجوان در محيط سالم مسجد .

3ـ تفهيم عقايد اصول (توحيد ، نبوت ، عدل ، امامت ، معاد) .

4ـ تفهيم فروع دين (نماز) .

5- جامعه سالم با برپائي نماز و اقتصاد سالم با محوريت نماز .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:14 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

هدف تفصيلي :

1ـ تشكيل گروهاي تخصصي عقائد با بكارگيري جوانان طلبه و دانشجو .

2ـ ايجاد هم انديشي بين طلاب حوزوي و دانشجويان .

3ـ سخنراني در جمع دوستان با انگيزه قدرت تفهيم مطالب .

4ـ سازمان دهي  بحث هاي گفتگوي جوانان در قالب مباحث اعتقادي .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:13 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

پيشينه و آينده طرح :

از دير باز پدران براي تربیت فرزندان سعي داشتند تا با بردن فرزندان به مساجد و مجامع عمومي ایشان را با آئین درست زندگی کردن و اطاعت از خالق جهان آشنا نمایند تا بعد از دوران نوجواني وارد بازار كار يا اقتصاد درجامعه شده و با مردم و جامعه بتوانند ارتباط بهتري بر قرار نمايند . لذا در زندگي وسيره پيامبر اسلام (ص) مشاهده مي كنيد كه اصحاب پيامبر متوجه ميشوند كه سجده پيامبر طولاني شد و بعد از دقايقي سر از سجده برداشتن متوجه می شدند كه علت طولانی شدن سجده ، سوار شدن امام حسن (ع) بر پشت پیامبر بوده و ما نیز  آينده اي كه براي اين طرح پيش بيني مينمايم حداقل پيوند نوجوان با مسجد و ارتباط صحيح برقرار نمودن با هم سن و سالان و در نهايت يك تولید یک فرد اگاه به مسائل فرهنگي وعبادي و.... می باشد .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:12 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

مخاطبين طرح :

1) دانش آموزان مقطع دبستان و راهنمائي به عنوان دانش آموختگان اين طرح مي باشند .

2) دانش آموزان مقطع دبيرستان به عنوان مجريان طرح . (آماده كردن ، مهر زدن دفترچه ها و کنترل نظم و انضباط بچه ها در داخل مسجد و صفوف نماز) .

3) مقطع پيش دانشگاهي وگاهي از دبيرستاني هاي كه توانايي و قدرت تفهيم مطلب را داشته باشند به عنوان استاديار كه گاهي در هفته يك بار استاد كلاس را در اختيار وی قرار داده تا آمادگي بیشتري براي آينده پيدا نمايد .

4) طلاب پايه اول كه آموزش فقه را خوانده اند و امام جماعت مسجد و دانشجويان آن مسجد كه به امور ديني توانايي بيشتري دارند به عنوان استادان کلاس که در هر دو هفته يك بار تدریس اخلاق و نظارت بر كلاسها می نمایند .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:11 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

شیوه اجرای طرح :

این طرح در مقطع زماني تابستان به اجراء در مي آيد و معولا بيست دقيقه قبل از نماز ظهر و عصر و نماز مغرب وعشاء دانش آموزان به مسجد مي آيند و به صورت تئوري وضو تشریح داده می شود و در جلسات بعد به صورت چهره به چهره و يك نفر يك نفر در حضور جمع وضو مي گيرد و بعد يك نفر مسئول به عنوان رابط موقع ورود دانش آموزان اين دفترچه را از دانش آموزان تحويل گرفته و بعد از نماز موقع خارج شدن به آنها تحويل می نماید .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:10 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

خصوصيات دفترچه :

1.     بانگ نماز يعني نداي نماز .

2.     شماره اختصاصي براي هر دانش آموز براي راحتي كار .

3.     نام ونام خانوادگي وكلاس براي دانش آموزان براي اينكه اگر سوالي نمود حداقل با موقعيت علمي او آشنا باشيم .

4.     نام مدرسه اگر نياز شد بعدا با مدرسه او تماس داشت .

5.     نام امام جماعت به عنوان آشنايی وارتباط با امام جماعت .

6.     تاريخ تشكيل دفترچه  براي موقع حساب نمودن تعداد مهرها زده شده .

7.     در بالاي صفحه بخشي به نام حديث هفته  قرار داده است كه استاد جلسه با توجه به مقطع تحصيلي اين حديث را انتخاب نموده و در چند هفته يك با مسابقه اي براي حفظ احاديث و بعد از آن سعي می گردد اهداء جوايز توسط امام جماعت مسجد باشد .

8.     رابط در هر روز كه دانش آموز شركت ميكند يك مهر با عنوان « نماز » بر دفترچه درج می نماید .د

9.     در روز جمعه كلمه نماز جمعه نوشته شده که سعي می شود در هر هفته براي دانش آموزان نسبت به نماز جمعه جملاتي گفته شود و كساني كه شركت ميكنند حتی الامکان توسط امام جمعه محترم شهر مورد توجه قرار گيرند .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:9 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

برنامه های جانبی :

براي كساني كه در اين طرح شركت مي كنند سعي شود برنامه هاي متنوع گذاشته شود مثلا بليط نيمه بهاء استخر ، اهداء جوايز ، اعزام به اردو هاي يك روزه و برنامه های سازگار با منطقه .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 20:57 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

ارزشيابي طرح :

این طرح توسط پدران دانش آموزان ، هيئت امناء مسجد ، امام جماعت و اساتيد مورد ارزش يابي قرار می گیرد تا هم از مشكلات با خبر باشند و هم در جريان باشند برنامه ها قرار گیرند .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 20:56 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

وظایف سایر بخش ها :

الف) هیئت امنا :

فراهم نمودن مكاني براي كلاس و تفريح دانش آموزان وكمكهاي لازم براي فرهنگ نماز در بين دانش آموزان

ب) وظایف امام جماعت مسجد :

1) هماهنگي لازم جهت پاسخ دادن به پرسشهاي دانش آموزان و ارتباط برقرار نمودن با دانش آموزان .

2) اختصاص كمكهاي مالي جهت اهداء هديه اعم از جانماز و .... از مصارف خيرات ، زكات و... .

ج) وظایف پدر و مادران :

1) توجه دادن دانش آموز به موقع نزديك شدن اذان و وقت كلاس .

2) در حد امكان كمك نمودن مالي يا فكري به برنامه هاي طرح بانگ نماز 

3) راهنمائي استادان نسبت به موضوعات ضروری در سخنراني وبرنامه هاي كلاس

د) وظایف خادم مسجد :

1) تحمل سر و صدا  و برنامه هاي جانبي بچه ها

2) راهنمایی بچه ها در موارد اشتباه با مهربانی و پرهیز از برخورد خشن




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 20:46 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

تبليغات و اطلاع رساني :

1)   بهترين تبليغات براي شركت دانش آموزان در نماز اولا توجه دادن خانواده هاي آنها مي باشد .

2)   کسانی که در جبهه ها حضور داشته اند اغلب مسجدی بوده اند .

3)   فرزنداني كه بيشترين موفقيت را در دانشگاه ها و اشتغال داشته اند اغلب مسجدی بوده اند .

4)   مجری مي توان ما بين نماز مغرب و عشاء پيرامون اجراء اين طرح چند دقيقه اي را صحبت كند كه هم با مجري طرح آشنا شوند هم با برنامه ها .

5)   از امام جماعت مسجد تقاضا شود نسبت به نماز و اهميت تربيت فرزندان در سنين پائين تر سخنراني نمایند تا اين خود مهر تأييدی بر اجرای طرح باشد و مقدمات همكاري عموم آماده گردد .

6)    نوشتن احاديثي در مورد ياد گرفتن احكام و نماز جماعت بر تابلو اعلانات مسجد ، مدارس و سطح شهر و همچنین در كلاس ها مي تواند یاری دهنده طرح باشد .

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 20:38 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

بودجه طرح :

سعي شود در موقع توضيح اين دفترچه مبلغ حداقل 200 تومان از دانش آموز اخذ گردد تا علاوه بر اين كه مخارج دفترچه تأمين گردد موارد ديگري چون تخته سياه ، ماژيك وايت برد و .. تهیه گردد و همچنین از امام جماعت مسجد درخواست گردد تا از زكات يا خيراتی را که در اختيار دارد به اين طرح كمك كند و همچنی می توان از والدین دانش آموزان که وضعیت مناسبی دارند تقاضای کمک مالی نمود .

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 20:36 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

 

جهت خرید اینترنتی کتاب های

چگونه با کسی محرم شویم

و 

چگونه برای نماز صبح بیدار شویم

مبلغ ۱۸۰۰تومان برای هر کتاب به شماره حساب ۰۱۰۱۴۴۰۲۷۰۰۰۷ سیبا به نام محمد ایوبی واریز و با ارسال آدرس دقیق و کد پستی به وسیله پیامک به شماره ۰۹۱۵۳۳۲۰۱۲۲ بعداز ۲روز کتاب مورد نظر خود را در هرجای میهن عزیزمان دریافت نمائید .





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:0 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

چگونه با کسی محرم شویم

ــــــــــــــــــــ

محقق و مولف :

محمد ایوبی

(لالوزایی کاشمری)

۰۹۱۵۳۳۲۰۱۲۲





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:25 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

  1. فهـرست تفصيلي كتـاب
  2. مقدمه در مورد واجبات دين
  3. محارم نسبي در ايات قران سوره نور ايه 31 وايه 23 نساء و ايه 55 احزاب
  4. محارم نسبي در احكام
  5. جدول محارم نسبي
  6. آيا مردي كه مي ميرد همسرش به او نا محرم است ؟
  7. آيا عموي ناتني به انسان محرم است
  8. محارم سببي در ايات سوره نور ايه 31 و ايه 55 احزاب
  9. محارم سببي در احكام
  10. جدول محارم سببي
  11. سؤالات محارم سببي
  12. محارم رضاعي در ايات سوره قصص 12 وايه 2 حج و ايه 6 طلاق و ايه 23 نساء
  13. فلسفه تحريم محارم رضاعي
  14. محارم رضاعي در روايات
  15. محارم رضاعي در احكام
  16. شرايط شير دادني كه علت محرم شدن است
  17. شير دادني كه علت محرم شدن است دو چيز است
  18. طوايف هفتگانه اي كه از جهت رضاعي به انسان محرم مي شوند
  19. محارم رضاعي در داستانها
  20. مستحب است اين افراد را شير ندهند
  21. شير مادر
  22. شير دادن نوزاد
  23. دستور دايه گرفتن در روايات
  24. شير خوردن حضرت موسي(عليه‌السلام)
  25. داستان شير خوردن پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله وسلم )
  26. داستان عالم‌ فرزانه مرحوم حاج ملا عباس تربتي
  27. داستان شير خوردن شيخ انصاري
  28. داستان شير خوردن نمرود 
  29. داستان شير خوردن  حجاج
  30. داستان شير خوردن بخت النصر
  31. حرام بودن ازدواج با محارم نسبي در ايات سوره نساء23
  32. حرام بودن ازدواج با محارم در احكام
  33. راههـاي محرم شدن
  34. ازدواج دائم در ايات و روايات و احكام
  35. ازدواج موقت در ايات و روايات و احكام
  36. چگونه مي‌توان‌ با فرزند خوانده محرم شد
  37. راههاي ايجاد محرميت بين پسر و مادر خوانده
  38. راههاي ايجاد محرميت بين دختر و پدر خوانده
  39. سئوالات در مورد محرميت
  40. راه محرميت زن برادر بر برادر شوهر
  41. بحث علمي (راههاي محرميت)
  42. دامي براي فرار از حرمت ابدي حاصل از ازدواج
  43. نامحرم در آيات قرآن
  44. نامحرم‌ در آيات قرآن
  45. حدود حجاب
  46. شعر در مورد حجاب
  47. حجاب
  48. بد حجابي
  49. پوشش چادر مشكي
  50. سؤالات در مورد حجاب
  51. معاينه بيمار توسط غير‌هم‌جنس
  52. نگاه كردن به زن نامحرم
  53. نگاه كردن به عكس نامحرم
  54. زينت و آرامش
  55. نگاه كردن به عكس و فيلم نامحرم
  56. دست دادن
  57. صحبت كردن
  58. شوخي نمودن
  59. تماس داشتن
  60. چگونگي برخورد زنان با نامحرمان
  61. مراجعه مردان به پزشك زن از نظر شرعي
  62. رد و بدل كردن حرفهاي محركه توسط نامحرم
  63. لزوم پوشاندن زينت از نامحرم
  64. حضور بي‌جهت زنان در معرض نامحرمان
  65. پوشاندن صورت دستها از نامحرم
  66. فيلم‌برداري زن از مجالس عروسي



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:47 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

مقدمـه

1- استدلال آيات وروايات بر محرم بودن اقوام نسبي كه شامل پدر ومادر و.....وفتواهاي مراجع

2- استدلال آيات و روايات بر محرم بودن اقوام سببي كه شامل عروس و داماد
و ....و فتواهاي مراجع

3- استدلال ايات و روايات بر محرم بودن اقوام رضاعي كه شامل مادر رضاعي و...وفتواهاي مراجع

4-استدلال آيات و روايات بر حرام بودن ازدواج با محارم نسبي و سببي و رضاعي
و چند گروه ديگر 

5- استدلال آيات و روايات بر حرام نبودن ازدواج با اين افراد و بلكه تاكيد بر آن

6- استدلال آيات و روايات بر حرام بودن نگاه به نا محرم ـ د ست دادن به نا محرم ـ صحبت با نا محرم شوخي با نامحرم وفتواهاي مراجع

7- راههاي محرم شدن ـ ازدواج دائم وموقت ـ شير خوردن و فتواهاي مراجع

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:47 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

محارم‌ سببي : درآيه 23 سوره نساء:

( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و التي‌ في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌
و عمه‌هايتان‌ و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌ ( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌ ( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

نخست اشاره به محارم نسبي كه هفت دسته هستند كرده و مي فرمايد:

 حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم واخواتكم و عماتكم وخالاتكم و بنات الاخ
و بنات الاخت

(مادران شما و دخترانتان و خواهرانتان و عمه ها و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهرتان بر شما حرام شده اند) براي ازدواج = پس محرم شما هستند.  

   حرمت عليكم امهاتكم  «مادران شما» .   

1ـ بايد توجه داشت كه منظوراز مادر فقط آن زني كه انسان بلا واسطه از او تولد شده,نيست بلكه زنيكه نسب آدمي به آنان از راه ولادت متصل ميشود . ( با واسطه ) مانند  جده و مادر جده و مادر پدر( مادر بزرگ پدري )   ومادر مادر (مادر بزرگ مادري ) و مانند آنها را شامل مي شود (پدر‌ ناتني) يا‌ (مادر‌ ناتني)

  2ـ بناتكم  «دختران شما »  همانطور كه منظور از دختر,تنها دختر
بلا واسطه نيست بلكه دختر و دختر پسر و دختر دختر پس ( هر دختري كه تولد خودش و يا پدر و مادرش ويا تولد جد  و جده اش از ما باشد ) ( دختر‌ناتني) يا (پسر‌ناتني)

3ـ اخواتكم «خواهران شما »

 خواهران  دختر ان و زناني كه نسبشان از جهت ولادت متصل به ما باشد

( به اين معني كه تولدشان از پدر و مادر ما باشد )

ويا تنها از پدر ما باشد ....هر چند مادرش مادر ما نباشد ( خواهر‌ ناتني‌ ـ برادر‌ ناتني)

وياتنها از مادر ما باشد ...هر چند پدرش پدر ما نباشد

4ـ عماتكم «عمه هاي شما »

عمه ها:خواهر پدر وخواهر جد چه اين كه اين خواهر وبرادر آن پدر يا آن مادر باشد

يا اين كه تنها از پدر باشد

ويا اين كه تنها از مادر باشد ( عمه ناتني)

5ـ وخالاتكم «خاله‌هاي شما»

خاله ها : زني كه با مادر ما يا با جده ما از يك پدر ومادر متولد شده باشند

يا تنها از يك پدر ويا تنها از يك مادر به دنيا آمده باشند : ( خاله‌ناتني) و بنات الاخ
و بنات الاخت

6ـ و7-«دختران برادر و دختران خواهر »

دختران برادر : دختر برادر : كه ان دو منحصر در برادر وخواهر پدر ومادري نيستند

بلكه دختر برادر ودختر خواهري كه تنها از پدر يا تنها ازمادر ما باشند برادر زاده
و خواهرزاده‌اند.

 پيام آيه   در اين آيه  (23 نساء)‌ گروه‌هايي‌ از زنان‌ كه به انسان‌ محرمند‌ و ازدواج
با آنان‌ حرام است

ـ تحريم‌ ازدواج با محارم‌ در اديان‌ پيشين‌ نيز بوده است

ـ ازدواج‌ با غير محارم‌ ، عامل گسترش‌ ارتباط‌ خانواده‌ها است

ـ اختيار‌ حرام و حلال‌ كردن همه چيز‌ (مأكولات، مشروبات، معاملات و منكوحات‌
و
) تنها براي خداست.‌ (حرمت‌ عليكم)

و منظور از اينكه‌ فرمود: حرام شده‌ است بر شما‌ مادران‌ و دختران و اين‌ است
كه‌ ازدواج‌ شما با آنها حرام شده چون‌ بطور‌كلي‌ وقتي اينگونه‌ تعبيرها‌ را در قرآن مي‌بينم‌ مناسبت‌ حكم با موضوعش‌ معلوم‌ مي‌سازد كه‌ موضوع حكم‌ چيست در آيه مورد
بحث‌ مي‌دانيم كه موضوع حرمت‌ خوردن‌ مادر و دختر و
نيست چون كسي‌ چنين‌ كاري را‌ نمي‌كند‌ تا اسلام‌ آن را حرام‌ كند همچنان‌ كه در آيه ( حرمت‌ عليكم‌ الميته‌ و الدم)
با اين كه موضوع‌ حرمت را نام نبرده از مناسبت‌ حكم با موضوع مي‌فهميم‌ موضوع حرمت‌ خوردن‌ مينه‌ و خون است‌ و در آيه شريفه‌ ( فانما‌ محرمه‌ عليهم) كه از همين‌ راه مي‌فهميم‌ منظور سكونت‌ گزيدن‌ در آن زمين است‌ و اين نوع‌ تعبيرها‌ را مجاز‌ عقلي‌ مي‌نامند‌ براي اينكه‌ مي‌دانيم‌ اين استثنا‌ استثناي از عمل‌ هم خوابگي‌ است نه از علقه‌ زوجيت و ازدواج‌
كه بيانش‌ به زودي‌ مي‌آيد و همچنين‌ با جمله ( ان‌ تبتغوا‌ با موالكم‌ محصنين‌ غير مسافحين) به بياني‌ كه آن نيز به زودي‌ مي‌آيد.

پس حق‌ اين است‌ كه موضوع‌ حكم حرمت‌ كه در آيه ذكر‌ نشده‌ و در تقدير‌ گرفته شده‌ است علقه‌ نكاح نيست‌ بلكه كلمه‌ ( و طي) و يا كلماتي‌ ديگر كه مفيد‌ معناي آن است چون عادت قرآن همين‌ است كه عفت‌ كلام را رعايت كند.

و اگر در آيه مورد بحث‌ خطاب‌ را متوجه‌ مخصوص‌ مردان نموده، فرموده بر شما‌ مردان حرام شده است‌ مادران‌ و دخترانتان‌ و با اينكه ممكن بود‌ همين خطاب را متوجه زنان‌ نموده بفرمايد: بر شما زنان‌ حرام است‌ كه به فرزندان‌ و پدرانتان‌ شوهر‌ كنيد‌ و يا بطور كلي‌ و بدون خطاب‌ بفرمايد بين زن‌ و فرزندش‌ و پدرش‌ نكاح نيست‌ براي اين‌ بوده كه  به آن بياني‌ كه در تفسير‌ آيه شريفه (الرجال‌ قوامون‌ علي‌النساء (نساء 34) گذشت‌ خواستگاري
و اقدام به ازدواج و توليد نسل‌ برحسب‌ طبع‌ كار مردان‌ است و تنها مردان‌ هستند
(و نر هر حيواني‌ است كه به طلب‌ جفت مي‌روند( و تا‌كنون ديده‌ نشده كه ماده از حيواني‌ به طلب‌ نر برود و يا زني‌ براي انتخاب‌ شوهر اين خانه‌ و آن خانه‌ را بكوبد)

و اما اينكه‌ خطاب‌ را در آيه‌ متوجه‌ جمع كرده و فرموده ( عليكم‌ بر شما ) و نيز  حرمت‌ را متعلق‌ به جمع‌ از هر هفت‌ طايفه كرده و فرموده‌ (مادرانتان‌ و دخترانتان و) براي
اين بوده كه كلام استغراق در توزيع‌ را برساند‌ ( ساده‌تر بگويم‌ شامل‌ همه‌ از مردان شما حرام‌ شده ازدواج با مادرش‌ و دخترش‌
چون تحريم‌ عموم افراد هفت طايفه‌ بر عموم‌ مردان معنا‌ ندارد‌ و همچنين‌ تحريم‌ تمامي‌ افراد‌ هفت‌ طايفه‌ از يك نفر‌ها بر همه‌ يك نفرها سخني‌ تحريم‌ تمامي‌ افراد هفت‌ طايفه از يك نفر‌ها بر همه يك‌ نفرها سخني‌ بي‌معنا است‌ چون اگر‌ فرضاً مادر و دختر و خواهر‌ و عمه و خاله‌ برادر و دختر‌ خواهر من‌ بر تمامي‌ يك نفرهاي‌ مسلمانان‌ حرام باشد معنايش‌ اين است‌ كه پس در‌ اسلام‌ اصلاً ازدواج‌ حرام است‌ چون هر مسلماني‌ هر زني را كه بگيرد‌ يا مادر كسي است‌ يا دختر كسي‌ و بنابراين‌ برگشت‌ معناي‌ آيه (همانطور‌ كه گفتيم‌) به اين است‌ كه بر هر فرد‌ از مردان‌ مسلمان‌ حرام است‌
كه با مادر‌ و دختر‌ و خواهر و
خودش‌ ازدواج كند.[1]

بحث علمي : را بطه  نسب‌ و خويشاوندي‌ يعني همان‌ رابطه‌اي‌ كه يك فرد‌ از انسان‌
را از جهت‌ ولادت‌ و اشتراك‌ در رحم به فرد ديگر مرتبط‌ مي‌سازد.‌ اصل و ريشه‌ رابطه‌ طبيعي‌ و تكويني‌ در پيدايش شعئب‌ و قبائل است و همين‌ است‌ كه صفات‌ و خصال‌ نوشته شده در خونها را با خون‌ به هر‌چه كه او برود مي‌برده مبدا آداب و رسوم‌ و سنن‌ قومي‌ هم همين‌ است اين رابطه‌ است كه وقتي با‌ ساير عوامل‌ و اسباب‌ موثر مخلوط‌ مي‌شود ان آداب و رسوم‌ را پديد مي‌آورد.

و مجتمعات‌ بشري‌ چه مترقيش‌ و چه عقب‌ مانده‌اش‌ يك نوع‌ اعتنا‌ به اين رابطه‌ دارند‌ كه اين اعتنا‌ در بررسي‌ سنن و قوانين اجتماعي في‌الجمله‌ مشهود است‌ نظير‌ قوانين‌ نكاح وارث‌ و امثال آن دخل‌ و تصرف‌ نموده زماني‌ آن را توسعه مي‌دهند‌ و زماني ديگر‌
تنگ‌ مي‌كنند تا ببيني‌ مصلحتش‌ كه خاص‌ مجتمع او است چه اقتضا‌ كند.‌ همچنان‌
كه در مباحث‌ گذشته‌ از نظر شما‌ گذشت و گفتيم‌ غالب‌ انتهاي سابق‌ از يكسو‌ اصلاً براي‌ زن قرابت‌ رسمي‌ قائل‌ نبودند‌ و از سوي‌ ديگر براي‌ پسر خوانده قرابت‌ قائل‌ مي‌شدند
و فرزندي‌ را كه از ديگران‌ متولد شده‌ به خود ملحق‌ مي‌كردند همچنانكه‌ در اسلام نيز
اين‌ دخل‌ و تصرف‌ها را مي‌بينيم‌ قرابت‌ بين مسلمان‌ و كافر محارب‌ را از بين برده‌ شخص
را كافر است فرزند پدرش‌ نمي‌داند كه ارث‌ پدر را به او نمي‌دهد و نيز پسر فرزندي‌
را منحصر‌ در بستر‌ زناشوئي‌ كرده فرزندي‌ را كه از نطفه‌ مردي از راه‌ زنا‌ متولد‌ شده فرزند آن مرد نمي‌داند و از اين‌ قبيل‌ تصرفات‌ ديگر ، و از آنجا‌يي كه اسلام‌ بر خلاف‌ جوامعي‌
كه بدان‌ اشاره شد‌ براي زنان‌ قرابت‌ قائل‌ است و بدان جهت‌ كه آنان‌ را شركت تمام‌
در اموال‌ و حريت‌ كامل‌ در اراده و عمل‌ داده‌ كه توضيح‌ آن را در مباحث‌ گذشته‌ شنيدي‌ در نتيجه‌ پسر و دختر‌ خانواده‌ در يك درجه‌ از قرابت‌ و رحم‌ رسمي‌ قرارگرفتند
و نيز پدر و مادر و برادر‌ و خواهر و جد و جده‌ و عمو و عمه و دائي‌ و خاله‌ به يك جور‌
و به يك‌ درجه‌ خويشاوند شدند و خود به خود‌ رشته خويشاوندي‌ و عمود نسب از ناحيه‌ دختران‌ و پسران نيز‌ به درجه‌اي مساوي‌ پائين‌ آمد يعني همانطور‌ كه پسر پسر، پسر انسان بود، پسر دختر‌ نيز پسر انسان‌ شد‌ و همچنين‌ هرچه‌ پائين‌تر‌ رود يعني‌ نوه‌ پسر انسان‌ با نوه دختر‌ دختر انسان‌ به يك درجه‌ با انسان‌ مرتبط‌ شدند‌ و همچنين‌ در دختران‌ يعني‌ دختر‌ پسر و دختر دختر آدمي‌ به طور مساوي دو دختر آدمي‌ شدند و همچنين‌ در دختران‌ يعني دختر‌ پسر و دختر دختر‌ ‎آدمي‌ به طور مساوي‌ دو دختر آدمي‌ شدند‌ و احكام‌ نكاح‌ وارث‌ نيز به همين‌ منوال جاري‌ شد (يعني‌ همانطور‌ كه فرزندان‌ طبقه اول‌ آدمي‌ دختر و پسرش‌ ارث مي‌برند‌ ‌‌ فرزندان‌ طبقه‌ دومش‌ نيز ارث مي‌برند و همانطور‌ كه ازدواج‌ با دختر حرام شد ازدواج‌ با دختر دختر‌ نيز حرام‌ شد) و مادر سابق‌ گفتيم‌ كه آيه تحريم‌ كه مي‌‏فرمايد‌
( حرمت‌ عليكم‌ امهاتكم بناتكم) بر اين معنا‌ دلالت دارد‌ وليكن‌ متأسفانه‌ دانشمندان‌ اسلامي گذشته ما در اين مسأله‌ و نظاير‌ آن كه مسائلي‌ اجتماعي‌ و حقوقي‌ است‌ كوتاهي‌ كرده‌اند و خيال‌ كرده‌اند‌ صرفاً مساله‌اي‌ لغوي‌ است به مراجعه‌ و ارجاع‌ به لغت‌ خود
را راحت‌ مي‌كردند‌ و گاهي بر سر معناي‌ لغوي‌ نزاعشان‌ شديد مي‌شد. عده‌اي معناي‌ مثلاً كلمه‌ ( ابن) را توسعه‌ مي‌دادند و بعضي‌ ديگر آنرا‌ تنگ‌ مي‌گرفتند‌ در حالي‌ كه همه‌
 آن حرفها‌ از اصلي‌ خطا بود.

و لذا مي‌بينيم‌ بعضي از آن‌ علما‌ گفته‌اند: آنچه ما از لغت‌ در معناي‌ نبوت‌ ( پسر‌ بودن) مي‌فهميم‌ اين است‌ كه بايد از نسل‌ پسر ما متولد‌ شده باشد.‌ اگر پسري‌ از دختر‌ ما‌
و يا از دختر‌زاده‌ ما متولد‌ شده باشد‌ از نظر لغت‌ پسر ما نيست‌ و از ناحيه دختر‌ ما هرچه‌ متولد‌ شود ( چه پسر‌ و چه دختر) ملحق‌ به پدرخودشان‌ يعني‌ داماد‌ ما مي‌شوند،
نه به‌ ما كه جد آنها‌ هستيم‌ عرب جد امي را پدر جد نمي‌داند و دختر‌ زادگان‌ را فرزندان
آن‌ جد نمي‌شمارد‌ و اما اينكه‌ رسول‌ خدا (صلي‌الله عليه و آله)درباره‌ حسن
و حسين‌ (عليها‌السلام) فرمود: اين دو فرزند‌ من امام‌ امتند‌ چه قيام كنند‌ و چه قيام‌ نكمند‌ و نيز در مواردي‌ ديگر آن دو جناب‌ را پسران خود خوانده از باب‌ احترام‌ و تشريف‌ بوده
نه اينكه به راستي‌ دختر‌زادگان‌ آن جناب‌ فرزندان‌ او باشند.

و اين شخص‌ طريق‌ بحث‌ را گم‌ كرده‌ خيال‌ كرده بحث در مورد پدر فرزندي‌
صرفاً بحثي‌ لغوي است.

تا اگر عرب‌ لفظ‌ (ابن) را براي معنايي‌ وضع كرد‌ كه شامل‌ پسر دختر‌ هم بشود‌ آن‌ وقت‌ نتيجه‌ بحث‌ طوري ديگر شود غفلت‌ كرده از اينكه آثار و احكامي‌ كه در مجتمعات‌ مختلف‌ بشري‌ نه تنها‌ در عرب‌ بر مسأله‌ پدري‌ و فرزندي و امثال‌ آن مترتب‌ مي‌شود تابع
 لغات‌ نيست‌ بلكه تابع‌ نوعي‌ بنيه‌ مجتمع‌ و سنني‌ داير در آن است‌ كه چه بسا‌ اين احكام در اثر دگرگوني‌ سنن‌ و آداب‌ دگرگون‌ شود در حاليكه‌ اصل لغت‌ به حال‌ خود باقي‌ بماند
 و اين خود كاشف‌ آن است‌ كه بحث‌ يك يحث اجتماعي‌ است و يا به يك بحث‌ اجتماعي‌ منتهي‌ مي‌شود و صرفاً بحثي لفظي و لغوي نيست.

و اما اينكه‌ گفت‌ پسران‌ به پدران‌  خود ملحقند‌ و به پدر مادرشان‌ ملحق‌ نمي‌شوند
بنابر اينكه‌ آن هم مسأله‌اي‌ لفظي‌ و لغوي‌ نباشد‌ از فروع‌ نسب نيست‌ تا نتيجه‌اش‌ اين باشد
كه‌ نسبي‌ بين پسر و دختر‌ با مادر قطع‌ شود بلكه‌ از فروع‌ قيومت‌ مردان بر خانه‌
و خانواده است‌ چون هزينه‌ زندگي و تربيت‌ فرزندان‌ با مرد است « از اين‌ رو دختر مادام‌
 كه در خانه پدر‌ تحت‌ قيومت‌ پدر است‌ و وقتي‌ به خانه شوهر رفت‌ تحت قيومت‌
 او قرار مي‌گيرد‌ و وقتي‌ خود او تحت‌ قيومت‌ شوهر است‌ فرزنداني‌ هم كه مي‌آورد تحت قيومت‌ شوهر او خواهند بود‌ پس ملحق شدن‌ فرزند به پدر  از اين‌ بابت است‌ نه اينكه‌
با مادرش‌ هيچ خويشاوندي و رابطه نسبي‌ نداشته باشد.»

و سخن كوتاه‌ اينكه‌ همانطور‌ كه پدر رابطه‌ نسبي‌ را به پسر و دختر‌ منتقل‌ مي‌كند‌ مادر نيز‌ منتقل‌ مي‌كند و يكي از آثار‌ روشن اين انتقال‌ در قانون اسلام مسأله‌ ارث‌ و حرمت نكاح‌ است ( يعني‌ اگر من‌ به جز‌ يك نبيره‌ دختري اولادي و وارثي نداشته باشم‌ او ارث‌
 مرا مي‌برد‌ و اگر او دختر‌ باشد‌ به من كه جد مادري‌ او هستم‌ محرم است) بله در اين بين احكام و مسائل ديگري‌  هست كه البته ملاك‌هاي‌ خاصي‌ دارد

مانند ملحق‌ شدن فرزند و مسأله‌ نفقه‌ و مسأله‌ سهم‌ خويشاوندان‌ رسول‌
خدا (ص) از خمس‌ كه هريك از اينها تابع ملاك و معيار‌ خاص‌ به خودش است

در آيه 31 نور

آيه 31 نور : وقل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن ا‌و ابائهن او اباء بعولتهن  اوابنائهن او ابناءبعولتهن  او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابين غير اولي اربعه  من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء  ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا ايه المومنون لعلكم تفلحون .

ترجمه :

(و به زنان‌ با ايمان‌ بگو: از بعضي‌ نگاه‌هاي‌ خود ( نگاه‌هاي غير‌مجاز) چشم‌پوشي‌ كنند
و دامن‌هاي خود را حفظ‌ نمايند‌ و جز‌آنچه‌ ( به طور‌ طبيعي) ظاهر است‌ زينت‌هاي‌ خود
را آشكار‌ نكنند‌ و بايد روسري‌ خود را برگردن‌ خود بيفكنند‌( تا‌ علاوه بر سر، گردن
و سينه‌ي آنان نيز‌ پوشيده باشد) و زينت‌ خود را ظاهر‌ نكنند‌ جز براي‌ الا‌ ليعولتهن‌

او‌ بني‌ اوخواتهن‌) كلمه‌ بعوله‌ به معناي‌ شوهران‌ است و طوايف‌ هفتگانه‌اي‌ كه قرآن از آنها نام‌ برده محرم‌هاي‌ نسبي‌ و سببي‌ هستند‌ و اجداد‌ شوهران‌ حكمشان‌ حكم پدران‌ ايشان‌
و نوه‌هاي‌ شوهران‌ حكمشان‌ حكم‌ فرزندان‌ ايشان است.)

و يا اينكه‌ فرمود: ( نسائهن‌) و زنان‌ را اضافه كرد به ضمير‌ زنان‌ براي اشاره‌
به اين معنا‌ بوده كه مراد‌ از نساء زنان‌ مؤمنين‌ است‌ كه جايز‌ نيست‌ خود را در برابر زنان‌ غير مومن‌ برهنه‌ كنند‌ از روايات‌ وارده‌ از ائمه‌ اهل‌بيت‌( عليهم‌السلام) هم‌ همين معنا
 استفاده‌ مي‌شود.

اطلاق‌ جمله‌ ( او ملكت‌ ايمانهن) هم شامل غلامان‌ مي‌شود و هم‌ كنيزان‌ و از‌ روايات‌ نيز اين‌ اطلاق‌ استفاده مي‌شود همچنان‌ كه به زودي‌ خواهد آمد و اين‌ جمله يكي‌
از‌ مواردي‌ است كه كلمه‌ ما در صاحبان‌ عقل استعمال‌ شده و در معناي‌ حاجت‌ است
و منظور‌ از اين حاجت‌ شهوتي‌ است كه مردان‌ را محتاج‌ به ازواج‌ مي‌كند و كلمه‌
(من‌الرجال) بيان تابعين‌ است.

و مراد از اين رجال‌ تابعين‌ افراد سفيه‌ و ابلمي‌ هستند‌ كه تحت‌ قيومت‌ ديگران‌ هستند‌
و شهوت‌ مردانگي‌ ندارند.

( او‌الطفل‌ الذين‌ لم‌ يظمروا‌ علي‌ عورات‌ النساء) الف‌ولام در الطفل‌ براي‌ استفراق‌ است‌
و كليت‌ را مي‌سازند‌ يعني‌ جماعت اطفالي‌ كه بر عور‌ تمامي‌ زنان‌ غلبه‌ نيافته‌اند يعني
آنچه‌ از امور زنان‌ كه مردان‌ از تصريح‌ به آن شرم‌ دارند اطفال‌ زشتي‌ آن را درك نمي‌كنند‌
و اين به طوري‌ كه ديگران‌ هم‌ گفته‌اند‌ كنايه‌ از حد بلوغ‌ است (ولا يضربن بار جلهن‌ ليعلم‌ مايخفين‌ من‌ زينتهن) پاها‌ي خود را محكم‌ به زمين‌ نزنند‌ تا صداي‌ زيور آلاتشان‌ از قبيل‌ خلخال‌ و گوشواره‌ و دستبند‌ به صدا در نيايد.

و تو بو‌الي‌ الله‌ جميعاً ايها‌المؤمنون‌ لعلكم‌ تفلحون) مراد از توبه‌ به طوري‌ كه از سياق‌
بر مي‌آيد بازگشت‌ به سوي‌ خداي تعالي‌ است به امتثال‌ اوامر‌ او و انتهاء از نواهيش‌
و خلاصه‌ پيروي‌ از راه و صراطش‌.[2]

در سوره احزاب ايه 55 -  مي فرمايد:

(لا جناح عليهن في ابائهن ولا ابنائهن ولا اخوانهن ولا ابناء اخواتهن ولا نسائهن 
 ولا ما ملكت ايمانهن )

 (بر همسران پيامبر گناهي نيست كه با پدران فرزندان برادران فرزندان وخواهران خود وزنان مسلمان وبرد گان خود بدون حجاب تماس داشته باشند )

و به تعبير ديگر محارم آنها كه منحصر در اين شش گروهند مستثني مي باشد
و اگر گفته شود افراد ديگري نيز جزء محارم هستند كه در اين شش گروه نامي از آنها به ميان نيامده مانند عمو ها و دايي‌ها در پاسخ بايد گفت: از آنجا كه قرآن فصاحت و بلاغت
را در عاليترين شكلش رعايت مي كند و يكي از اصول فصاحت اين است كه هيج كلمه اضافي در سخن نباشد لذا در اينجا از ذكر عموها ودائيها خود داري كرده چرا كه با ذكر فرزندان برادر و فرزندان خواهر محرميت عموها ودائيها روشن مي شود زيرا محرميت همواره دو جانبه است همانگونه كه فرزند برادر نسبت به انسان محرم است او هم نسبت
به فرزند برادرش محرم خواهد بود ( ومي دانيم چنين زني عمه محسوب مي شود) ونيز همان‌گونه كه فرزند خواهر بر او محرم است او نيز به فرزند خواهر محرم مي باشد
( ومي دانيم چنين زني خاله محسوب مي شود ) هنگامي كه عمه و خاله نسبت به پسر برادر و پسر خواهر محرم باشد عمو ودائي نيز نسبت به دختر برادر ودختر خواهر محرم خواهد بود (چرا كه ميان عمو و عمه ونيز دائي وخاله هيج تفاوتي نيست ) و اين يكي
از ريزه كاريهاي قرآن است ~(دقت كنيد)

ودر پايان آيه لحن سخن را از غايب به خطاب تغيير داده همسران پيامبر را مخاطب ساخته مي گويد تقوا را پيشه كنيد كه خداوند بر هر چيزي آگاه است وهيچ چيز
بر او مخفي و پنهان نيست ( واتقين الله ان الله كان علي كل شي شهيدا ) چه اينكه حجاب پرده ومانند اينها  همه وسائلي براي حفظ از گناه بيش نيست ريشه اصلي همان تقوا است كه اگر نباشد حتي اين وسائل نيز سودي نخواهد بخشيد ذكر اين نكته نيز در اينجا لازم به نظر مي رسد كه نسائهن ( زنان آنها) اشاره به زنان هم كيش و مسلمان است
زيرا همان‌گونه كه در تفسير سوره نور گفتيم براي زنان مسلمان شايسته نيست كه در برابر زنان غير مسلمان بدون پوشش باشند چرا كه آنها ممكن است مطالب را براي شوهر انشان توصيف كنند واما جمله او ما ملكت ايمانهن همان‌گونه كه در تفسير سوره نور نيز گفتيم مفهوم وسيعي دارد هم كنيزان را شامل مي‌شود وهم غلا مان را اما طبق بعضي از روايات اسلامي اختصاص به كنيزان دارد و بنابراين ذكر آنها بعد از ذكر زنان به طور كلي ممكن است از اين نظر باشد كه كنيزان غير مسلمان را نيز شامل مي شود.دقت كنيد)
(خلاصه زن بر هر مردي كه با ولادت به او انتساب پيداكند محرم است )



[1] - ( جلد4، ترجمه‌ الميزان417، 418).

 

[2] - ترحمه تفسير‌ الميزان ، ج 15، ص156، 157




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:46 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

مقدمـه

 

درآيات قران مساله محرم و نامحرم به عنوان يكي از مهمترين اركان يك جامعه سالم معرفي شده است لذا با توجه به اينكه سوالات زيادي در سفرهاي تبليغي در مورد محارم  مي شد بر آن شدم تا اين موضوع را براي جامعه اسلامي كه مقيد
 به احكام اسلامي هستند بررسي نمايم، تا با عمل به واجبات، دين را بيشتر ياري نمائيم

حوادث طبیعی و غیر طبیعی، همانند زلزله ها، جنگ ها، بیماری ها، طونان های سخت وحشتناک و مانند آن عوارض نا مطلوب مختلفی بر جوامع انسانی می گذارد.

که یکی از آن ها معضل فرزندان بی سرپرست است.

فرزندانی که پدر و مادر خود را در آن حوادث از دست داده و غم مهر و محبت آنان سوخته و حسرت نوازش ساده را بر دل دارند.

کودکان معصوم و پاکی که نگاه معصومانه آنان همچون کتابی قطور حاوی مطالب فراوان و مهمی است که تنها برخی توفیق مطالعات آن را دارند.

از سوی دیگر زوجین متعددی وجود دارند که به علل مختلف از نعمت  بی بدیل فرزند محروم هستند و خداوند حکیم آن ها را با بچه دار نشدن آزمایش می کند.

که در سوره شوری می فرمایند: « لله ملک السماوات و الارض یخلق ما یشاء یهب لمن یشاء انثا و یهب لمن یشاء الذکور 49 او یزوجهم ذکراناً و انثاء یجعل من یشا عقیماً انه علیم قدیر 50 مالکیت و حاکمیت آسمان ها و زمین از آن خداست هر چه را بخواهدی می آفریند به هر کس اراده کند دختر می بخشد و به هر کس بخواهد پسر یا ( اگر بخواهد ) پسر و دختر – هر دو – را برا آن جمع می کند و هر کس را بخواهد عقیم می گذارد زیرا که او دانا و قادر است.

و زن و شوهرهایی که دیدن هر نوزاد داغ دل آنها را تازه و آه حسرت را بی اختیار از نهاد آن ها بلند و قطرات اشک را بر گوشه چشمانشان جاری می سازد.

برخی از این زوجین به جای آه و افسوس و حسرت و هدر دادن نیروی خود و با هدف پر کردن این خلاء زندگی مشترک که گاه منجر به جدایی و طلاق می گردد به سرغ فرزندان بی سرپرست رفته و آن ها را به فرزندی قبول می کنند تا هم غم فقدان پدر و مادر و کمبود عشق و محبت را از قلب پاک و کوچک آن کودکان معصوم بیرون کنند و هم خود را از تنهایی در آورند و سکوت خسته کننده محیط زندگی مشترک خویش را با گریه ها و خنده های چنان فرزندانی بشکنند.

اما مشکلی که معمولا زوجین مومن را رنج می دهد و در پاره ای از موارد آن ها را از پذیرش چنین فرزندانی منصرف می کند مشکل محرمیت است زیرا اگر فرزند خوانده دختر باشد در آینده با زن خانه مشکل محرمیت خواهد داشت لذا برای حل این مشکل چاره هایی اندیشیده شده که امیدوارم در کنار مکتب اسلام و با عمل به دستورات آن بتوانیم زندگی قرآنی و سالم داشته باشیم.

چرا كه اين جملات را با غم وغصه فراوان مي نويسم كه در جامعه اسلامي از واجبات فراموش نموده ايم و بررسيهاي فراواني نشان مي دهد كه با عمل به مستحبات وخرافات باعث عقب ماندن از كاروان اسلام و اسلام ناب  محمدي شده ايم كه به تعبير امام (ره) اسلام امريكائي،  آيا اسلامي كه آنها برنامه ريزي نموده اند و از طريق رسانه هاي گروهي اعم از اينترنت و ماهواره و مجله براي ما بيان مي كنند هنوز در برخي افراد تأثير نگذاشته است از زبان حضرت علي(ع) كه پدر اين امت مي باشد( در كتاب شريف نهج البلاغه كه ما آن جملات را به عنوان يك شيعه بايد سر لوحه كار خودمان قرار دهيم)

 

  در حكمت 39  امده است كه ميفرمايند «وقال علي عليه السلام»

لا قربة بالنوافل اذا  اضرت بالفرائض » عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي‌گرداند اگر به واجب زيان رساند و در حكمت 279 مي فرمايند «اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها » هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترك كنيد .

لذا بارها ديده ايم كه مردم جامعه ما چه زن چه مرد براي ديگران يا همسايه‌هاي خود بيشتر احترام و روابط رفت و آمد دارند تا با محرم هاي خودشان با وجود اين
كه در اسلام نسبت به همسايه داري و... سفارش شده است اما نه اينكه با سفارشات اسلام از واجبات كه صله رحم است جداشويم به عنوان مثال دختر شما كه با دائي و عمو وپدر بزرگ  و... محرم است اگر با آنها ارتباط داشته باشد و مشكلات خود را بپرسد از نظر شخصيتي كامل شده و از ارتباط نادرست بي‌نياز ميشود چرا كه همه افراد اعم از زن ومرد دوست دارند عقايد ونظرات خود را براي ديگران بيان نمايند و از فكر
آنان استفاده كنند ( در اين قسمت اجازه بدهيد مثالي از روان شناسي لباس بزنم تمام روان شناسان بر اين عقيده‌اند كه اگر پسر شما يك لباس انتخاب كند و آن را بپوشد
و به ميان دوستان برود ودر برخورد اوليه او را مسخره نمايند او ديگر اين لباس
 را نخواهد پوشيد ) پس همه ما يا با دوستان زمان تحصيل ارتباط داريم يا همكاران خود يا اقوام كه بهترين ارتباط از نظر دين كه اولويت مي دهد اول ارتباط با اقوام نسبي بعد سببي بعد رضاعي بعد همسايگان و ... لذا با توجه به اينكه سعي نموده‌ام احكام دين
را از متخصصين آن سؤال نمايم در تمام برخوردهايي كه با مراجع بزرگوار داشته‌ام
 به عنوان نصيحت فرموداند دين عبارت است از «انجام واجبات و ترك محرمات »

لذا خواهش مي‌كنم از چند گروه:

اول از مبلغان دين كه دست همه آنها را مي بوسم تا مي توانيد ببينيد اين مطلب جزء واجبات است يا محرمات دوم از مردم اگر مي خواهيد زندگي سالم داشته باشيد به واجبات بپردازيد و در اينجا به همه عزيزاني كه مايل هستند با فهرستي از واجبات و محرمات آشنا شوند دعوت ميكنم كتاب ( واجبات در اسلام ) تأليف حضرت آيت‌الله مشكيني را مطالعه نمايند تا با واجبات و محرمات دراسلام آشنا شوند




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:46 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

(محارم سببي يعني يك سبب به نام ازدواج سبب محرميت شده است )

يعني زناني كه با خواستگارشان اشتراك در خون ندارند بلكه به خاطر وصلت و پيوند خويشاوندي با آنان مرتبط شده اند و اين محارم هفت طايفه اند كه شش طايفه آنها در آيه 23 سوره نساء  ذكر شده و هفتمي آنها در آيه 22 سوره نساء آمده است

( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و التي‌
في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌
و عمه‌هايتان‌ و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌ ( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌
( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر
 انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

 و در آخرين مرحله آيه 23سوره نساء اشاره به دسته سوم از محارم كرده و انها را تحت چند عنوان بيان مي‌كند و امهات نسائكم 00 و مادران همسرانتان يعني
به مجرد اينكه زني به ازدواج مردي در آمد وصيغه عقد جاري گشت مادر
او و مادر مادر او و000 بر او حرام ابدي مي‌شوند .

و ربائبكم اللاتي في حجوركم من نسائكم اللاتي دخلتم بهن: و دختران همسرانتان كه در دامان شما قرار دارند به شرط اينكه با آن همسر آميزش جنسي پيدا كرده باشيد يعني تنها با عقد شرعي يك زن  ( دختران او ) كه از شوهر ديگري بوده اند  بر شوهر
حرام نمي شوند بلكه مشروط بر اين است كه علاوه بر عقد شرعي با آن زن همبستر هم شده باشد 0 وجود اين قيد در اين مورد تائيد مي كند كه حكم مادر همسر كه در جمله سابق گذشت مشروط به چنين شرطي نيست وبه اصطلاح اطلاق حكم را تقويت مي كند.  گرچه ظاهر قيد ( في حجوركم ) ( در دامان شما باشند ) چنين مي فهماند كه اگر دختر همسر از شوهر ديگر در دامان انسان پرورش نيابد بر او حرام نيست
ولي به قرينه روايات و مسلم بودن حكم,اين قيد به اصطلاح قيد احترازي نيست بلكه
در واقع اشاره به نكته تحريم است زيرا اينگونه دختران كه مادرانشان اقدام به ازدواج
مجدد ميكنند معمولا در سنين پايين هستند و غالبا در دامان شوهر جديد همانند دختر
او پرورش مي يابند, آيه ميگويد اينها در واقع همچون دختران خود شما هستند ,آيا كسي با دختر خود ازدواج ميكند؟ و انتخاب عنوان (ربائب) كه جمع (ربيبه) به معني تربيت
شده است نيز به همين جهت مي باشد كه به معناي دختر زن آدمي است دختري
كه ازشوهر ديگر آورده به اين مناسبت او را ربوبه ناميده اند كه تدبير ما در او كه همسر ادمي است و هر كسي كه با ان مادر به خانه ما آمده به دست ماست و اين ما هستيم
كه غالبآ تربيت دختران همسرمان را به عهده مي گيريم به دنبال اين قسمت براي تأكيد مطلب اضافه ميكند كه اگر با آنها آميزش جنسي نداشتيد دخترانشان بر شما حرام نيستند.

 

(فان لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم). و حلائل ابنائكم الدين من اصلابكم (وهمسران فرزندانتان كه از نسل شما هستند). در حقيقت تعبير (من اصلابكم) (فرزنداني كه از نسل شما باشند) براي اين است كه روي يكي از رسوم غلط دوران جاهليت خط بطلان كشيده شود, زيرا در آن زمان معمول بود افرادي را به عنوان فرزند خود انتخاب مي كردند ,يعني كسي كه فرزند شخص ديگري بود به نام فرزند خود مي خواندند
و فرزند خوانده مشمول تمام احكام فرزند حقيقي بود, و به همين دليل با همسران فرزند خوانده خود ازدواج نمي‌كردند. فرزند خواندگي و احكام آن در اسلام به كلي
بي اساس است.                                   

ـ در اينجاسؤال ديگري مطرح مي شود كه پدر شوهر وپسر شوهر نيز جزء محارم زن محسوب مي شود چرا ذكري از اينها در اينجا به ميان نيامده ؟ در حالي كه در ايه 31 سوره نور آنها نيز به عنوان محارم مطرح شده اند  پاسخ اين سوال نيز روشن است
زيرا در اين آيه منحصرا سخن از حكم همسران پيامبر(ص) در ميان است ومي دانيم پيغمبر صدر زمان نزول اين آيات نه پدرش در حيات بود ونه اجدادش و نه فرزند 
پسري داشت (باز دقت كنيد )

در ايه 31 سوره نور  در آيه 31 سوره نور كه در مورد نگاه كردن به محارم و حفظ پاكدامني وزينت خود را حفظ كنند و آشكار نكنند مگر براي كساني كه با انها محرمند
كه محارم سببي را در اول ايه آورده است ( ....الا لبعولتهن ....او آبائهن او آباء بعولتهن ....)
يا براي شوهرانشان ( الا لبعولتهن ) يا براي پدرانشان ( او آبائهن) يا پدران شوهرانشان
(او آباء بعولتهن ) .

در ايه 55 سوره احزاب ( لا جناح عليهن في .......)

بر آنها  ( همسران پيامبر ) كناهي نيست كه با پدران و فرزندان و برادران
 و فرزند برادران و فرزندان  خواهران خود و زنان مسلمان و بردگان خويش
 ( بدون حجاب و پرده تماس بگيرند ) و تقواي الاهي را پيشه كنيد
كه خداوند بر هر چيزي آگاه است




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:44 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

سوال- نگاه كردن به مرد يا زن محرم با قصد لذت مرد و زني كه به يكديگر محرمند آيا مي‌توانند به قصد لذت به بدن يكديگر نگاه كند ؟ 

محرم وقتي مي تواند به بدن محارم خود (البته غير از عورت ) نظر كند
كه از نظر كردن لذت نبرد و به اصطلاح قصد ريبه نداشته باشد و فرقي در نظر كننده نيست چه مرد باشد وبخواهد به بدن مادر وخواهر و دختر خود نگاه كند
و چه زن بخواهد به بدن پدر و برادر و پسر خود نگاه كند [1]

 

   چند تذكر براي جدول محارم نسبي

ـ در مسأله محارم نسبي‌ نبايد‌ از اصطلاحات‌ به طور مستقيم‌ استفاده شود.

مثلاً دائي‌ (برادر مادر) يا عمو (برادر پدر) است.

ـ نوه يا نبيره‌ كه همان‌ فرزند‌ ( دختر‌ دختر) يا ( فرزند پسر‌پسر‌) و مي‌باشد

ـ تني يا ناتني : تني‌ از يك پدر و مادر مي‌باشد‌ (مشترك)

ناتني‌ گاهي از يك‌ پدر به هم مشترك‌ مي‌باشند.

گاهي‌ از يك مادر با هم مشترك مي‌باشند.

 

محارم نسبي

 

افرادي كه هم به   زن  و هم به مرد
 محرم هستند

 

افرادي كه هم به  مرد هم به وزن  محرم هستند

پدر

مادر

پدر مادر( پدر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا  روند 

مادر مادر ( مادر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا روند

پدر  پدر ( پدر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

 مادر پدر ( مادر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

پسر

 دختر

پسر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين روند

 دختر دختر ( نوه دختري ) و....هر چه پائين تر روند

پسر دختر ( نوه دختري ) و ...هر چه پائين روند

دختر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين تر روند

برادر

خواهر

پسر برادر ( برادر زاده ) و ...هر چه پائين روند

 دختر خواهر ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

پسر خواهر ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

 دختر برادر ( برادرزاده ) و هر چه پائين روند

عمو ( برادر پدر )

عمه ( خواهر پدر )

عموي پدري ( برادر پدر پدر ) و هر ...چه بالا روند

عمه پدر ( خواهر پدر پدر ) وهرچه ...بالا روند

عموي مادري ( برادر پدر مادر ) و هر ..چه بالا روند

عمه مادر ( خواهر پدر مادر ) و هر چه ....بالا روند

دائي ( برادر مادر )

خاله ( خواهر مادر )

دائي مادري ( برادرمادر مادر ) وهر ...چه بالا روند

خاله مادري ( خواهر مادر مادر ) و هر چه ..بالا روند

دائي پدري ( برادر مادر پدر ) وهر ...چه بالا روند

خاله پدري ( خواهر مادر پدر ) و هر چه ..بالا روند

جدول محارم نسبي در اخر كتاب اورده شده است شما مي توانيد با نوشتن اسامي محارم خود انها را بهتر بشناسيد

 

آيا مردى كه مى‏ميرد همسرش به او نامحرم مى‏شود؟

زن و شوهر تا مادامى كه طلاقى بين آنها واقع نشده براى هميشه به يكديگر محرم هستند (حتى بعد از مرگ). غلط مشهورى است كه معلوم نيست از كجا سرچشمه
گرفته است كه مى‏گويند بعد از مردن زن و شوهر به يكديگر نامحرم مى‏شوند. در تاريخ نيز آمده است كه حضرت على (ع) حضرت زهرا (س) را غسل دادند و تجهيز كردند. به طور كلى همه فقها مى‏گويند: بعد از مرگ زن شوهر او از ديگران به غسل و كفن و دفن زنش اولى مى‏باشد. زن و مرد همين طور كه در زمان حيات مى‏توانند يكديگر
 را ببوسند در زمان ممات نيز همين حكم را دارد.

آيا عموهاى ناتنى كه مادرشان مادربزرگ من است و شوهر دوم مادربزرگم‏و فرزند شوهر دوم آن بر ما نيز محرم‏اند؟

عموهاى ناتنى شما كه مادرشان مادربزرگ شماست به شما محرمند
و همچنين شوهر دوم مادربزرگ به شما محرم است اما فرزند شوهر دوم
كه از زن ديگرى بوده است به شما محرم نيست.

 



[1] -تحرير الوسيله 2ص243 ، مساله 17




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:44 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

محارم سببي ( يعني افرادي كه از طريق پيوند زناشوئي و نسبت پيدا كردن محرم مي شوند كه براي مردان عبارتند از:
1ـ زن (عروس)
  مادر زن
3ـ دختر زن ( نا دختري )
4ـ زن پدر ( نامادري )
5ـ زن پدر پدر ( زن جد نامادري )نا مادري پدر
6ـ زن پدر مادر (زن جد نامادري ) نامادري مادر 
7ـ زن پسر (عروس )
8ـ زن پسر پسر ( همسر نوه انسان ) عروس پسري
9ـ زن پسر دختر ( همسر نوه ) عروس دختري
كسانـي كه به زن محرمند
1- مرد (شوهر )
2- پدر شوهر   
3- پسر شوهر( نا پسري ) 

4- شوهر مادر (ناپدري )

5- مادر پدر زن

6-شوهر دختر (داماد)

7- پدر پدر شوهر انسان ( جد پدري )

8-پدر مادر شوهر انسان (جد مادري )




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:43 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

 ( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و  التي‌
في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌ و عمه‌هايتان‌
و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌
( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌ ( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج
جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

در ايه 23 سوره نساء به محارم رضاعي اشاره كرده و مي فرمايد

وامهاتكم التي ارضعنكم واخواتكم          

ومادراني كه شما را شير مي دهند و خواهران رضاعي شما بر شما حرامند»   

     براي  عدم ذكر برادران وخواهران  رضاعي ومانند آن نيز به خاطر اين انست كه آنها در حكم برادر وخواهر وساير محارم محسوب مي شوند ونياز به ذكر مستقل ندارند و اين آيه با سياقي كه دارد دلالت مي كند بر اينكه شارع اسلام حكم مادري و فرزندي را بين
 يك دختر و زني كه او را شير داده  بر قرار كرده است يعني زن شيرده را مادر آن دختر
و دختر را فرزندان زن دانسته و همچنين حكم برادري را بين يك پسر و خواهر شيري‌اش بر قرار ساخته چون اين مادر فرزندي و اين برادر خواهري را امري مسلم گرفته است
 پس مساله رضاع و شير دادن و شير نوشيدن به حسب تشريع روابط نسبي را ايجاد مي‌كند واين معنا به بياني كه به زودي مي آيد از مختصات شريعت اسلامي است گرچه قرآن دراين قسمت از آيه تنها به دو دسته يعني خواهران و مادران رضاعي اشاره كرده ولي طبق روايات فراواني كه در دست است محارم رضاعي منحصر به اينها نيستند بلكه طبق حديث معروف كه از پيامبر (ص) نقل شده ( يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب )  تمام كساني كه از نظر ارتباط نسبي حرامند از نظر شير خوارگي نيز حرام مي شوند. البته مقدار
شير خوارگي كه تاثير در محرميت ميكند و همچنين شرائط وكيفيت ان ريزه كارهاي فراواني دارد 000




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:41 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

 

 

محارم سببي

افرادي كه به واسطه ازدواج بر دخترها

و زن‌ها‌ محرم‌ مي‌شوند

افرادي كه به واسطه ازدواج بر پسر‌ها

و مردها‌ محرم‌ مي‌شوند

 

مرد ( شوهر )

زن ( عروس )

پدر شوهر

مادر زن

پسر شوهر (ناپسري )

دختر زن (نا دختري )

شوهر مادر ( نا پدري )

زن پدر ( نا مادري )

مادر پدر زن

زن پدر پدر ( زن جد نامادري )

شوهر دختر (داماد )

زن پدر مادر ( زن جدنامادري )

پدر پدر شوهر انسان (جد پدري)

زن پسر ( عروس )

پدر مادر شوهر انسان
(حد مادري )

زن پسر پسر ( همسر نوه انسان )عروس پسري

 

زن پسر دختر(همسر نوه انسان)عروس دختري

 

شخصي پس از فوت همسرش دو باره ازدواج كرده و مادر زن اول او نيز دوباره ازدواج كرده است آيا هنوز به مادر زن اول محرم است ؟ در صورت طلاق چطور؟ اگر پسر كسي بميرد و عروس او شوهر ديگري كند يا عروسش طلاق بگيرد
و با ديگري ازدواج كند ايا باز هم به پدر شوهر اول محرم است ؟

مادر زن در هر حال محرم است و عروس هم در هر حال به پدر شوهر محرم است.

مردي داراي دو زن است و از هر زني چند دختر دارد و اضافي وهمه دخترها
 را شوهر داده آيا شوهران اين دختران به زن ديگر آن مرد محرمند و آيا فرزندان
و نوه ها چه از اين دختر وچه از آن دختر نسبت به زنهاي ديگر مرد محرمند؟

 بچه ها و نوه ها به مرد و زن محرمند ولي داماد يك زن به زن ديگر محرم نيست.

آيا زن پدر نسبت به فرزندان دختر و پسر شوهر خود كه از زن
ديگري مي‌باشند محرم است ؟   همه به هم محرمند

آيا فرزندان ذكور به زن پدر محرم هستند؟

به طور كلى زن پدر به فرزندانى كه اين مرد (يعنى پدر) از زن ديگرى دارد محرم است و فرزندان نيز به زن پدر محرمند

آيا زن بابا و بستگان نسبى او با من محرم هستند؟

زن پدر و فرزندان شوهر او به يكديگر محرم هستند. ولى خواهر زن‏پدر
 و مادر او به شما نامحرم هستند

 آيا ناپدرى مادرم بر من و مادرم محرم است؟

اگر مردى زنى را به عقد خود درآورد و با او نزديكى كند فرزندان آن زن و نوه‏هايش
به آن مرد محرم هستند
.

هر گاه مردي زن خود را طلاق دهد و زن با ديكري ازدواج  كند و از او دختري پيدا كند ايا اين دختربر مرد اول محرم است ؟

ـ چنانچه شوهر اول دخول كرده باشد به زوجه خود دختر او به وي محرم است

هر گاه مردي با زني ازدواج كند و او از شوهر قبلي داراي دختري باشد و به حد بلوغ برسد ايا بر اين مرد محرم است ؟  در فرض دخول به زوجه محرم است

آيا فرزندان شوهر به زن فعليش محرم هستند؟

الف) فرزندانى كه شوهر از زن ديگرش دارد به زن فعلى او (زن دوم) محرم مى‏باشند. هم‏چنين است بچه‏هايى كه از اين فرزندان متولد مى‏شوند و نوادگان شوهر مى‏باشند.

ب) شوهران دخترانى كه مرد از زن اول دارد (دامادهاى او) به زن دوم محرم مى‏باشند.

ج) فرزندان اين دخترها چون نواده شوهرِ اين زن محسوب مى‏شوند به زن دوم محرم مى‏باشند.

آيا زن پدر محرم انسان است در صورتي كه زن جوان هم باشد ؟ مادر زن پدر چطور؟ زن پدر محرم است ولي مادراو محرم نيست                             

ايا محارم سببي مانند مادر زن و ربيبه بعد از قطع سبب باز هم محرمند ؟

محرميت ابدي است

مادر زن پدر به بچه هاي آن پدر محرمند؟

زن بيوه اي كه با مردي ازدواج كرده دخترش به آن مردمحرم است  ولي به پدر آن محرم نيست.

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:41 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

از رسول اكرم (ص) هم رواياتي از طريق شيعه و ... نقل شده كه فرموده خداي تعالي
 از روابط شير خوردن همان را حرام كرده كه از روابط نسبي حرام كرده است ( مثلا
اگر از روابط نسبي مادر را محرم فرزند كرده مادر شيرده را نيز بر فرزند شير خوارش حرام كرده است ) و لازمه اين فرمايش اين است كه به وسيله شير حرمت به تمامي افرادي
كه ( اگر نسبي بودند محرم بودند ) منتشر گردد يعني وقتي كودك من شير زني را خورد آن زن مادرش و كودك من فرزندش و كودك آن زن خواهرش و خواهر آن زن خاله اش
و خواهر شوهر آن زن عمه اش و فرزندان كودك ان زن برادر زاده و يا خواهر زاده اش
مي‌شوند و همه به وي محرم مي‌باشند




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:40 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

اينجاست كه با پرورش گوشت واستخوان انها با شير شخص معيني شباهت به فرزندان او پيدا مي كند مثلا زنيكه كودكي را به اندازه‌اي شير مي دهد كه بدن او با آن شير رشد مخصوصي مي كند يك نوع شباهت در ميان آن كودك وساير فرزندان
 آن زن پيدا مي شود ودر حقيقت هر كدام جزئي از بدن آن مادر محسوب مي گردند وهمانند دو برادر نسبي هستند 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:40 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

 

افراد ي كه هم به   دختر رضاعي

و هم به پسر رضاعي 
محرم   هستند

 

افرادي كه هم به  پسر رضاعي  و هم
 به دختررضاعي   محرم هستند

پدر رضاعي

مادررضاعي

پدر مادررضاعي( پدر بزرگ مادري ) و...هر چه
 بالا  روند

مادر مادررضاعي ( مادر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا روند

پدر  پدررضاعي ( پدر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

مادر پدررضاعي ( مادر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

پسر

دختر

پسر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين روند

دختر دختر ( نوه دختري ) و....هر چه پائين تر روند

پسر دختر ( نوه دختري ) و ...هر چه پائين روند

دختر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين تر روند

برادررضاعي

خواهررضاعي

پسر برادررضاعي ( برادر زاده ) و ...هر چه پائين روند

دختر خواهررضاعي ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

پسر خواهررضاعي ( خواهر زاده ) و ...هر چه
پائين روند

دختر برادررضاعي ( برادرزاده ) و هر چه پائين روند

عمو ( برادر پدر )

عمه ( خواهر پدررضاعي )

عمو پدري ( برادر پدر پدررضاعي )
و هر ...چه بالا روند

عمه پدر ( خواهر پدر پدررضاعي ) وهرچه ...بالا روند

عمو مادري ( برادر پدر مادررضاعي )
و هر ..چه بالا روند

عمه مادر ( خواهر پدر مادررضاعي )
 و هر چه ....بالا روند

دائي ( برادر مادر )

خاله ( خواهر مادررضاعي )

دائي مادري ( برادرمادر مادررضاعي ) وهر ...
چه بالا روند

خاله مادري ( خواهر مادر مادررضاعي )
و هر چه ..بالا روند

دائي پدري ( برادر مادر پدررضاعي )
 وهر ...چه بالا روند

خاله پدري ( خواهر مادر پدررضاعي ) و هر چه ..بالا روند

مستحب است ممانعت كنند كه زنها هر بچه اي را شير ندهند زيرا ممكن است فراموش شود كه به چه كساني شير داده اندو بعد دو نفر محرم با يكديگر ازدواج نمائند
و يا ازدواج برخي باطل گردد بنابراين قبل از شير دادن بايد كاملا از مسائل ان اگاه باشند

اگر زني بچه دختر خود را شير دهد آن دختر به شوهر خود حرام مي شود و همچنين است اگر بچه اي را كه شوهر دختر از زن ديگر دارد شير دهد ولي اگر بچه پسر خود
را شير دهد زن پسرش كه مادر آن طفل شيرخوار است بر شوهر خود حرام نمي شود

اگر زن پدر دختري بچه شوهر ان دختر را از شير آن پدر شير دهد آن دختر
 به شوهرخود حرام مي شود چه بچه از همان دختر يا از زن ديگر شوهر او باشد  

اگر زن از شير شوهر خود اين افراد را شير دهد شوهرش بر او حرام نمي شود
اگر چه بهتر است اين كار را نكند

1- براد ر وخواهر خود را

2- عمو وعمه ودائي و خاله خود را

3- اولاد عمو و اولاد دائي خود را

4- برادر زاده خود را

5- برادر شوهر يا خواهر شوهر خود را

6- خواهر زاده خود يا خواهر زاده شوهرش را

7- عمو وعمه و دائي و خاله شوهرش را

8- نوه زن ديگر شوهر خود را

مساله   اگر زن از شير يك شوهر چندين بچه را شير دهد همه آنان
به يكديگر و به شوهر و به زني كه انان را شير داده محرم مي شوند

مساله اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام از آنان با شرايطي
كه گفتيم بچه‌اي را شير دهد همه آن بچه ها به يكديگر و به آن مرد
و به همه آن زنها محرم مي‌شوند

مساله اگر زن از شير يك شوهر چندين كودك را شير دهد همه آنان
 به يكديگر و به زني كه آنان را شير داده و به شوهر آن زن محرم مي شوند همچنين اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام آنان با شرايطي كه مي آيد كودكي را شير دهند همه آن كودكان به يكديگر و به آن مرد و به همه آن زنها محرم مي شوند

آيا نوه هاي مادر رضاعي بر شير خوار محرم مي باشند ؟

نوه ها بر شير خوار محرم مي باشند

پسرى كه روزى يك يا دوبار از خانمى شيرخورده و در بين شيرخوردن شيرمادرش‏و غذا نيز مى‏خورده است آيا محرميت حاصل مى‏شود؟

اگر مدت زمان زيادى تقريبا حدود يك ماه به كيفيت مذكور شير خورده باشد
كه بدانند مقدارى از گوشت و استخوان او از شير اين زن روئيده است محرميت حاصل شده ولى اگر زمان شيرخوارگى خيلى طولانى نبوده و شك داريد كه آيا به مقدار
لازم رسيده يا نه از ازدواج با دختران آن زن اجتناب شود در ساير امور مثل نگاه محرميت و غيره نيز احتياط كند. بله اگر تعداد ايامى كه از آن زن شير خورده خيلى كم بوده مثلا به مدت چهار پنج روز، روزى يك يا دو بار محرميت حاصل نمى‏شود.

دختر دايي من يك ماه از مادرم شير خورده، آيا به من محرم است؟

اگر طبق شرايطى كه در توضيح‏المسائل آمده شير خورده باشد به شما و تمام فرزندان مادرتان محرم است. و اگر شك داشته باشيد احتياط كنيد و با او ازدواج نكنيد
و نگاه محرمانه هم به او ننماييد

 زني به دختر خود و به پسر خواهر خود شير مى‏دهد چه حكمى دارد آيا به‏هم محرم مى‏شوند؟

اگر شرايط هشتگانه‏اى كه براى محرميت رضاعى ذكر شده عملى شود پسر خواهر
 آن زن با دختر خاله‏هاى خود محرم مى‏شود

اگر زني بچه اي را با شرايط شير دهد شوهر آن زن كه صاحب شير است
به خواهرهاي آن بچه محرم نمي شود ولي احتياط مستحب آ ن است كه با آنان
ازدواج ننمايد و نيز خويشان شوهر به خواهر و برادر آن بچه محرم نمي شوند.

شير مـادر

 شير غذائي است كه پرحجم و پر نيرو كه سر شار از مواد مختلف حياتي بوده
و در آن علاوه بر مواد قندي و مواد معدني انواع مختلفي از ويتامين ها نيز يافت مي شود
 و بدين جهت مي توان آن را يك مجموعه غذائي كامل به حساب آورد و همان طور
كه در حديثي از پيامبر اكرم (ص) نقل شده شير به تنهايي هم نقش مواد نوشيدني
را ايفا ميكند وهم نقش مواد خوراكي را.
[1]اهميت اين ماده وقتي روشن مي شود كه بدانيم يكي از نهرها و چشمه هاي گوناگوني كه خداوند براي بهشتيان قرار داده نهر هايي
از شير است . با اين تفاوت كه شير جاري در آن با گذشت زمان دستخوش فساد و دگر گوني نمي‌گردد سوره محمد ايه 15 (
و انهار من ابن لم يتغير طعمه) و به اين جهت
 در سخنان پيشوايان دين ع شير مادر براي بچه بهترين و كاملترين غذا شمرده شده است

1- پيامبر (ص): براي بچه غذايي بهتر از شير مادر وجود ندارد.[2]

2- حضرت علي (ع) هيج شيري نيست كه به بچه داده شود و بركتش براي او بيشتر از شير مادر باشد.[3]

     

 



[1] - بحار ج59 ص295

[2] - وسايل شيعه باب 78 ج5 468 مستدرك باب 48 ج1

[3] - وسائل 68ج1





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:39 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

 شرائط   شير دادني  كه علت محرم شدن است

مساله : شير دادني كه علت محرم شدن است نه  شرط دارد.

 اول بچه شير زن زنده را بخورد پس اگر از پستان زني كه مرده است شير بخورد  فايده اي ندارد.

 دوم: شير ان زن حرام نباشد پس اگر شير بچه اي را كه اززنا  به دنيا آمده باشد به بچه‌اي ديگر بد هند به واسطه آن شير بچه به كسي محرم نمي شود

سوم شير از ولادت باشد بنابراين اگر پستان بدون تولد فرزندي شير پيدا كند
و بچه آن شير بخورد سبب محرميت نمي‌شود

 چهارم بچه شير را از پستان بمكد پس اگر شير را در گلوي آن بريزند نتيجه ندارد

پنجم شير خالص وبا چيز ديگر مخلوط نباشد

ششم  شير از يك شوهر باشد پس اگر زن شير دهي را طلاق دهند بعد شوهر
ديگري كند و از او ابستن شود وتا موقع زائيدن شيري كه از شوهر اول داشته؛ باقي باشد ومثلا هشت دفعه پيش از زائيدن از شير شوهراول هفت دفعه بعد از زاييدن از شيرشوهر دوم به بچه اي بدهد آن بچه به كسي محرم نمي شود

هفتم بچه به واسطه مرض شير را قي (استفراق) نكند

هشتم دو سال بچه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال  او را شير دهند به كسي محرم نمي شود

 نهم  پانزده مرتبه يا يك شبانه روز به طوري كه  سه معيار گفته مي شود را دارا باشد

 

(1- اثر 2- زمان 3- عدد )

1ـ اثر ـ اينكه به حدي باشد كه عرفا موجب روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان باشد و شرط ان اين است كه مستند به شير باشد و غذائي با آن نباشد ولي غذاي كم
كه موثر نيست ضرر ندارد و اگر از دو زن شير بخورد اگر طوري باشد كه مقداري از روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان مستند به اين و مقداري مستند به آن باشد هر
دو مادر رضاعي خواهند بود و اگر به هر دو با هم مستند باشد موجب حرمت نخواهد شد

2ـ زمان ـ محاسبه زماني و شرط آن اين است كه بچه در بين يك شبانه روز غذا
يا شيركس ديگر را نخورد ولي اگر اب يا دارو يا غذا بخورد كه نگويند در بين غذا خورده اشكال ندارد و بايد در طول شبانه روز مرتب در موقع احتياج يا تمايل شير خورده باشد
و از او دريغ نشده باشد بلكه به احتياط واجب بايد اول شبانه روز را وقتي حساب كنند كه بچه گرسنه باشد و آخر  وقتي كه سير باشد 

3ـ عدد ـ محاسبه عددي و شرط آن اين است كه پانزده مرتبه را از شير يك زن بخورد
و در بين پانزده مرتبه شير كس ديگر را نخورد ولي خوردن غذا در ميان انها ضرر ندارد
 و فاصله زماني ميان پانزده بار نيز ضرري ندارد و بايد در هر دفعه شير كامل بخورد به اين معني كه گرسنه باشد و تا سير شدن كامل بدون فاصله شير بخورد ولي اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند يا كمي صبر كند كه از ابتداي پستان در دهان گرفتن تا زمان
سير شدن يك دفعه حساب شود اشكال ندارد 

شير دادني كه علت محرم شدن است به دو چيز ثابت ميشود

اول خبر دادن عده‌اي كه انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا كند

دوم شهادت دو مرد عادل يا يك مرد و دو زن يا چهار زن كه همگي عادل باشند

اگر زني بچه اي را با شرايط شير دهد آن بچه به اين عده محرم مي شود

اول خود زن و آن را مادر رضاعي مي گويند

دوم شوهر زن كه شير مال اوست و او را پدر رضاعي مي گويند

سوم پدر ومادر آن زن هر چه بالا روند اگر چه پدر ومادر رضاعي او باشند

چهارم بچه هايي كه از آن زن به دنيا  آمده اند يا به دنيا مي‌آيند

پنجم بچه‌هايي اولاد ان زن هر چه پايين روند چه از اولاد او به دنيا آمده يا اولاد او آن بچه را شير داده باشند

ششم خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعي باشند يعني به واسطه شير خوردن به آن زن خواهر وبرادر شده باشند

هفتم عمو و عمه آن زن اگر چه رضاعي باشند

هشتم دائي وخاله آن زن اگر چه رضاعي باشند

 نهم اولاد شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است هر چه پايين روند اگر چه اولاد رضاعي او باشند

دهم پدر ومادر شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است هرچه بالا روند

يازدهم خواهر وبرادر شوهري كه شير مال اوست اگر چه خواهر و برادر رضاعي او باشند

دوازدهم عمو وعمه ودائي وخاله مادرو شوهري كه شير مال اوست هرچه بالا روند پايين رضاعي باشند ونيز عده ديگري هم كه در مسائل بعد گفته مي شود به واسطه شير دادن محرم مي شوند




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:39 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

پس از وضع حمل و به دنيا ‎آمدن نوزاد دوران سخت و طاقت فرساي نگهداري
 و مراقبت كامل ار او شروع مي شود دوراني كه در آغاز آن مادر با ايثار و فداكاري بي نظير از شير خويش كه در حقيقت شيره جان اوست غذاي فرزند دلبندش را تأمين مي نمايد
 و در ادامه آن با سعي و تلاش بسيار زيادي در جهت بر آورده ساختن نيازهاي عاطفي
 و جسمي كودك خويش گام بر مي دارد شرح دردها و رنجهاي مادر در راه پرورش
 وحفظ كودك از توان نگارنده خارج است همين بس كه پيامبر اكرم (ص) در مقام قدرداني
از مادران و به پاس مشكلاتي كه در زمان شير دهي متحمل مي شوند چنين مي فرمايد
 ( زن هنگامي كه فرزندش را شير مي دهد در برابر هر  مكيدني از سوي كودك خداوند پاداش آزاد كردن برده‌اي از فرزندان اسماعيل را به او مي‌دهد . وهنگامي كه دوران شير خوارگي كودك تمام شد يكي از فرشتگان بزرگ بر پهلوي او مي‌زند و مي گويد برنامه اعمال خود را ( چون كه تازه به تكليف رسيده ) از نو آغاز كن چرا كه خداوند همه گناهان تو را بخشيده است.
[1] و در نقل ديگر از ايشان آمده است ( وقتي مادر وضع حمل نمود ودوران شير دهي فرزند شروع شد به واسطه هر بار مكيدن نوزاد خداوند نوري درخشنده
را در پيش روي او در قيامت قرار مي دهد كه همه خلايق از ان به حيرت فرو مي روند
و نيز براي او پاداش انسان روزه دار شب زنده دار نوشته مي‌شود واگر در حالي
كه روزه دار است به بچه شير دهد ثواب كسي كه تمام دهر را روزه دار و شب زنده دار است براي او مينويسند و وقتي كه پس از تمام شدن مدت شير خوارگي كودك را از شير گرفت خداوند به او خطاب ميكند اي زن تمام گناهان گذشته ترا بخشيدم پس اعمال خويش را از نو آغاز كن
[2] و همچنين نقل شده كه پيامبر اكرم (ص) در حال بيان جهاد و پاداش رزمندگان بودند كه زني گفت اي رسول خدا آيا زنان بهره‌اي از اين پاداش ندارند ؟ حضرت فرمودند چرا زن از زماني باردار شدن تا زمان كه بچه را از شير مي گيرد ثواب رزمندگان را خواهد داشت و اگر در اين ميان جان خويش را از دست بدهد براي او مقامي همانند مقام شهيد خواهد بود.[3]

1- اولين شيري كه پس از زايمان از پستان زن خارج مي شود آ غوز يا لباء نام دارد
و در كتب فقهي نسبت به دادن اين شير به بچه سفارش زيادي شده است بلكه
برخي از علماء دادن اين شير را لازم دانسته اند.
[4]

2- در برخي روايات تاكيد شده زن از هر دو پستان به بچه شير دهد
و از اين كه فقط با يك پستان بچه را شير دهد نهي شده است و دليل اين
امر در روايات اين طور بيان شده كه يكي از دو پستان داراي مواد غذائي وديگري داراي مواد اشاميدني است.
[5]

3- آميزش زن و شوهر در مدت شير خوارگي بچه اشكال ندارد و هيچ كدام از زن
و شوهر نبايد به بهانه بچه از وظايف خود در اين زمينه شانه خالي كنند.
[6]

4- اختلاف و نزاع زن و شوهر در زمان شير خوارگي بچه نبايد منافع نوزاد بي دفاع
 را به خطر اندازد و هر كدام از آنها براي انتقام از ديگري نبايد با سر نوشت كودك
بازي نمايد چرا كه اين كارضربه هاي جبران نا پذيري بر جسم و روح نوزاد مي گذارد



[1] - وسائل باب68ج1 ص451

[2] - وسائل باب47 ج15 ص 156

[3] - بحار الانوار ج101 ص 97 ح 56

[4] - شرح اللمعه كتاب نكاح ج5 ص453

[5] - وسائل باب 69 ج1 ص 453

[6] -وسائل باب 72 ص 457 و458




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:38 توسط ..:: هدایت کاشمر ::..

با تشکر از بازدید و حضور شما در پایگاه فرهنگی مذهبی هدایت کاشمر - استدعا دارم جهت ارتقاء این پایگاه از نظر دادن دریغ نکنید - التماس دعا - مدیر وبلاگ: محمد ایوبی -